زاهد! نَفَسى به دوست هم‌‌‌‌دم نشدى     
   در خلوتِ وصلِ يار، محرم نشدى
صوفىّ و فقيه و عارف و شيخ شدى       
اين جمله شدى؛ وليك آدم نشدى
 قيمت انسان به آدم‌‌‌‌شدن است؛ نه به عناوين عاريتى؛ چون دكتر، مجتهد، مهندس، تاجر… ! بايد آدم شد. روزبه نمونه‌‌‌‌ى مجسّم از يك آدم واقعى بود. او همه‌‌‌‌ى عناوين دنيايى چون استادى دانشگاه و رياست دانشكده را ترك كرد و براى آدم‌‌‌‌ساختن كوشيد. از بركت وجود مقدّس او، امروز شما و مدارس شما و فارغ‌‌‌‌التّحصيلان شما عزّت يافته‌‌‌‌اند. اگر او نبود، امروز اين چند هزار نفر و به طور غيرمستقيم، چندصدهزار نفر كجا بودند؟
اى نفسْ، دمى مطيعِ فرمان نشدى        
وز كرده‌‌‌‌ى خويشتن پشيمان نشدى
صوفىّ و فقيه و زاهد و دانشمند       
اين جمله شدى؛ ولى مسلمان نشدى
 حضرت على‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌مجسّمه‌‌‌‌ى انسان كامل است و بايد الگوى آن‌‌‌‌هايى باشد كه دوست دارند انسان شوند. خصوصاً براى ما شيعيان، آن‌‌‌‌حضرت بايد الگوى عينى باشد. ما در فكر و اخلاق و رفتار، چه‌‌‌‌قدر شبيه آن بزرگواريم؟
 قالَ رسولُ اللَّه‌‌‌‌صلى الله عليه وآله وسلم:
«مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ. » (۱۶۳)
« هر كس شبيه قومى شود، از آن قوم و ملّت خواهد بود. »
 ما شبيه چه كسانى هستيم تا از آنان باشيم؟ آيا به راستى، الگوى رفتارى ما على است يا پدر و مادر و بستگان؟ على‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌نسبت به حفظ اسلام غيرتمند بود. يك روز براى حفظ اسلام شمشير كشيد و يك روز سكوت كرد تا آن‌‌‌‌جا كه به‌‌‌‌صورت همسرش سيلى زدند و درِ منزل او آتش بردند و باعث سقط فرزند و شهادت همسرش شدند. رفتار على‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌تابع احساسات نبود. او فقط براى خدا و حفظ اسلام مى‌‌‌‌جوشيد و مى‌‌‌‌خروشيد. داغ‌‌‌‌كردن و جوش‌‌‌‌آوردن، تابع احساس بودن است؛ نه تابع عقل و منطق بودن. پس از فوت پيامبر اكرم‌‌‌‌صلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌وقتى در خانه نشسته و سر در گريبان فرو برده بود، زهرايش فرمود:
« يا على، نمى‌‌‌‌بينى چه مى‌‌‌‌كنند؟! چرا نشسته‌‌‌‌اى؟»
ايشان فرمود:
« زهرا جان، مى‌‌‌‌توانم انتقام بگيرم و همه را سر جايشان بنشانم؛ ولى در آن‌‌‌‌صورت، فرمان و وصيّت پدر گرامى تو را تمرّد كرده‌‌‌‌ام و ديگر از اسلام چيزى نخواهد ماند. »
 يك انسان كامل، چون على، سر بزنگاه‌‌‌‌ها، جوهر انسانيّت خويش را نشان مى‌‌‌‌دهد. آن قهرمان بى‌‌‌‌همتاى ميدان جهاد، امروز سكوت كرده و در كنج خانه مظلومانه نشسته است. حال، تو چه‌‌‌‌قدر به اين على شباهت دارى؟ اگر به‌‌‌‌خاطر كوچك‌‌‌‌ترين مسأله، از كوره در مى‌‌‌‌روى و اصول اخلاقى و انسانى را فراموش مى‌‌‌‌كنى و به خواست نامشروع نفْست غوغا راه مى‌‌‌‌اندازى، بدان كه در حدّ خود، يك پادشاهِ ظالم‌‌‌‌اى؛ ولى زورت به بيش از اين نمى‌‌‌‌رسد.
 خود را بسازيد و به صفات و اخلاق علوى تشبّه پيدا كنيد.
 عمر بگذشت و نمانده‌‌‌‌ست جز ايّامى چند
بهْ كه با ياد خدا صبح شود شامى چند
به حقيقت نبود در همه عالم جز عشق 
زهد و رندىّ و غم و شادى از او نامى چند
زحمتِ باديه حاجت نبود در رهِ دوست
خواجه! برخيز و بيرون آى ز خود گامى چند
 همه‌‌‌‌ى حرف پيامبران و امامان و بزرگان دين همين يك كلمه است: «از خود بيرون آمدن ». هر قدر كه از خودت بيرون آيى، آدم‌‌‌‌تر مى‌‌‌‌شوى و تا زمانى كه در خودت هستى، بدان كه خودخواه‌‌‌‌اى؛ نه خداخواه. آدم خودخواه و خودمدار و خودبين چون خودش را دوست دارد گرفتار كورى و كرى مى‌‌‌‌شود كه حُبُّ الشَّيْ‌‌‌‌ء يُعْمي وَ يُصِمُّ. تفسيرها و تحليل‌‌‌‌هاى چنين كسى بر اساس خودخواهى است؛ مثلاً اگر كارى را به نفع مدرسه انجام مى‌‌‌‌دهد، در واقع براى حفظ عنوان و رياست خودش است.
 نفس اژدرهاست؛ او كى مرده است؟
از غمِ بى‌‌‌‌آلتى افسرده است
 گاهى فلان معلّم يا محصّل را ظاهراً به خاطر حفظ مدرسه اخراج مى‌‌‌‌كنى و صدها توجيه عقلى و شرعى هم مى‌‌‌‌آورى؛ ولى اين دلايل به درد شب اوّل قبر نمى‌‌‌‌خورد.
رهى را كه زاهد به سالى رود  
 به يك گام، شوريده‌‌‌‌حالى رود
ولى تركِ سر شرط شوريدگى‌‌‌‌ست  
بدين مى‌‌‌‌توان يافت شوريده كيست
 امروز اوّلين روز ماه مبارك رمضان است. سعى كنيد خود را در طىّ اين ۳۰ روز تا آن‌‌‌‌جا كه مى‌‌‌‌توانيد بسازيد. مادرِ همه‌‌‌‌ى بت‌‌‌‌ها، بت نفس است. هر روز خنجرى بر بت نفس بزنيد تا ظرف ۳۰ روز آينده اين بت كشته شود و عيد فطر را واقعاً جشن بگيريد.
 هر آن‌‌‌‌چه دور كند مر تو را ز دوست بد است
به هر چه روى نهى، بى وى ار نكوست بد است
فِراقِ يار اگر اندك است اندك نيست
  درونِ ديده اگر نيم تار موست بد است