بسم الله الرحمن الرحیم
علت این که بعضى از مردم در امر نماز مسامحه مى کنند، این است که آن ها اساسا معنى نماز را درک نکرده اند. باباش گفته پاشو نماز بخون، بعد هم گفته: اگر بخونى یک آب نبات چوبى بهت مى دم! و اگر نخونى جیزّت مى کنم، کتَکت مى زنم! بچه مى گه: حالا بخونم چى مى شه، دولا بشم، راست بشم یعنى که چى؟ به جاى این مى ریم تیله بازى مى کنیم، وقتى تیل انگشتى بازى کردیم، ۱۰ تا قرقره مى برم! اما اگر نماز خوندیم چى به آدم مى دن؟ نون خامه اى خوش مزه، بستنى اکبرمشدى، چلوکباب، چلومرغ؟ نماز بخونیم که چی بشه؟
ما قبل از آن که نماز بخوانیم، باید بفهمیم چرا باید نماز خواند و نماز براى چیست؟ این کلمه ى نماز که به عربى مى گویند: صلاة نماینده ى فکر یک انسان است که با خواندن نماز مى خواهد بگوید: من سپاس گزارى مى کنم از کسى که همه چیز به من داده و اگر این نباشد من از یک سگ پست ترم، براى این که اگر به سگ یک لقمه نان یا یک استخوان بدهند، پوزه اش را به خاک مى مالد. آرى سگ در خانه ى صاحبش صورت به خاک مى گذارد، بچّه ى صاحبش لگدش مى زند، او سرش را بلند نمى کند؛ این همان سگى است که گرگ را مى گیرد و کسى جرأت ندارد دم در خانه بیاید، اما در مقابل بچه ى صاحب خانه این طور ذلیل است.
شما کنار خیابان ایستاده اید. یکى از دوستان پدرتان شما را سوار ماشین خودش مى کند. شما تا آخر عمر هروقت او را مى بینید، بى اختیار سلام مى کنید و در مقابل او کوچک مى شوید، چرا؟ چون الإْنْسانُ عَبیدُ الإْحْسان یعنى انسان بنده ى احسان است.
بنده ى حلقه به گوش ار ننوازى برود
لطف کن لطف که بیگانه شود حلقه به گوش
کى معنى کرد؟
(یکى از بچه ها) یعنى کسى که بنده ى حلقه به گوش توست، اگر به او لطف نکنى فرار مى کند، ولى اگر لطف کنى، بیگانه حلقه به گوش تو مى شود.
پس یک انسان همیشه سپاس گزار است. شما معلم کلاس اول خودتان را که شاید از او سوادتان هم بیشتر باشد، هروقت مى بینید کوچک مى شوید و سلام مى کنید. این نشانه ى انسانیت است. نمى گویید: حالا دیگر من احتیاجى به او ندارم. هیچ امکان ندارد که این حرف را بزنید و بگویید: من سواتم! [سوادم] از او بیشتر است.
کسى شما را میهمانى کرده و یک ناهار داده، تا آخر عمر هروقت او را مى بینید، در مقابش تواضع مى کنید، چون به شما احسان کرده. حالا در زیر این آسمان از همه بیشتر و بالاتر کى به ما احسان کرده غیر از خدا؟ حتى محبت فرزند را کی در دل پدر و مادر انداخته؟ خیلى قابل توجه است. این خانم لیسانسیه است. اگر یک میلیون به او بدهید که یک شب نخوابد امکان ندارد ولى براى بچه اش نمى خوابد و پاهایش را تمیز مى کند و مى شوید، نه با ناراحتى بلکه با لذت و با یک دنیا نوازش شیر مى دهد و اظهار خستگى و ناراحتى هم نمى کند. الله اکبر! این محبت را کى به او داده؟
سگى را لقمه اى هرگز فراموش
نگردد گر زنى صد نوبتش سنگ
