بسم الله الرحمن الرحيم
   بچّه ها شعر را كى حفظ است؟ )يك نفر مى خواند بعد يكى معنى مى كند.( هر آقايى واسه ى دادشيش از حفظ بخونه.
اگر مى بينيد عدّه اى از عمل‏ كردن به دستورهاى دين عاجزند براى آن است كه عمر ابد را باور ندارند؛ يعنى قبول ندارد كه تا خدا خدايى مى كند زنده است. مى گويد: مگر چه قدر در دنيا هستيم؟ ۲۰ سال يا ۳۰ سال بعد هم خاك مى شويم. پس در اين مدّت كوتاه بايد بيشتر بخوريم، بهتر بپوشيم و كيف كنيم. اگر به اين آدم بگوييد: ۱۰۰۰ تومان بگير و ۱۰۰۰ نفر را بكش، چرا نكشد؟ پس ريشه ى همه ى مفاسد، ايمان ‏نداشتن به معاد و بقاى روح است. آيا كسى  كه عقيده به بقاى روح دارد و تمام اين دنيا در نظرش يك كپّه ى خاكستر است، براى آن كه مردم متوجه  او شوند، هيپى مى شود و آن قيافه ى عجيب و غريب را براى خودش درست می كند؟ كسانى كه خواستند ما را ذليل كنند و هرچه می خواهند انجام دهيم، ايمان به بقاى روح را از ما گرفتند.
می گويد: مسلمانم، نماز می خواند، روزه می گيرد، ولى عقيده به بقاى روح ندارد. كسى كه عقيده به بقاى روح دارد، اگر كره ى زمين را به او بدهند، يك پوست جو از دهن مورچه نمی گيرد. توجّه كنيد، می گويم: كره ى زمين، نه يك ميليون يا دو ميليون. علىّ ‏بن ‏ابی طالب‏عليه السلام ‏می فرمايد: می دانى چرا به مورچه اى ظلم نمی كنم؟ براى آن ‏كه می دانم بعد از مرگ خبرى است. آيا او عقيده به بقاى روح دارد، تو هم كه خواهرت را اذيّت می كنى، می گويى، بعد از مرگ خبرى هست، آيا اين دو حرف با هم جمع می شوند؟ او می گويد: چون بعد از مرگ خبرى هست، من يك پوست جو از دهان مورچه اى نمی گيرم. شما هم عقيده به اين حرف دارى و خواهر و مادرت را اذيّت می كنى؟! بحث امروز درباره ى نظافت است. پيغمبرصلى الله عليه وآله وسلم‏فرمودند: بُنيَ الدّين عَلَىَ النّظافة نظافت سه قسم است: نظافت ظاهر تن، نظافت باطن تن، نظافت روح. نظافت ظاهر تن يعنى بدن بايد پاكيزه باشد، اقلاًّ هفته اى يك روز بايد حمّام برويد، موى سر را كوتاه كنيد و ناخن را بگيريد و چيزهاى ديگرى را خودتان می دانيد.
اگر بخواهيد ديپلم بگيريد، لزومى ندارد كه نظافت باطن تن و روح را مراعات كنيد؛ ولى اگر بخواهيد در آينده فرد مفيدى باشيد، بايد باطن تن و روح هم تميز باشد؛ يعنى بايد روده هاى شما تميز باشد؛ يعنى روزى دوبار خالى شود و براى اين كار بايد سرخ كرده نخوريد؛ سيب زمينى آب پز نخوريد؛ سبزى بخارپز بخوريد؛ يعنى تره و شنبليه و جعفرى و كاهو و پياز، اين چند چيز را بريزيد توى يك قابلمه، آب در آن نريزيد. اگر گفتند: می سوزد، آزمايش كنيد، نمی سوزد و نيم ساعته می پزد؛ ولى بايد آب روى در قابلمه بريزيد و چراغ هم پايين باشد كه نسوزد. كبد و كليه را شست وشو می دهد و روده ها را پاك می كند. كليه هاى شما بايد خوب كار كند. از قيافه ى بعضى از شماها پيداست كه كليه ها خوب كار نمی كند. در نتيجه ی افراط در غذا كليه ها خسته شده، كبد خوب كار نمی كند؛ علتش چيست؟ اين است كه شما سرخ كرده می خوريد، سيب زمينى را توى آب می پزيد، به روده ها می چسبد، لب خشك‏شده، سيب‏زمينى را بدون آب در قابلمه بريزيد، درش را بگذاريد كبابى می شود. اگر سوخت پولش را از بنده بگيريد، نان سفيد ابداً نخوريد؛ چون سبوس ندارد و به روده ها می چسبد.
