اعصاب يكى از دانش‏آموزان به كلّى خراب شده بود، تحقيق كرديم كه چرا اين طور شده؟ معلوم شد از كلاس چهارم ابتدايى، مشغول مطالعه ى رمان هاى پليسى و جنايى است. ضررهاى خواندن اين گونه مجله ها و كتاب ها را برايش توضيح دادم، شكر خدا ترك كرد و خيلى آرام شد.
اعصاب شما نرم و لطيف است و حالت پذيرش آن قوى است، لذا از خواندن اين قبيل كتاب ها زودتر تحريك می شود و اعصابتان ضعيف می شود و كم كم دچار جنون می شويد و بايد به تيمارستان برويد!
كسى كه مجلّه جنايى و رمان هاى پليسى و جنايى خوانده و با شمشير يا كلت ديگرى را می كشد، اگر بگويد: از خودم اختيارى نداشتم و در نتيجه ى مطالعه ى مجلّات و رمان ها و ديدن فيلم ها به اين صورت درآمدم و از خودم تقصيرى ندارم، آيا دولت از او می پذيرد؟ می گويند: آقا بفرماييد زندان، چوبه ى دار هم حاضر است! مجازات خداوند هم همين‏طور است. هر عملى عكس العملى دارد. ترك ها می گويند: عملوندور، پاپيچوندور. يعنى عملت پاپيچ خودت است. اگر خودمان مقدّمات را طورى فراهم كرديم كه حالا نمی توانيم حرف حق را قبول كنيم، آيا می توانيم بگوييم اختيارى نداريم!
يكى از واردات كثيفى كه ممكن است شما را به زانو درآورد، مطالعات ناجور و ديدن فيلم هاى مبتذل است. يكى از فعاليت هاى مهم ‏دشمن­ها ترويج سكس، افكار مزخرف، مجلّات و فيلم هاى كثيف است. شما بايد خيلى مواظب باشيد و خودتان را حفظ كنيد. آن ها می خواهند جوان هاى ما را با خاك يك­سان كنند. بايد روزى ۴۰۰ هزار نفر از جوان هاى ما را فقط در تهران به سينما ببرند و حدّاقل روزى يك ميليون و ۲۰۰ هزار تومان پول ما را بگيرند. يعنى ماهى ۳۶ ميليون و سالى ۴۳۲ ميليون تومان سرمايه ى ما را نابود كنند! اى كاش همين جا كار تمام می شد. پس از آن‏كه جوان هاى ما با اين فيلم ها آشنا شدند، براى به دست آوردن مشروب، هرويين و اشياى لوكس و تجمّلى، ميلياردها تومان پول و سرمايه هاى معنوى را كه از همه ى اين ها با ارزش‏تر است از دست می دهند.
شخصى می گفت: وقتى از سينما برمی گردم، مثل مارگزيده به خودم می پيچم، خوابم نمی برد، صورت هايى كه در سينما ديده ام، از مغزم خارج نمی شود، فيلم هاى پليسى، جنگى، زدن و كشتن، اعصابم را خراب می كند! از طرف ديگر فيلم هاى شهوى به من فشار می آورد! و انسان بدون اراده تحت تأثير قرار می گيرد.
دست مرموز چون نمی خواهد در ميان مسلمان ها، مردانى دانشمند تربيت شوند، مردم را سينمايى می كند. كسى كه فيلم هاى سينمايى می بيند، به واسطه ى تماشاى آن مناظر وحشتناك، خوابش نمی برد، تا دو ساعت مثل مارگزيده به خودش می پيچد! كسى كه منظره ى شهوت‏بارى را ديده، مسلّماً فاسد می شود. آن ها می خواهند ما مردمي بيچاره، بدبخت و بی اراده باشيم، بايد هر طور آن ها راه می روند، ما هم همان طور باشيم!
در یک مجله­ی تربیتی نوشته است: “هرگز تأثیر كتاب و رمان به فيلم و سينما نمی رسد. در عصر حاضر، تكنولوژى اثر و نتيجه ى مبالغه آميزى از يك داستان به دست می دهد. متأسّفانه هرگز در طول تاريخ اين اندازه اعمال ضدانسانى به وسيله ى سريال هاى تلويزيونى در معرض تماشاى اين همه انسان قرار نگرفته است. نمايش اين گونه فيلم ها چه در تلويزيون و چه در سينماها كودكان را تشويق و تحريك به اجراى رفتار پرخاش‏جويانه می كند. گرچه ما درست نمی دانيم مشاهده ى اين نوع فيلم ها در افراد بالغ چه اثراتى به وجود می آورد، ولى مدارك قاطعى در دست است كه می دانيم اين فيلم ها پذیرش جامعه را در مقابل فجايع، آدم‏كشى و قانون‏شكنى بسيار زياده كرده است.
