شخصی دکترا دارد و چندین سال درس خوانده، ولى چون واقع بین نیست، براى امورى بسیار سطحى و بى ارزش، هزار جور سختى و عذاب به جان مى خرد. همین آقا براى پول آبرو و قلبش را از دست مى دهد، براى آن که فلان بدهکار پول سفته را نداده، داد مى زند، نعره مى کشد، نقش زمین مى شود و بعد از سه روز هم به زیر خاک مى رود! آیا این آقا واقع بین است؟
اگر انسان از ابتداى زندگى واقع بین باشد، تیزبین، عمیق و آرام مى شود و دیگر حاضر نیست قلب، کبد، کلیه و اعصابش را بدهد، براى آن که فلان سفته برگشت خورده یا فلان خانه خراب شده است.
اعصاب، از تمام حوادثى که براى انسان پیش مى آید، فاکتورگیرى مى کند. یعنى کسى که در دوران زندگى بزرگوار بوده و مسایل مادى را کوچک مى دانسته، غیر از کسى است که براى دیر رسیدن آجر به ساختمان نعره زده و خون دل خورده است. اعصاب این بدبخت از این عصبانى شدن ها فاکتورگیرى کرده و مریض است، نشاط خودش را از دست داده و امکان ندارد حالت اوّلیه اش برگردد.
کسى که خیال مى کند باید سند مالکیت داشته باشد تا بتواند زندگى کند، واقع بین نیست. به او بگویید: سند مالکیّت تمام کره ى زمین براى تو، مى خواهى چه خاکى بر سرت کنى؟ یک ناهار بیشتر نمى خورى، یک شام هم بیشتر نخواهى خورد و لباست نیز همان است! این، واقع بینى است؛ امّا چند نفر این واقع بینى را دارند؟ مى گوید: تا ساعت دو بعد از نصفِ شب خوابم نمى برد. هر شب در حیاط قدم مى زنم و باید چند قرص خواب آور بخورم تا بخوابم! این بیچاره شاید دو میلیارد ثروت دارد. روزى به منزل ما آمد و به من گفت وقتى این جا مى آیم، چند دقیقه اى آرام مى گیرم چون مى بینم این زندگى، راحت و آسوده است و از تمام ما راحت تر زندگى مى کنید. اگر این آدم واقع بین بود، آیا این طور خودش را گرفتار مى کرد.
آقایان! شما هم مثل پیامبر دعا کنید و در قنوت این جمله را از صمیم قلب بگویید: أللّهمَّ أرِنا الأشیاءَ کَما هَىَ اگر این دعا مستجاب شد و انسان واقع بین شد، براى نداشتن پول غصّه نمى خورد و با پدرش دعوا نمى کند و در مقابل متموّل اظهار کوچکى نمى کند!
آقایان! سعى کنید این مرحله را طى کنید. حرّ و آزاد و بزرگوار باشید و عوضى نبینید.
خدایا! به ما لطف کن واقع بین شویم. اگر انسان واقع بین شود، فردى را ناراحت نمی کند و اگر تمام کره ى زمین هم در مالکیت او باشد، خوشحال نمى شود امّا کسى که واقع بین نیست مى زند و مى کشد.
اگر واقع بینی ملکه ى شما شود، دیگر در طول زندگى، خودتان را به هیچ چیز نمى فروشید! انسانى که خود را به هر چیزى بفروشد، ارزان فروخته است!