اگر به سگی لقمه ای بدهید بعدا اگر صد دفعه هم به او سنگ بزنید، ناراحت نمى شود. خدایی که به ما همه چیز داده: دست، پا، چشم، گوش، قلب، کبد، کلیه، اعصاب، مى گوید: نماز بخوان. چرا؟ نماز بخوان که من چاق بشم! گردنم کلفت بشه! آیا این طور است؟ یا نه، اگر مى گوید: نماز بخوان، براى خود انسان است که وقتى در قبر تاریک او را وحشت گرفت، مى بیند جوان خوش صورتى با لباس هاى قشنگ، عطرزده، از بالاى قبر وارد شد. مى پرسد: تو کیستى؟ جواب مى دهد: من نمازهاى توام. خدا مرا به این صورت درآورده تا در قبر یار تو باشم، جوان خوش صورت دیگرى از پایین قبر مى آید. مى پرسد: تو کیستى؟ مى گوید: من روزه هاى تو هستم و مأموریت دارم که با تو باشم. نماز آرام بخش است. دل آرام گیرد ز یاد خدا. خدایى که به ما نعمت ها داده که یکی از آن ها چشم است. الله اکبر! هفت پرده دارد: شبکیّه، عنبیّه، جلیدیّه، زلالیّه… این ها همه روى هم قرار دارند و بعضی از این ها از کاغذ هم نازک تر است. اگر یکى از این ها عیب کند، دیگر نمى بینید. چه قدر باید خرج کنید؟ گاهى طوری است که اگر یک میلیون هم خرج کنید، درست نمى شود. اروپا هم ببرید، دیگر فایده ندارد. کى این را درست کرده؟ خودش درست شده؟ یک رگ است به اندازه ى یک مو که چشم را به مرکز بینایى ارتباط مى دهد. الله اکبر! و این موی رگ در وسط رگ دیگرى است که نسبت آن به این رگ مثل آن است که یک مو از وسط یک نعلبکى بگذرد. این دستگاه دقیق را کى درست کرده؟ آیا خود به خود خلق شده؟ همه ى دکترها از معالجه ی چشم شما عاجز شده اند. دکتری مى گوید: من معالجه مى کنم و ۵۰ هزار تومان مى گیرم به شرط آن که تا آخر عمر صبح تا ظهر بیایید در مطب من آب و جارو کنید و به مریض ها نمره بدهید. هر کسى باشد مى گوید: حاضرم. براى این که من اگر چشم نداشته باشم، به چه کار مى خورم؟ آقا غیر از این است؟ خدایى که به شما چشم داده که تازه یکى از نعمت هاى کوچک خداست و همه ی آن ها را نمى شود حساب کرد و شما حاضرید ۵۰ هزار تومان بدهید و از صبح تا ظهر هم نوکرى کنید تا دید چشمتان برگردد، خدا به شما مى گوید: اى بنده که ما به تو همه چیز دادیم، ۱۷ رکعت نماز بخوان براى خودت.
الآن مى بینید شیطان عده اى را نمى گذارد نماز بخوانند. شما را به خدا این چیست؟ واقعا فکر کنید این همه وقت ضایع مى کنیم. آیا این نماز کاری دارد؟ عجبا که شیطان این نماز را در نظر انسان سنگین مى کند. آیا مى شود به شما بگوییم: پدرتان را نزنید، مادرتان را نزنید، معلمتان را احترام کنید؟ مگر مى شود احترام نکنید؟ آیا مى شود به شما بگویند: به دکترى که معالجه ات کرده سلام نکن، احترام نکن؟ با این که فرضا ۱۰۰ تومان هم ویزیت گرفته. شما بى اختیار وقتى به او مى رسید، در مقابلش کوچک مى شوید. چرا؟ چون مى گویید: به گردن من حق دارد. اگر ما بفهمیم که نعمت هاى خدا چه جور ما را در خودش غرق کرده، مسلما در اول وقت نماز مى خوانیم و لازم نیست کسى به ما بگوید: نماز بخوان! این ها که نماز نمی خوانند، هنوز درک نکرده اند که خداوند چه قدر به ما نعمت داده؟ اگر مى توانید ۵ دقیقه چشمتان را همین طور باز نگه دارید و هم نگذارید، نمى شود، بى چاره مى شوید. این پلک ها مثل بادبزن هى حرکت مى کند. چرا؟ چون ذراتى است در هوا که اگر پلک ها مرتب مثل بادبزن به هم نخورد این ذرات مى رود در چشم و انسان کور مى شود. لذا بلا اراده پلک ها به هم مى خورد که این ذرات داخل چشم نشود. آیا پلک ها مى دانند که اگر هم چین هم چین نکنند، تو کور مى شوى؟ و مى گویند: ما حرکت کنیم که این بى چاره کور نشود. پلک ها که شعور ندارند. کى این کار را کرده؟ راستى کى براى چشم شما دریچه خلق کرده که به اراده هروقت بخواهید، ببندید و هروقت بخواهید باز کنید؟ وقتی گرد و خاک شد، هم می گذارید دریچه بسته مى شود و وقتی مى خواهید نگاه کنید، آن را باز مى کنید. این را کى به شما داده؟ این دستگاه را کى به این صورت درآورده؟ عصبى است در کنار صورت به نام فاسیال که در کلاس هاى بالا مى خوانید اگر فلج شود چشم باز مى ماند و قرمز مى شود، صورت هم کج مى شد و مرتب از چشم آب مى ریزد، درد مى گیرد و باید چند دقیقه یک مرتبه چایى ریخت توى چشم و چشم را شست. بد نیست همیشه یک قورى چاى و یک چشم شور هم راهتان باشد، تو کلاس، تو میدان بازى، تو خیابون، تو اداره، هى چشممان را بشوییم!! این نظم و ترتیب را کى داده؟ اگر طبیعت است این چشم باید یا باز باشد یا بسته، دیگه این چیست که هروقت بخواهیم باز مى کنیم و هر وقت بخواهیم مى بندیم؟ باید همیشه این پرده افتاده باشد، اگر لازم بود با دست بالا نگه داریم!! حالا جناب آقاى نجار چه کار کند؟ مى خواهد رنده کند با یک دست چشم را باز نگه دارد، با دست دیگر رنده کند (خنده ى بچّه ها) نجّار بى چاره چه کند؟ با یک دست که نمى شود کار کرد. آخر کارهایى هست که باید با دو دست انجام داد.
مرحوم آقاى بروجردى مى فرمودند: ما در نعمت هاى خدا غرق ایم و نمى فهمیم. بنابراین توجه بفرمایید مسأله ى نماز نشانه ی انسانیت انسان است. نگذارید به شما تذکر بدهند. به محض این که از خواب بیدار شدید، نمازتان را بخوانید. ظهرها این جا نماز را به جماعت بخوانید. اول مغرب هم وقتى وارد منزل شدید، فورى نماز بخوانید. به قدرى این مطلب در نشاط روح انسان اثر می کند که حد ندارد. کسانى که نماز را در اول وقت مى خوانند، نشاط روح دارند. یک وقت انسان گرفتارى یا اشتغالى دارد، این مانعى ندارد وگرنه باید نماز را اول وقت خواند.
البته متوجه باشید اگر در تمام بدن شما یک ذرّه نجاست باشد، نماز باطل است. بعضى ها را دیده اید مثل سگ ایستاده مى شاشند؛ انسان ایستاده مى شاشه؟! اگر کسى ایستاده بول کند، سنش که از چهل سال گذشت، ممکن است ناراحتى هایى پیداکند. امّا وقتى انسان مى نشیند چون کاملا به مثانه فشار مى آید، بول کاملا خارج مى شود. انسان باید طبق دستور دین بنشیند و بول کند. دیگر از اثر ایستاده شاشیدن، فشار قبر است. ممکن است بگویید: این ها چه ربطى به هم دارد؟ خیلى چیزهاست که ما سِرّش را نمى دانیم، این هم مثل آن هاست.
اگر یک نوک سوزن بول در بدن یا لباس شما باشد، نماز باطل است. بعد از آن که بول را با آب شستید، به طورى که هیچ لیز نبود، با آفتابه دومرتبه آب بریزید و با شلنگ یک مرتبه کافى است. اگر مختصرى لیزى باشد، معلوم مى شود هنوز یک ذرّه نجاست هست و نمازتان باطل است.
یکى از آقایان اهل منبر براى معالجه رفته بود اروپا. دانشجویان به ایشان مراجعه کردند و گفتند: امشب شب عاشورا است، براى ما صحبت کنید. بعد پرسیدند که اروپا را چه جور دیدید؟ فرموده بود: اروپا پر است از خوبى ها و بدى ها، شما خوبى هایش را بگیرید و بدى هایش را رها کنید. در ایران مستراح ها تمیز نیست ولى ایرانى ها چون خودشان را مى شویند شلوارشان تمیز است. امّا در اروپا مستراح ها خیلی تمیز است ولى شلوارهای افراد کثیف است. خانم رخت شویى مى گفت: شلوار ایرانى ها را که مى شویم، تمیز است ولى خشتک اروپایى ها پر است از نجاست!