اخيراً روان‏شناسان و جامعه شناسان آمريكايى و اروپايى دريافته اند كه تلويزيون نوعى بيمارى به نام بيمارى تلويزيون در انسان به وجود می آورد. بيمارى تلويزيون عادت شديدى است كه مردم نسبت به فيلم هاى خشونت آور پيدا می كنند و مانند مواد مخدر به آن معتاد می شوند.”
اعتياد به تلويزيون موجب آن می شود كه انسان از پرداختن به مسايل جدّى پرهيز كند. آيا اگر كسى نتوانست به مسايل جدّى فكر كند، می تواند دين، ناموس و مملكتش را حفظ كند؟ اين گونه افراد، مثل عروسك خيمه شب بازى می شوند كه از خودشان هيچ اراده اى ندارند.
مجلّه ى نيوزويك درباره­ی تأثیر سريال هاى تلويزيونى در ایجاد روح خشونت، بى رحمى، تجاوز و قانون شكنى می­نویسد: “كودكان اين عصر و زمانه، از معلّم الكترونيكى خود كه در خانه است درس هاى مخرّبى می آموزند. اكنون ۱۰ سال است به علّت نمايش فيلم هاى خشوت‏آميز، وحشتناك و غير انسانى از تلويزيون ها، روح قُلدرى، پرخاشگرى و آزار ديگران در نوجوانان، به شدّت تقويت شده است. بسيارى از سريال هاى تلويزيونى ظاهراً جالب، درس چاقوكشى، اسيدپاشى، تجاوز و حتّى آدم‏كشى به بچّه ها ياد می دهند. متأسفانه بچّه ها و جوانان در خانه ها، تماشاگران مشتاق اين گونه برنامه هاى داغ و پرماجرا هستند.
نمايش فيلم هاى خشن، پرخاش­جو و ضدّ انسانى از تلويزيون ها، به صورت يك مُد در آمده است و متأسّفانه بچّه ها و جوانان در خانه ها، تماشاگران مشتاق اين‏گونه برنامه هاى داغ و پُرماجرا هستند. مدّت هاست كه روان‏شناسان و كارشناسان تربيتى، متوجّه زيان فوق العاده اى اين نوع فيلم ها در جوانان و كودكان شده اند.”
وقتى فيلمى حركات قهرمانى را آهسته نشان می دهد، جزييات مطالب را تا عمق روح بيننده رسوخ می دهد. تكرار صحنه ها، اثر تلقينی بيشتری دارد. نور و موسيقى هم این اثرات را شديدتر و سريع‏تر می­کند.
دکتر چهرازی در کتاب ۲۰ مقاله می­نویسد: كودك نسبت به آن‏چه می­بيند، حسّاسيّت پيدا می كند و آن ها را ملاك رفتار و قضاوت خود قرار داده و مخصوصاً صحنه هاى تلويزيون را مورد تقليد قرار می دهد! چه بسا اتّفاق افتاده است كه پس از ديدن صحنه هاى زد و خورد و هيجان آور يا سرقت، عيناً همان اعمال را انجام داده است. به اين ترتيب بر اوليا جامعه و مديران مؤسّسات فرهنگى واجب است در بررسى انتشارات و برنامه هاى راديو و تلويزيون دقّت به عمل آورند و برنامه هاى خود را به نظر متخصّصان روان‏شناسى كودك يا مربيان و يا متخصصان سلامت فكر برسانند.
پسرى فيلم رفتن در شيشه را ديد و بى اختيار خود را به شيشه زد! فيلم است، بچّه كه نمی فهمد واقعيّت ندارد، لذا بدون اراده عكس آن در لوح دلش افتاده و بى اختيار خودش را به شيشه زده و می خواهد مثل هنرپيشه ى فيلم بازى كند. هنگامى كه در سينما فيلم تماشا می كنيد، به تمام معنى در اختيار آن فيلم هستيد يعنى از خودتان اراده اى نداريد. يعنى انسان فيلمى را كه می بيند، بدون اراده همان حركات را انجام می دهد بسيار ديده شده است كه كسى فيلم شمشير بازى را ديده، شمشير به ديگرى زده و او را كشته است.
می دانيم اين فيلم ها پذیرش جامعه را در مقابل فجايع، آدم‏كشى و قانون‏شكنى بسيار زياده كرده است.
بچّه اى در فيلمى، صحنه ى آدم‏كشى را ديده بود. وقتى به خانه رفت، برادرش را كشت! دكتر الكسيس كارل در كتاب انسان موجود ناشناخته می نويسد: بدون آن كه حساب كنند آيا اين اختراعات براى بشر مفيد است يا نه، اختراعاتى انجام دادند، مثلاً تلويزيون را اختراع كردند و حساب نكردند كار به كجا خواهد رسيد و چه عواقبى خواهد داشت.