اگر بخواهيد در آينده به داد مردم برسيد، هم دنيا داشته باشيد و هم آخرت، بايد باطن شما تميز باشد، در روده هاى شما بايد كرم نباشد. وقتى كرم در روده ها بود، شيره ى غذا را می مكد و سمّ در خون پخش می كند! ديده ايد بعضى غذاى كامل می خورند، تخم‏مرغ، كره، مربّا، كباب؛ ولى ضعف دارند و نمی توانند از جا بلند شوند؛ براى آن است كه انگل دارند يا گرفتار يبوست مزاج اند. اگر بخواهيد از يبوست آسوده شويد، هفته اى دو روز مثلاً دوشنبه و جمعه ناشتا دو ليوان آب بخوريد، سُمومِ بدن همه از بين می رود. يك روز در ميان حمّام برويد، هر روز حمّام رفتن صلاح نيست. مواظب باشيد غذاهايى را كه نمی دانيد از چه درست شده نخوريد. نان خامه اى با اين كه خيلى خوش‏مزه است از سفيده ى تخم‏مرغ درست می كنند، در دكان‏هاى چلوكبابى سفيده ى تخم‏مرغ‏ها را جمع می كنند كه مسلماً خون هم در آن‏ها هست بعد از يك هفته به دكّان شيرينی فروشى می برند.
بعد با دستگاهى آن را می زنند و مقدارى شكر ضميمه ى آن می كنند و پس از آن‏كه به اين وضع درست شد، پشت جعبه آينه می گذارند و با انبر برمی دارند كه نگويند، ميكروب داخل شد. آن بی چاره يك نان خامه اى می خورد و مسموم می شود، خون را بايد عوض كنند! به جاى اين چيزهاى خوش مزه كه اصل و ريشه اش را نمی دانيد چيست، ميوه بخوريد، انجير، كشمش، بادام، پسته، البتّه مغزها بايد خام باشد. چيزهايى كه مضر است اصلاً نخوريد، نه اين كه اين ‏جا نخوريم ولى در مهمانى و مسافرت بخوريم. فرق نمی كند، همان ‏طور كه در مسافرت چون مشروب حرام است نمی خوريد، چيزهايى هم كه براى بدن ضرر دارد چون حرام است نبايد بخوريد.
از نظافت ظاهر و باطن تن كه گذشتيم، نظافت روح است. روح شما بايد تميز باشد. الآن ملاحظه كنيد در كلاس بحمدالله شاگرد بداخلاق نداريد، چرا از شاگرد بداخلاق و خشن و بی تربيت و دروغ‏گو بدتان می آيد؟ می گوييد: روحش كثيف است! پس كثافت باطن از كثافت ظاهر بدتر است؛ چون كسى كه روحش آلوده است، در حقيقت خرس و خوكى است كه به صورت انسان درآمده، روز قيامت كه مردم از قبر بيرون می آيند، كسانى كه پُرخورند به صورت خوك، شهوت‏ران‏ها به صورت خرس، آن‏ها كه به مردم زخم زبان می زنند به صورت عقرب و حريصان به صورت مورچه و كسانى كه ادا درمی آورند و دلقك هستند به صورت ميمون محشور می شوند! به كسى كه دلقك‏بازى درمی آورد كه ديگران بخندند بگویيد: مگر تو آكتورى؟! آدم با شخصيّت هيچ ‏وقت آلت دست ديگران نمی شود. كسانى كه در دنيا اين ‏طور هستند، فرداى قيامت به شكل ميمون محشور می شوند.
