در يكى از مجلّات آمده است:
 تاكنون، ۳۰۰,۰۰۰ متخصّص و ۳۰,۰۰۰ پزشك ايرانى، خارج از كشور به‌‌‌‌سر مى‌‌‌‌برند و اگر درآمد فروش نفت را تا ۸۰ سال ديگر صرف ساختن چنان افراد متخصّص كنيم، ضايعه جبران نخواهد شد!
 حال كه چنين است، شما افرادى را تربيت كنيد كه در مملكت خودمان بمانند و افتخار خدمت به هم‌‌‌‌ميهنان را داشته باشند.
 اميرمؤمنان‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌مى‌‌‌‌فرمايد:
«أ لا حُرٌّ يَدَعُ هذِهِ اللُّماظَةَ لِأهْلِها؟» (۱۱۰)
«آيا آزاده‌‌‌‌اى نيست كه اين پس‌‌‌‌مانده‌‌‌‌ى دنيا را به اهلش واگذارد؟»
لماظه، ذرّات غذاى باقى‌‌‌‌مانده لاى دندان را گويند. در اين‌‌‌‌جا منظور متاع پست دنيوى است كه آدمى خود را اسير و فداى آن‌‌‌‌ها مى‌‌‌‌كند.
بايد از تعلّق و وابستگى به دنيا آزاد بود. اگر شما اين‌‌‌‌گونه نباشيد، چه توقّعى از هم‌‌‌‌كاران و دانش‌‌‌‌آموزان شما هست؟ مرحوم آقاى روزبه آزاده بود كه توانست اثربخش باشد و شماها را بسازد. تا اين معنى در شما حاصل نشود، كار درست نخواهد شد. مادام كه آدمى اسير شهوت و نفس است، آزاده نيست و نمى‌‌‌‌تواند آزاده‌‌‌‌پرور باشد.
مولاعليه السلام‌‌‌‌به دنبال جمله‌‌‌‌ى بالا مى‌‌‌‌فرمايد:
«لَيْسَ لِأنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إلَّا الْجَنَّة فَلاتَبيعوها إلّا بِها. »
«براى جان‌‌‌‌هاى شما، جز بهشت بهايى نيست. آن را به چيز ديگرى نفروشيد (كه در اين صورت، ضرر كرده‌‌‌‌ايد).»
 در جاى ديگر مى‌‌‌‌فرمايد:
«لاتَكُنْ عَبْدَ غَيْرِك وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرًّا. » (۱۱۱)
 «بنده‌‌‌‌ى هيچ‌‌‌‌كس مباش كه خدا تو را آزاد قرار داده است. »
 حتّى اسير خودت نباش. اسير نفس‌‌‌‌بودن بدترين اسارت است و آزادى از اسارت‌‌‌‌هاى درونى بالاترين آزادگى است.
 حاج شيخ آقا بزرگ ساوجى مى‌‌‌‌فرمودند:
 اگر در مجلسى وارد شدى كه دوستان و آشنايان كم‌‌‌‌ترين توجّهى به تو نكردند و تو ذرّه‌‌‌‌اى ناراحت شدى، بدان كه از انسانيّت به دورى.
آدمى چون خود را دوست دارد نادانسته خودش را فداى خود مى‌‌‌‌كند و اين يعنى اسارت نفس و اسارت در زندان خودخواهى خويش! اين مسأله تنها مربوط به جهان آخرت و معاد نيست؛ در دنيا هم مطرح است. جسمت را، سلامتت را، اعصابت را، قلبت را فداى خواهش‌‌‌‌هاى نفست مى‌‌‌‌كنى؛ دچار سكته‌‌‌‌هاى قلبى و مغزى مى‌‌‌‌شوى؛ براى چه؟ براى فرش و ماشين و خانه و…؟ اى بيچاره! تو كه دنيايت را هم فداى خواسته‌‌‌‌هاى نفست كرده‌‌‌‌اى؛ چه رسد به آخرتت!
غلام همّت آن‌‌‌‌ام كه زير چرخ كبود
ز هر چه رنگ تعلّق پذيرد، آزاد است
 مولايمان امام حسين‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌در قتلگاه چه فرمودند؟
 «إنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينٌ وَ كُنْتُمْ لاتَخافونَ الْمَعادَ فَكونوا أحْراراً في دُنْياكُم. » (۱۱۲)
 »اگر دين نداريد و از آخرت نمى‌‌‌‌ترسيد، لااقل در زندگى دنيايتان آزاده باشيد.«
 براى درمان سكته‌‌‌‌ى قلبى، حاضرى كره‌‌‌‌ى زمين را بدهى تا قلبت سالم شود. خوب؛ حال كه قلبت سالم است، چرا آن را به خواهش‌‌‌‌هاى نفست در ازاى فرش و خانه و ماشين مى‌‌‌‌فروشى؟! سلامت خود را مى‌‌‌‌دهى و جسم سالم خود را مى‌‌‌‌فروشى؛ ولى جايش چه مى‌‌‌‌گيرى؟ فرش، خانه، طلا يعنى پشم، خاك، فلز! اين اسارت نفس است. لااقل براى سالم‌‌‌‌ماندن و شاداب‌‌‌‌زيستن، آزاده باش!