شخصى که مناظر وحشتناكى را می­بیند، كم‏كم به آن انس می­گیرد و آدم كشتن برايش امرى عادى شده، قسىّ القلب و سنگ­دل می­شود. ايرانی ها خيلى با عاطفه و در تمام دنيا در صفا، وفا و برادرى زبان­زد هستند. مسلّماً در اقوام‏تان هست كسى كه هستی اش را داده تا دیگرى را نجات بدهد و بسيار شنيديد كه فداكارى جزء ذات ايرانى است. برعكس اروپايی ها اين گونه نيستند.
آیا اسلام ديدن مناظرى که قساوت و سنگ‏دلى ايجاد كند را تجويز می­كند؟ اسلام می گويد: غذا خوردن بر سر سفره اى كه عدّه اى مشروب می خورند، حرام است. می گويد: درست است كه تو مشروب نمی خورى و آن شخص مشروب می خورد، تو چلوكبابى می خورى ولى همين چلوكباب مثل مشروب حرام است و حق ندارى بخورى و سر آن سفره بنشينى! چرا؟ چون منظره ى شراب خوارى در روح تو اثر می گذارد.
علّت حرمت سينما آن است كه مقدّمه ى فساد است. شخصى گفت: در ژاپن يكى از كسانى كه منظره ى بمباران هيروشيما را ديده بود، گفت: هنگام بمباران، فضا يك پارچه آتش شد و پس از چند دقيقه همه خاكستر شدند. بعضى اشخاصى كه زنده مانده بودند، را ديدم، قيافه ها عوض شده و به صورت وحشتناكى درآمده بودند. براى آن‏كه مضرّات بمب اتم را به دنيا بفهمانند، آن ها را دور دنيا گرداندند. اين كار را چه كسى انجام داد؟ انسانى كه كم‏كم به او گفتند: اشكالى ندارد، بزن و بكش! روز اوّل كه نمی شود به يك ايرانى كه خروارها گندم به فقرا می دهد و خودش نان كُپُنى می خورد بگويند: آدم بكش. بلكه آرام آرام او را با مناظرى آشنا می كنند كه آدم كُشى برايش عادى شود بلكه از آدم كُشى خوشش بيايد و لذّت ببرد. ما مسلمان و پيرو قرآنيم. قرآن می گويد: فرداى قيامت دست، پا و چشم شهادت می دهد. الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَ هِهِمْ وَ تُكَلِّمُنَآ أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ (امروز بر دهان­هاى آنان مُهر می نهيم، و دست هايشان با ما سخن می گويند، و پاهايشان بدان چه فراهم می ساختند گواهى می دهند.)
ممكن است شخصى كه پايان كار را نمی بيند بگويد: ما اين حسّ را به كار می اندازيم و به نامحرم نگاه می كنيم، بعد هر چه می خواهد بشود! امّا كسى كه پايان كار را می بيند، اين طور فكر نمی كند. بلكه عاقل است و می گويد: آينده هر چه هم دور باشد، نزديك است.
چرا عاقل كند كارى كه باز آرد پشيمانى ديدن منظره ى شهوت بار موجب می شود تا انسان گرفتار امراض قلبى و ضعف اعصاب شود. فيلم هاى شهوى آثارى می گذارد كه گفتنى نيست. فيلم هاى جنگى هم اين آثار را می گذارد. آيا عقل شما اجازه می دهد خودتان را به صورتى درآورید كه از آدم‏كُشى لذّت ببريد؟
توجّه كنيد در گذشته، اصلاً اين مسائلى كه الآن در روزنامه ها می نويسند يا می بينيد، نبود، بلكه محيط آرامى بود. پسرها در مقابل پدرها و كوچك‏ترها در مقابل بزرگ‏ترها متواضع بودند و اين خشونت و آدم كشى، معلول علّتى است. اين ها بى خود نيست. طبع ايرانى ملايم، لطيف و ظريف است ولى ملاحظه می فرماييد چه طور رفتارها و قيافه ها عوض شده است، علّت همه ى اين ها، نمايش فيلم هاى خشونت‏آميز سينمايى و تلويزيونى است.
گاهى اوقات فيلم هايى نشان می دهند كه اسمش اخلاقى است. با خود می گوييد: اين كه شهوى، جنايى و پليسى نيست. ولى بايد بدانيم دشمن براى افرادى مثل شما از همين راه ضربه ى خودش را می زند. فيلم و نمايشنامه ى ظاهراً ضدّ هرويين و مرفين، خود يكى از علل شيوع مصرف هرويين و مرفين توسط بسيارى از جوان هاى ما شد.