 نظافت روح همان مسأله­ی اخلاق است كه پيغمبرصلى الله عليه وآله وسلم ‏فرمود: بُعثْتُ لاتمّم مكارم اخلاق هركسى كه در پيش­برد اخلاق خودش قدم برمی دارد، او محمّدى است والا اگر روزى صد هزار دفعه صلوات بفرستى و به فكر تكميل اخلاق نباشى، محمّدى نيستى. كسانى كه محمّدى و منتسب به خاتم انبيا هستند، دروغ نمی گويند، كسى را اذيّت نمی كنند، با عفو و گذشت‏اند. در مقابل همه ی اين‏ها چيزى به اسم تلويزيون درست كردند كه همه ى اين‏ها را نابود می كند، تلويزيون را در خانه آوردند وقتى اين بچّه ضعيفه ى لخت را با آن حركات می بيند، امكان ندارد سالم بماند! كسى كه تلويزيون را در خانه می آورد، دخترش را از دست داده.
مردم تبريز خيلى غيرتى هستند. يكى از حاج‏آقاها تلويزيون را در خانه برده البته حاج تلويزيون شنيده ايد يك قسم تلويزيون است كه آنتن ندارد، اين مخصوص حاج آقاهاست كه ميل ندارند مردم بفهمند آن‏ها تلويزيون دارند. در تلويزيون پسرى دخترى را می بوسد، دختر حاج آقا كه تا حالا اين چيزها را نديده به پدرش می گويد: اين‏ها چرا اين ‏طور می كنند؟ پدر به دروغ می گويد: براى آن كه از مشهد آمده اند، هم‏ديگر را می بوسند! چرا تلويزيون را در خانه آوردى كه مجبور بشوى دروغ بگويى؟ ممكن است هنوز در خانه ى بعضى از شماها تلويزيون باشد. امشب بگوييد: پدرجان شما از كى تقليد می كنيد؟ مسلماً اسم يكى از آقايان مجتهدين را می برد، مثلاً می گويد: آقاى خويى، بگوييد: ايشان و تمام مجتهدين، هرگونه استفاده از تلويزيون را حرام می دانند. بعد بگوييد: اگر كسى روزه بخورد بايد به جاى آن ۶۰ روز روزه بگيرد، ولى اگر خوف ضرر داشته باشد روزه بر او حرام می شود. بعد بگوييد: با نوشته هاى دكترها و دانشمندان اگر يقين به ضرر تلويزيون نداشته باشيد مسلّماً احتمال ضرر می دهيد. بگوييد: روزنامه ى اطّلاعات نوشته صرع و زخم معده هم‏راه تلويزيون می آيند! ديده ايد بعضى در كوچه می افتند و خودشان را می زنند و دهنشان كف می كند؛ اين صرع است و معالجه هم ندارد. شما این مقاله را بخوانيد:
تلويزيون خانواده ها را از پرداختن به مسائلى كه فكر انسان را تقويت می كند، بازمی دارد.
توجّه كنيد مطلب خيلى مهم است. می گويد: تلويزيون انسان را بی اراده می كند؛ يعنى نمی گذارد كه انسان كارها را با فكر انجام دهد و مثل يك عروسك خيمه شب‏بازى می شود که دستى پشت پرده است هرطور بخواهد، حركتش می دهد!
تحريكات نورى تلويزيون ايجاد صرع می كند.
