تنها راه نجات از خیلى مشکلات – که جوانان گریبان گیر آن هستند – ازدواج است. ازدواج پنج حکم دارد، نه تنها ازدواج بلکه آب خوردن هم پنج حکم دارد: واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح. اگر کسى احتمال دهد که اگر ازدواج نکند به حرام مى افتد، ازدواج بر او واجب مى شود. البته ورزش زیاد و تقلیل در غذا، در کم کردن شهوت مؤثر است. پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم مى فرمود: اِختِصاءُ اُمتی الصوم در گذشته مرسوم بود در طفولیت، بیضه ى بعضى بچه ها را به قدرى مى مالیدند که آب مى شد و باعث مى شد که در بزرگى ابداً میل به زن نداشتند. نام این عمل وجاء و اختصا بود. پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم مى فرماید: اختصاء امت من، روزه است.(مستدرک الوسائل۷/۵۰۷) یعنى روزه در فرو نشاندن آتش شهوت، بسیار مؤثر است. پدرم به من مى گفت: چون تمکن نداشتم، تا ۳۰ سالگى نتوانستم زن بگیرم، روزهاى تابستان را روزه مى گرفتم تا به این وسیله، شهوت را تسکین دهم. ورزش زیاد و نخوردن چیزهاى محرک مثل ادویه و تخم مرغ در فروکش کردن شهوت خیلى مؤثر است ولى اگر امکان نداشت، به پدرتان اصرار کنید تا مقدمات ازدواج شما را فراهم نماید. اگر قبول نکرد، او را نزد من بفرستید تا این روایت را برایش بخوانم که پیامبر فرمود: مَن أدرَکَ لَهُ وَلَدٌ وَ عِندَهُ ما یُزَوجُهُ فَأحدَثَ فَالِإثمُ بَینَهما؛ کسی که فرزندى به او عطا شد و استطاعت داشت او را زن بدهد و ندهد، اگرکار خلافى مرتکب شد، گناهش به حساب هر دو است.
یک جوان وقتى به نامحرم مى رسد – اگر چه چشم چرانى نکند – مسلماً روى اعصابش اثر مى گذارد. اما وقتى همسر داشت، اعصابش آرام است. خداوند کریم در قرآن مجید مى فرماید: وَ مِن آیاتِهِ أَن خَلَقَ لَکُم من أنفُسِکُم أَزواجًا لِتَسکُنوا إِلَیها (از نوع خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدان ها آرام گیرید.) (روم۲۱)
زن نداشتن براى یک جوان، باعث اضطراب است باید تصمیم گرفت و عمل کرد. مردان حق اهل تصمیم اند.
مطلب دیگرى به غلط، شهرت یافته که مى گویند: ازدواج، سد راه تحصیل است. در حالی که اگر جوانی ازدواج کرد، حواسش جمع است و مى تواند در درس موفق شود!
دکتری از فارغ التحصیلان علوی مى گفت: پدر من خیلى به من خدمت کرد ولى بالاتر از همه این بود که خیلی زود به من زن داد.
دکتر کوثرى مى گفت: پدر من ماهى هشت تومان براى من مى فرستاد، در سال اول دانشگاه، احساس کردم نمى توانم خود را حفظ کنم، با همان پول زن گرفتم.
ما مى خواهیم بدون زحمت، فرد مفیدى شویم، امکان ندارد. اگر مى خواهید شخصیت ارزنده اى شوید، باید قوایتان متمرکز باشد. افرادى در نتیجه ى همین تذکرات، فرزندشان را در سال آخر دبیرستان زن دادند. یکی از این ها الآن دو بچه دارد، سربازى هم رفته و در زندگى هم خیلى موفق است. بعضى مادرها مى گویند: چه حرف ها! حالا چه وقت زن گرفتن است! دهنش بوى شیر می دهد! به سربازى نرفته! چه کسى به این زن مى دهد؟! این که هنوز بچه است! و… آیا با این حرف های مزخرف مى شود جواب غریزه را داد؟ باید پدران را متوجه کنیم که زن دادن پسر وظیفه ى شما است. به پدر دختر بگویید: دخترت را به پسرم بده، اگر گفت: شغلى ندارد، بگویید: من خانه ام را مى فروشم، پولش را براى خرج دخترت در بانک مى گذارم تا پسرم لیسانسش را بگیرد! مطلب این نیست که دخترى حاضر نمى شود ازدواج کند، بلکه این آقا مى خواهد راحت باشد، مى گوید: این چه کارى است که خرج خودش و زنش را بدهم! غافل از آن که در اثر نداشتن زن، گرفتارى هایى برایش ایجاد مى شود که باید چند برابرِ خرج زنش، براى آن گرفتارى ها خرج کند.
یکى از دوستان مى گفت: به شخصى گفتم: پسرت را زن بده، گفت: مى خواهم خانه ام را بزرگ کنم، بعد زنش بدهم! به او گفتم: اگر دکتر به پسرت دوایى بدهد، فرضاً خانه هم نداشته باشى، چه مى کنى؟ غیر از این است که هر طور شده دوا را تهیه مى کنى و به او مى دهى؛ زن براى پسر تو مثل دوا است، براى خانه و این حرف ها، او را معطل نکن!
در جریان ازدواج، مراقب باشید بعضى دخترانى که سن شان از شما بیشتر است، مى خواهند نظر شما را به سمت خودشان جلب کنند، مبادا با دخترى که سنش از شما بیشتر است، ازدواج کنید.