اگر کسى دست یا صورتش خونى بود، باید خون را برطرف کند بعد آن را آب بکشد و وضو بگیرد وگرنه نمازش باطل است. امّا اگر غیر از جاى وضو مثلا پشت کسی خونى باشد، در صورتى که بیشتر از ۲ ریالى باشد، باز هم باید آن را آب بکشد و نماز بخواند اما اگر کم تر از ۲ ریالی باشد، آب کشیدن آن لازم نیست. حال اگر خون محلّ وضو بند نیاید، باید تیمّم کرد. مسأله ى نجاست و طهارت را مواظب باشید. ممکن است این مسائل را به آقایانى که از دبستان علوى نیامده اند، نگفته باشند. خوب گوش کنید. مجراى بول (بد مروّت!) را باید یک دفعه آب بریزید که بولش از بین برود و بعد دو دفعه آب بریزید تا پاک شود. امّا اگر شلنگ باشد، همین که آب ریختید و بول برطرف شد، یک دفعه ی دیگر کافى است. مجراى غائط یعنى اَهِ بزرگ! را باید کاملا بشویید که لیزى اش از بین برود. وقتى لیزى رفت، یک دفعه هم که آب بریزید پاک مى شود.
و امّا استبرا، بعد از بول باید استبرا کرد. نتیجه اش این است که هرچه بول در مجرا هست خارج می شود و دیگر مبتلا به سنگ مثانه نمى شوید. فایده ی دیگرش این است که اگر بعد از استبرا ترشحی از شما خارج شود و شک کنید که بول است یا نه، آن مایع پاک است مگر یقین کنید که بول است. امّا اگر استبرا نکردید و ترشحی از شما آمد که شک کردید که بول است یا نه، آن نجس است و شلوار و قسمتی از بدن که به آن برخورد کرده هم نجس است و باید آن ها را آب بکشید. پس همیشه استبرا کنید که اگر بعدا ترشحی از شما خارج شد، پاک باشد. با این شرایط نماز شما اثر دارد و براى نماز که بزرگ ترین عبادت است، باید این مقدّمات را فراهم کرد.
پیغمبرصلى الله علیه وآله وسلم فرمودند: مَنْ تَرَکَ الصَّلاة مُتِعَمِّداً فَقَدْ کَفَرَ مَنْ یعنى کسى که تَرَکَ الصَّلوة یعنی ترک کند نماز را مُتِعَمِّداً یعنی عمداً فَقَدْ کَفَرَ یعنی پس به راستى و به تحقیق کافر است. شما این روایت را روى تخته بنویسید.
کى حفظ شد؟ (چند نفر از بچّه ها مى خوانند.) هر آقایى واسه ى داداشیش… (بچّه ها براى هم مى خوانند بعد چند نفر معنى مى کنند بعد برگه ای درباره ی نماز را پخش می کنند و یکى از بچّه ها آن را مى خواند.)
بسم الله الرحمن الرحیم
یگانه نجات دهنده ى بشر رسول گرامى اسلام محمّد بن عبدالله صلى الله علیه وآله وسلم فرمودند:
هر کس نماز را سبک بشمارد و به آن اهمیّت ندهد، به این ۱۰ بلا مبتلا مى شود:
۱- پروردگار عالمیان برکت را از عمر و روزى او برمى دارد.
۲- سیماى مردمان نیک از او گرفته مى شود.
۳- دعاى او مستجاب نمى شود و از دعاى نیکان هم بهره نمى برد.
۴- کارهاى نیکش براى او نتیجه نمى دهد.
۵- در موقع مردن جانش را به سختى مى گیرند.
۶- گرسنه و تشنه از دنیا مى رود.
۷- به تاریکى و فشار قبر مبتلا مى شود.
۸- فرشته اى در قبر آزارش مى دهد.
۹- در روز محشر در حالى که مردم به او نگاه مى کنند، به خوارى به زمین کشیده مى شود.
۱۰- در روز قیامت پروردگار عالمیان نظر لطف به او نمى کند و حساب اعمال او را به سختى کشیده و به عذاب دردناک گرفتارش خواهد نمود.
آقایان! این را در منزل ها نصب کنید و اگر خودتان دارید، به یکى از دوستان بدهید. افرادى که مى خوانند و در آن ها اثر مى گذارد، آن ها هم نمازخوان مى شوند و ثوابش براى شماست و اگر در نماز مسامحه می کنند یا حمد و سوره شان صحیح نیست، آن را درست مى کنند، باز شما در اجر آن شریک اید.