مرض صرع از سل بدتر است؛ چون امروز سل را معالجه می كنند؛ ولى در تمام دنيا صرع معالجه ندارد. شما را به خدا سزاوار است كه انسان كارى كند كه زن و بچّه اش مبتلا به مرضى شوند كه قابل علاج نباشد! اگر به پدرى كه تلويزيون به خانه آورده بگوييد: يك ميليون می دهم تا يك انگشت بچّه ات را ببرّم، می گويد: اگر ۱۰۰ ميليون هم بدهى اين كار را نمی كنم! ولى همين پدر با آوردن تلويزيون، بچّه ى خودش را مبتلا به صرع كرده و در دوران جوانى به خاكش سپرده! اگر كسى دين داشته باشد، اين فتواى مجتهد كه می گويد: حرام است. اگر كسى عقل داشته باشد، اين روزنامه ى اطّلاعات كه از قول دانشمندان می گويد: تلويزيون ايجاد صرع می كند. ممكن است بگويد: من از حرف اين‏ها يقين به ضرر پيدا نمی كنم. بگوييد: آيا از گفته ­ی اين‏همه دكتر و متخصص، احتمال ضرر هم نمی دهى؟! می گويند: دفع ضرر محتمل عقلاً واجب است، پس تو با عملت می خواهى بگويى: من ديوانه ام! شما را به خدا ببينيد ما چه قدر گرفتاريم؟
 می گويد: تلويزيون زخم معده هم‏راه می آورد. بی چاره كسى كه مبتلاست، خون قى می كند و گرفتار دردهاى طاقت‏فرساست. اگر اين مطالب را بگوييد، در جواب می گويد: ما چندين سال است كه تلويزيون داريم و زخم‏معده و صرع هم نگرفتيم! خيال می كند تلويزيون ترياك است كه فورى انسان را بكشد؛ نمی داند آثارش در سلّول‏ها پس از ساليان دراز ظاهر می شود و در آن موقع اگر مالك تمام دنيا هم باشى، نمی توانى خودت را از چنگال عوارضش نجات بدهى. (توجّه بفرماييد) نوشته انسان را از مسائل جدّى بازمی دارد؛ يعنى تمام مسائل را به مسخره می گيرد و موجودى می شود بی هدف، همان‏ طور كه بعضى از جوان‏ها را ديده ايد: قدرى حرف می زند، قدرى روزنامه می خواند، قدرى مجله می خواند، مقدارى سرِ كوچه می ايستد، چند ساعت را در سينما می گذراند و… . در نتيجه ى اين كه همه چيز را به مسخره گرفتيم، دكتر نداريم. اگر مادرتان مريض شود بايد به اسرائيل ببريد. چرا اين‏قدر ما بی غيرت و بی شرف شديم؟ فكر نمی كنيم كه اين چه نقشه اى است. آن‏ها می خواهند ما بی تفاوت باشيم تا افكار خودشان را در مغزهاى ما بريزند. كسى كه خودش فكر دارد، مستقل است و مُحال است كه پيرو فكر ديگران باشد. يهودی ها بچّه هاى خودشان را مستقل تربيت كردند كه مُحال است كسى يك بچّه ى يهودى را مسلمان كند؛ ولى يك بچّه ى ۱۲ ‏ساله­ی بهايى يك پيرمرد ۷۰ ساله ى ما را بهايى می كند! چرا؟ براى آن كه او را ساختند و ما افراد خودمان را نساختيم. می گويد: تلويزيون مرضى به نام رخوت می آورد. رخوت يعنى سستى و بی تفاوتى. می خواهند شما بی تفاوت باشيد. وقتى بی تفاوت شديد، مشروباتشان را می خريد، اشياء تجمّلى آن‏ها را مصرف می كنيد و از اين راه در سال ميلياردها تومان پول شما را می برند! كسى سؤالى دارد؟
(يكى از بچّه ها:) چرا تلويزيون را تبليغ می كنند و می سازند و از بدى آن هم می نويسند؟
 ـ كسى كه عقيده به بقاى روح ندارد، كارش حساب‏شده نيست. از طرفى نمی تواند حقايق را ننويسد و از طرفى براى آن‏كه ميليون‏ها تومان در سال دخل كند، از تلويزيون تبليغ می كند! شما از دريچه ى چشم خودتان نگاه می كنيد و می گوييد كه مسلمان نبايد دروغ و خلاف واقع بگويد، ولى آن‏ها غير از مادّيّات چيز ديگرى را نمی فهمند! چرا تلويزيون باعث زخم معده می شود؟ البته شنيده ايد كه افراد عصبانى زخم ‏معده می گيرند؛ تحريكات شديد تلويزيونى اعصاب معده را از حال طبيعى خارج می كند و ايجاد زخم می كند.