در موقع صحبت مولا علیعلیه السلام یک مسیحی گفت: چقدر فصیح و بلیغ سخنرانی می کنی ولی حیف که از فلسفه ی یونان چیزی نمی دانی. علی علیه السلام فرمود: ألیس من اعتدل طباعه صفی مزاجه و من صفی مزاجه قوی اثر النفس فیه و من قوی اثر النفس فیه سما الی ما یرتقیه و من سما الی ما یرتقیه فقد تخلق بالاخلاق النفسانیه و من تخلق بالاخلاق النفسانیه فقد صار موجوداً بما هو انسان دون ان یکون موجوداً بما هو حیوان فقد دخل فی الباب الملک الصوری و لیس له غیر هذه الغایه (سرمایه ی ایمان ملا عبدالرزاق لاهیجی ۲۶۲)
کسی که طبایع بدنی اش معتدل گردید، مزاجش صاف و پاکیزه خواهد شد و کسی که مزاجش صاف و خالی از کدورت شد، روح در وجود او اثر قوی و عمیق می گذارد و کسی که تأثیر روح در وجودش قوی گردید، راه ترقی و تعالی را می پیماید و به اوج کمال می رسد و کسی که به کمال خود رسید، آراسته به اخلاق روحانی می شود و کسی که به اخلاق و صفات روحانی متصف گردید، انسانی خواهد بود با صفات انسانیت نه حیوانی با خلق وخوی بهیمیّت پس به صورت فرشته در می آید و برتر از این دیگر هدفی ندارد. پس از شنیدن این جملات مسیحی گفت: الله اکبر، یا ابن ابی طالب! لقد نطقت بالفلسفه جمیعاً بهذه الکلمات (همانا با این جملات همه ی  فلسفه را بیان کردی.)
ویکتور پوشه در کتاب راه خوشبختی می نویسد: بهبود وضع مزاجی آدمی امکان پذیر است ولی بدون تغییر برنامه ی فعلی محال می باشد. (بعضی ها می خواهند هم رهایی یابند و هم از آن چه بالفعل در آنند بیرون نیایند و این شدنی نیست.)
بعضی تصور می کنند که اصلاح مزاج در آبادی آن است که مثلاً غذای خوب بخورند و استراحت کنند و… ولی این فکر غلط است بلکه اصلاح مزاج در خرابی و آبادی است یعنی مثلاً باید کاملاً گرسنه شد بعد غذا خورد یا پیاده روی و ورزش کرد و خسته شد بعد استراحت کرد. بدون اشتها غذا خوردن و به زور خوابیدن مزاج را خراب می کند. ببینید چوپان ها که خسته می شوند، چه خواب عمیقی می روند.