گاهى براى مرحوم آقاى بروجردى غذا مى آوردند. بعد از چند ساعت مى دیدند ساعت ۲ بعد از نصف شب و ایشان  غرق در مطالعه است و ابداً متوجّه نشده که در را باز کردند و غذا کنار ایشان گذاشته اند! در سنّ نود سالگى مى فرمود: با آن که لحظه اى از عمرم را جز در راه علم صرف نکردم، امّا الآن پشیمانم که چرا بیش از این در راه علم و خدا کار نکردم. مى فرمود: در نجف گاهى به حجره مى رفتم تا مقدارى مطالعه کنم و بعد بروم نان بخرم، امّا ناگهان متوجّه مى شدم صبح شده است. مظاهر دنیا براى این دسته ى از مردم هیچ ارزشى ندارد. براى این ها شاه و وزیر مطرح نیست. این حرف ها براى مردمى است که در سطح پایین و براى دنیا ارزش قایل هستند.
هـرگز وجـود حاضر و غـایب شنیده اى؟
من در میان جمع و دلم جاى دیگر است
قواى شما باید متمرکز شود، نگذارید نیرو و توانتان پخش شود.
شرط سعادت سکونت و آرامش است. در جنگ نیرو صرف مى شود که دشمن را از بین ببریم. همان طور که در جنگ هاى خارجى نیروها هدر مى رود، در جنگ درونى هم همین طور است. شما حرف هایی شنیده اید که محیط مخالف آن ها است در این صورت جنگ درونی پیش مى آید و با آن رسیدن به سعادت، کمال، پیروزى و موفّقیّت ممکن نیست.
بنابراین اگر کسى مثل شما برای رسیدن علم و کمال قدم بر  می دارد، اگر بخواهد به نتیجه برسد، باید جنگ داخلى را از بین ببرد. کسانى توانستند به مقامات علمى برسند که از جنگ‏ درونى آسوده بودند. مسأله ى تمرکز قوا شوخى بردار نیست. کسى که مقدارى از انرژى ها و نیروهایش صرف مزخرفات مادّى مى شود، آیامى خواهد به مقامات علمى برسد! آیا با این پراکندگى قوا که غذا این جور باشد، لباس آن‏جور باشد، او چه گفت؟ این چه گفت؟ این خوبه، آن بده و… مى خواهیم رجل علمى شویم؟ مُحال است. واقعاً حیف است مغزى که باید صرف مسایل علمى شود، صرف مسائلى مى شود که انسان واقعاً از گفتنش شرم دارد.
آقایان، بیایید کار را یک سره کنید و جنگ درونى را تمام کنید. البتّه مشکل است ولى ارزش دارد. اگر این جنگ تمام شد، در دنیا و آخرت خوشیم. متأسفانه عدّه اى از ما خسر الدّنیا والآخِرة هستیم. نه زن دنیا هستیم و نه مرد آخرت!