یکى از دوستان مى گفت: بچّه ى هشت ساله‌ی لندنى، مثل بچّه‌ی دوازده ساله‌ی ما است! اگر ریز ریزش کنى، دم به دم چیزى نمى خورد، محال است تخمه بشکند، صبح حسابى غذا مى خورد. شما هم این طور باشید. مانعى ندارد صبحانه غذاى مناسب و کافی بخورید؛ امّا تا آن غذا کاملاً هضم نشده، چیز دیگرى نخورید. فرض کنید مى خواهیم کته بپزیم، اگر در حالى که آب برنج مى جوشد، مقدارى آب سرد بریزید، از جوش مى افتد. آیا غیر از این است؟ همان طور تخمه اى که مى خورید، هضم جدیدى مى خواهد و در نتیجه ى تداخل، هضم غذاى سابق مختل مى شود. تخمه هم هضم نمى شود و معده ى خودتان را هم خراب کردید. دم به دم غذا خوردن، باعث ناراحتى معده و روده و کبد مى شود.
امّا عدّه ى زیادى از مردم رعایت نمى کنند. یکى از همین ها مى گفت: میخ را روى میخ بکوبیم، میخ زیرى بیرون مى رود. منظورش این بود که اگر بعد از خوردن غذا، بلافاصله غذا خوردى، غذاى سابق خارج مى شود! این مزخرفات چیست؟ غذا باید چند ساعت در معده و روده بماند تا هضم شود و روده ها باید کار کند تا شیره ى غذا را بگیرد. خیلى عجیب است که این حرف ها، معناى خودش را از دست داده است. مى گوید: من جانم را براى شکم مى‌خواهم! سر و جان فداى شکم! شما را به خدا این چه منطقى است؟! آیا آیه ى قرآن است! من که نفهمیدم کجاى قرآن نوشته: سر و جان فداى شکم! مغز تمام الاغ هاى دنیا را جوشانده اند و با آمپول به این بیچاره تزریق کرده اند! تمام سیم ها قاطى شده! اصلاً در بالاخانه خبرى نیست! اسباب کشى کرده رفته! و الا یکى نیست بگوید: دیوانه، این که مهم نیست! پول این تخمه را بده پرتقال بخر ویتامین ث دارد. این بدن براى شما نیست، بلکه براى میلیون ها مسلمان است.