باید بفهمیم حوادث دنیا اجتناب ناپذیر است یعنى آن چه باید بشود، بدون کم و زیاد واقع خواهد شد. کارخانه ى برادرم آتش گرفت. صبح همان روز یکى از دوستان به همسرش گفت: دیشب خواب دیدم کارخانه ى فلانى آتش گرفته و خودش هم در وسط آتش است. پس از پنج ساعت آتش سوزى شد. حوادث اجتناب ناپذیر است و آن چه معیّن شده، در همان ساعت معیّن، انجام خواهد شد. قرآن می فرماید: فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ لَا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا یَسْتَقْدِمُونَ (پس چون اجلشان فرا رسد، نه مى توانند ساعتى آن را پس اندازند و نه پیش.)
اگر این مطلب را فهمیدیم، در برابر حوادث و سختى ها مثل کوه پابرجا خواهیم بود. کسى که مى گوید: چرا فلان چیز آن طورى که من مى خواستم نشد و مى گوید: تمام امور باید به میل من باشد، در حقیقت مى خواهد بگوید: من خدا هستم! چون کسى که همه ى خواسته هاى او عملى مى شود، فقط خداست.
کسى که وقتى یک میلیون کاسبى مى کند به هوا مى پرد و بشکن مى زند، مسلّماً اگر ضرر کند، غصّه مى خورد. کسى که پرظرف است اگر چیزى را از دست بدهد غصّه نمى خورد و اگر هم چیزى به دستش آید، خودش را گم نمى کند. پس هیچ چیز در آدم پرظرف اثر نمى کند. نفع و ضرر برایش یکسان است. این آدم طورى نیست که اگر فحشش بدهند، ناراحت و اگر تعریفش کنند خوشحال شود یا اگر فرشش را بدزدند، ناراحت و اگر سود سرشارى ببرد، خوشحال شود.
روزى کره ى زمین به وجود آمده و روزى هم متلاشى خواهد شد؛ ما با یک دنیا ناراحتى مى گوییم: اى واى خانه مان خراب شد، بچّه ها زیر آوار رفتند و… ولى در آن دستگاه عظیم، این حرف ها معنایى ندارد. البته افرادى هستند که این گونه اند و بسیار آرام با مسائل برخورد مى کنند.
باید فکر کرد که ما با دیگران فرقى نداریم. ناراحتى و ناخوشى‏ها فقط مخصوص ما نیست، همه مى میرند، همه فقیر مى شوند، همه پیر مى شوند، روزى چندین کارخانه مى سوزد و چند بنگاه آتش مى گیرد.