یکى دیگر از مسائلى که باید در نظر گرفت، این که از خانواده هاى اصیل زن بگیرید.
اسلام دینى جهانى است. مسلمانان براى تجارت و کارهاى دیگر به جاهاى گوناگون دنیا سفر مى کنند و به دلایلى نمى توانند همسر خود را همراه ببرند، غریزه ى جنسى را هم که نمى شود نادیده گرفت، لذا ازدواج موقت تشریع شده است.
خلیفه ى دوم صیغه و ازدواج موقت را حرام کرد با این که در قرآن هم آمده است. اگر ازدواج موقت به واسطه ى حرف عمر در نظرها زشت نشده بود، جوان ها این قدر به زحمت نمى افتادند. برتراند راسل مى گوید: در اجتماع امروز براى جوان ها غیر از ازدواج موقت، چاره اى نیست. جوان هاى ما خیال مى کنند جناب آقاى راسل هنر کرده اند و مطلب تازه اى فرموده اند؛ نه، ازدواج موقت همان دستورى است که اسلام در ۱۴۰۰ سال قبل فرموده که اگر نتوانستى به صورت دائم ازدواج کنى، ازدواج موقت اشکالى ندارد. ولى این را به صورت زشتى در آورده اند که زنى مى گوید: همین جورى حاضرم ولى صیغه نمى شوم. (خنده ى بچه ها)
جوان تا وقتى ازدواج نکرده، براى آن که به گناه آلوده نشود، باید به وسیله ى روزه خودش را حفظ کند. وقتى گرسنگى کشید، مى تواند شهوت را کنترل کند! عده اى از فارغ التحصیل هاى ما در تابستان، هفته اى یک روز روزه مى گیرند که در تخفیف شهوت خیلى موثر است. عده اى هم به وسیله ى ورزش هاى سنگین شهوت را کنترل مى کنند. شما هم باید به وسیله ى امساک و روزه و خوردن غذاهاى سبک، خودتان را حفظ کنید. تخم مرغ و عسل براى جوان از این نظر مناسب نیست. غذای سبک مانند نان، ماست و سبزى خیلى مفید است. از گرسنگى استفاده کنید تا خوددار و خویشتن دار شوید. در این صورت زیباترین زن هم بیاید، نگاهش نمى کنید. کسانى که مى خواهند شهوت خود را کم کنند، این کارها را انجام دهند. شما هم همین راه را بروید، ان شاء الله دوره ى جوانى به پاکى طى مى شود.
فرداى قیامت جوانى که به وسیله ى ریاضت، شهوت را از بین برده و جوانى که خودش را آلوده کرده، هر دو را مى آورند. جوانى که خودش را کنترل نکرده اگر بگوید: نمى توانستم خوددارى کنم، در جواب مى گویند: در همین زمان با وجود زن هاى بى حجاب، این جوان به وسیله ى ورزش زیاد، روزه و امساک، خودش را حفظ کرد، پس تو چرا خودت را حفظ نکردی؟
البته کسى که زیاد غذا مى خورد و از انواع محرک ها، ادویه و زعفران و سرخ کرده استفاده مى کند؛ مسلماً نمى تواند جلوى خودش را بگیرد.
قبل از آن که شهوت شما را به زانو در آورد، باید گرسنگى بکشید. کسى که در مقابل شکم خاضع و شکم خوار است، مسلماً در مقابل شهوت ذلیل است، گفتگو هم ندارد. اگر جوان بخواهد بار را به منزل برساند و آلوده نشود، باید روزه بگیرد، زیاد ورزش کند، غذا را کم کند، غذاهاى محرک نخورد تا دوره ى جوانى را به پاکى بگذراند و تحصیلات عالیه داشته باشد.
یکى از مسایل ضرورى براى شما ورزش است؛ هر قدر غذا کم بخورید، مقدارى از مواد زائد در بدن شما تجمع می یابد؛ باید به واسطه ى ورزش و تعریق، این سموم دفع شود. غیر از این هم راه دیگرى نیست. آیا مى خواهى بگویى: این کارها سبک است و من چون آدم خوبى هستم، ورزش نمى کنم! این حرف مسخره است. بوعلى سینا هزار سال قبل در کتاب قانون فصلی آورده با عنوان فصلٌ فی الریاضه ریاضت یعنى ورزش. آن وقت مى گوید: اگر اسب سوارى، شنا و کشتى نباشد، انسان در زندگى موفق نمى شود.
إنّ الشبابَ وَ الفَراغَ وَ الجِدَه
مُـفْسِدَهٌ لِلمَرءِ اَى مَـفسَدَه
جوانى، بیکارى و پول، بزرگ ترین وسیله ى فساد انسان است.
روزى مسجد مى ساختیم اما امروز باید مدرسه بسازیم و زمین ورزش تهیه کنیم تا عده اى دکتر و استاد دانشگاه متدین تربیت کنیم.
باید در همه ى امور معتدل بود. باید ورزش کرد، ولى نباید ورزش کار شد، زیرا ورزش کار در سن چهل سالگى دچار برخی امراض می شود، با هفت هشت مدال نقره و طلا که به سینه اش آویزان است و مى گویند: آقا مدال گرفته و برنده شده ولى بیچاره در چهل سالگى نمى تواند از بستر حرکت کند! این ها چه فایده اى دارد؟ کسى که مى داند افراط در ورزش باعث عوارضی می شود و در چهل سالگى در بستر می افتد، در ورزش افراط نمى کند.