ورقه ها را به دقّت مطالعه و اشکالاتتان را سؤال کنید.
آقا! این چیزهایى که حضرت محمّدصلى الله علیه وآله وسلم گفتند، براى مشرکین است یا براى مسلمان هایى که نماز نمى خوانند؟
حضرت فرمودند: هرکس نماز را سبک بشمارد… کفار و مشرکین که اصلا نماز نمى خونند، اون ها حسابشون پاکه، یک سره جهنم مى روند.
برکت از عمر و روزى او برداشته می شود یعنی چه؟
آفرین! کى بلده جواب بده؟ (چند نفر از بچّه ها جواب مى دهند.)
ببینید شما قطعا به افرادى برخورد کرده اید که مى گویند: به کارام نمى رسم، گرفتارم، وقت ندارم، بى چاره ام، وقت توالت رفتن ندارم. یکى دیگر را هم مى بینید که تفریح و گردش مى رود، زیارت مى رود، نمازش را هم مى خواند، به همه ی کارهایش هم مى رسد و هیچ وقت نمى گوید: وقت ندارم. این شخص عمرش برکت دارد. یک معناى دیگر روایت هم این است که عمرش نتیجه مى دهد. مثلا مشکل بى چاره اى را حل مى کند، مریضى را به بیمارستان مى رساند، تأسیس بیمارستان مى کند، به فقرا کمک مى کند، این از عمرش نتیجه گرفته وگرنه عمرى که صرف بشود در این که هى غذا بخورد و مستراح برود، این که عمر نیست، این عمر یک سگ است. برکت در روزى نه این است که میلیونر باشد، پول داشته باشد، بعضى ها پول دارند ولى آرامش ندارند، از زندگى شان استفاده نمى کنند، پول دارند ولى باید با قرص خواب آور بخوابند ولى آن یکى عمله است و نان خالى مى خورد امّا شاد است.
خلاصه برکت عمر، غیر از عمر زیاد است. ممکن است یکى عمرش ۶۰ سال باشد ولى کارهاى مثبت انجام دهد ولى دیگرى ۶۰۰ سال عمر کند ولى کم ترین اثرى از عمرش نبرد. این درخت هاى چنار خیلى عمر دارند، درخت چنار هست که ۱۰۰۰ سال عمر دارد ولى آیا ارزش دارد؟ آقایى که عمر زیاد دارد و فقط یک مستراح را پر کرده، این عمرش برکت ندارد. آیا این محصول عمر یک انسان است؟
توجّه کنید. یکى از معلمین که امسال به این مدرسه آمده، از یکى از کلاس ها شکایت داشت. البته براى مدرسه ی شما خیلى ننگ است که معلمى که تازه آمده بگوید: بچه های یک کلاس بى تربیت اند. آن دو کلاس خوب اند ولى این کلاس اخلاقشان فاسد است با این که استعدادهاى عالى و افراد برجسته اى هم این جا داریم. معلمى به معلم دیگر گفت: تو چه قدر خوش بختى که در آن کلاس هستى. پرسید: مگر کلاس تو چه طور است؟ گفته بود: شاگردها سر کلاس تکیه مى دهند، پا روى پا مى اندازند و از این قبیل چیزها. مواظب باشید کلاس شما بدنام نشود. مواظب دوستانتان باشید. اگر دیدید کار ناجورى مى کنند، در تنهایى به او بگویید که این کار صحیح نیست و او را راه نمایى کنید. مؤمن آینه ى مؤمن است. آینه وقتى جلوى صورت گرفته مى شود، عیب را نشان مى دهد. مؤمن هم مثل آینه برای مؤمن است. آدم عاقل وقتى در آینه دید صورتش سیاه است، آینه را نمى شکند. هیچ شده وقتى آینه سیاهى صورتتان را به شما نشان می دهد، آینه را زمین بزنید و بگویید: پدرسگ مى گه صورت من سیاست؟ مى شکنمت پدرسگ! ابدا این کار را نمى کنید بلکه قدرى صابون عروس مى مالید و صورت خود را پاک مى کنید. اگر یکى از دوستان شما یواشکى گفت: آقا! این کار شما درست نیست، باید از او تشکر کنید تا باز هم معایب شما را بگوید وگرنه اگر بگید: به تو چه؟ حالا برام آدم شدی! دیگه عیب شما را تذکر نمى ده و به همین حال مى مانید.
آقاى … از رو بخوانید.
بسم الله الرحمن الرحیم
یگانه نجات دهنده ى بشر رسول گرامى اسلام محمّد بن عبدالله صلى الله علیه وآله وسلم فرمودند.
آقا! صلى الله یعنى چه؟
صلوات بفرستد خدا
صلوات یعنى چه؟
درود
آفرین. علیه یعنى چه؟
بر او
بر کى؟
بر پیغمبر
و آله یعنی چه؟
و خانواده اش
وَ سَلم یعنی چه؟
و سلام بفرستد.
ادامه دهید.
که هر کسى نماز را سبک بشمارد و به آن اهمیّت ندهد، به این ده بلا مبتلا مى شود.
نمى گوید: نماز نخواند، مى گوید: اهمیّت ندهد. شما دوستى دارید که خیلى بهش علاقه دارید، اگر از شما خواهشى کرد، میل دارید فورى خواهشش را انجام دهید. امّا اگر علاقه اى به او نداشته باشید، مسامحه مى کنید، مى گویید: فردا، پس فردا. کسى که به نماز اهمّیّت مى دهد، آن را اول وقت مى خواند و شرایطش را هم کاملا به جا مى آورد. مثلا در سجده باید پیشانی، کف دست، زانو و نوک شصتِ پا روى زمین باشد. اگر یکی از این ها نباشد، نماز باطل است. کسى که به نماز اهمیّت نمی دهد، مى گوید: حالا این ها نباشد، مگر چه عیب دارد؟ جوابش این است که هیچ عیب ندارد، فقط شما نماز نخواندید. کسى به شما التماس نکرده که نماز بخوانید. اصلا نماز نخوانید! اما اگر مى خواهید نماز بخوانید، طرز صحیحش این است.
دیده اید بعضى ها وقتى قنوت مى خوانند، دست را جلوى صورت مى گیرند یا بین دست ها مقدار زیادى فاصله مى اندازند. دست ها باید به هم چسبیده و کف دست رو به آسمان باشد.
بعد از سجده باید بنشینید، نه این که از سجده یک دفعه بلند شوید. این را مى گویند: جلسه ی استراحت که واجب است. وقتى بعد از رکوع ایستادید و بدن کاملا آرام گرفت، بگویید: سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهْ، اللَّهُ اکبر حتى همین الله اکبر را باید در حال ایستاده و آرامش بدن گفت. بعد از سجده هم که بلند شدید تا بدن آرام نگرفته در راه الله اکبر نگویید. دوباره براى رفتن به سجده در حال آرامش بگویید: الله اکبر. فقط یک چیز را در حرکت باید گفت و آن بِحولِ اللَّهِ وَ قوَّتهِ أقومُ وَ أقْعُدْ است. این جمله را بگویید ببینم؟ (چند نفر از بچّه ها مى گویند.)
این همه وقت از ما صرف مى شود. ۲۴ ساعته چه مى خواهیم بکنیم؟ هى برو، بیا. ابتدایى، راه نمایی، دبیرستان، دیپلم، خوب گرفتیم، بعدش چى؟ ناهار مى خوریم، شام مى خوریم. یک مشت موهومات و مزخرفات! میلیون ها دیپلمه، لیسانسیه هست، چیزى که بعد از مرگ به درد شما مى خورد، همین نماز است. مى فرماید: هرکس نماز را سبک بشمارد و به آن اهمیّت ندهد… چه قدر این جمله عالى است! حالا دیر شده و نماز را تندتند مى خواند، چه خبره؟ کجا مى خواى برى؟ نمازى که طمأنینه و آرامش نداشته باشد، باطل است مثل آن است که اصلا نماز نخوانده.
مَنْ تَرَکَ الصَّلاة مُعْتَمِداً فَقَدْ کَفَرَ آقایان! یک بچّه یهودى فردا مى خواهد بیاید در کلاس شما، آیا اجازه مى دهید؟ ابدا. مى گویید: یهودى در مدرسه ی ما نمى شود بیاید. امّا یک وقت متوجّه مى شوید که خداى نکرده شما از یهودى بدترید، براى این که نماز نخواندید یا اهمیّت ندادید. در سالن نماز کسى نباید مراقب شما باشد، خود شما باید وظیفه تان را انجام بدهید. نماز وظیفه ی الاهى است و کسی که عمدا نماز را ترک کند، کافر است.