آقاى روزبه رحمةاللَّه‌‌‌‌عليه مى‌‌‌‌فرمود: اگر سرگذشت معصومين‌‌‌‌عليهم السلام‌‌‌‌را با توجّه به موقعيّت ايّام براى دانش‌‌‌‌آموزان بگوييد، اثربخشى آن بيش‌‌‌‌تر خواهد بود. لذا در ايّام شهادت اميرالمؤمنين‌‌‌‌عليه السلام، ماجَراى ميهمانى آن‌‌‌‌حضرت در منزل دخترش اُمّ‌‌‌‌كلثوم‌‌‌‌عليها السلام، برنامه‌‌‌‌ى افطار آن‌‌‌‌حضرت (نان جو و نمك و رد كردن شير) ، خروج از منزل و گيركردن بند كمر به قلّاب در منزل، فرمايش آن‌‌‌‌حضرت در موقع محكم‌‌‌‌بستن بند كمر، گفتن اذان صبح بر مِئذنه‌‌‌‌ى مسجد كوفه، بيداركردن خفتگان در مسجد، بيداركردن ابن‌‌‌‌ملجم مرادى و نهى وى از به رو خوابيدن، ضربت‌‌‌‌خوردن در سجده‌‌‌‌ى نماز، سفارش به امام حسن‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌براى اتمام نماز، سفارش به مردم كه: ابن‌‌‌‌ملجم را شكنجه ندهيد و او را مثله نكنيد، با پاى خود داخل منزل‌‌‌‌شدن و… را به فراخور سنّ و سال دانش‌‌‌‌آموزان بگوييد تا كودكان و نوجوانان و جوانان، امام خويش را با معرفت دوست داشته باشند و بفهمند كه سفره‌‌‌‌ى على‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌ساده بود و سفره‌‌‌‌ى معاويه داراى انواع غذاها و نوشيدنى‌‌‌‌ها، از جمله مغز سر صدها گنجشك با زعفران براى تقويت شهوت جنسى! و اين‌‌‌‌كه اگر سفره‌‌‌‌ى ما شبيه سفره‌‌‌‌ى معاويه‌‌‌‌ها باشد بنا به فرمايش پيامبر اكرم‌‌‌‌صلى الله عليه وآله وسلم »مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُم«(۹۹)- از آنان خواهيم بود.
پيشواى مسلمانان كيسه‌‌‌‌ى نان جوينِ خشكِ خود را مُهر مى‌‌‌‌كرد تا مبادا فرزندانش اندكى روغن به آن بيفزايند(۱۰۰) و مى‌‌‌‌فرمود:
«في حَلالِها حِسابٌ وَ في حَرامِها عِقابٌ و فِي الشُّبُهاتِ عِتاب! » (۱۰۱)
«در حلال )به‌‌‌‌دست‌‌‌‌آمده‌‌‌‌ى( دنيا حساب است و در حرام آن كيفر و در شبهه‌‌‌‌ناك‌‌‌‌ها سرزنش (الاهى)!»
امام‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌در شب نوزدهم هنگام محكم‌‌‌‌بستن كمربند خويش اين اشعار را مى‌‌‌‌خواندند:
أيَّ يَـوْمَيَّ مِـنَ الْمَوْتِ أفِرّ؟
يَـوْمَ مـا قُـدِّرَ أمْ يَـوْمَ قُـدِر؟
يَوْمَ ما قُدِّرَ لَمْ أخْشَ الرَّدى
وَ إذا قُدِّرَ لَمْ يُغْنِ الْحَذَر(۱۰۲)
از مرگ حذركردن دو روز روا نيست:
روزى كه قـضـا باشد و روزى كه قضا نيست
روزى كه قضا باشد، كوشش نكنـد سود
روزى كه قضا نيست، در آن مرگ روا نيست
مولاعليه السلام‌‌‌‌پس از فرودآمدن شمشير بر فرق مباركش فرمود: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَة. » آن‌‌‌‌حضرت آه و ناله سر نداد و شيون نكرد و بد و بى‌‌‌‌راه نگفت. فرمود: «به خداى كعبه سوگند كه رستگار شدم. »
حال آيا ما شيعه‌‌‌‌ى اين على هستيم؟ شب اِحيا اين‌‌‌‌همه اعمال انجام مى‌‌‌‌دهيم؛ ولى على و راه على را نمى‌‌‌‌شناسيم. اين همان ظاهرگرايى است. حرف على، فكر على، راه على را بشناس و عمل كن. امام‌‌‌‌عليه السلام فرمود:«امر به معروف و نهى از منكر در برابر همه‌‌‌‌ى اعمال نيك مثل اقيانوس است نسبت به ذرّه‌‌‌‌اى آب! »
آن‌‌‌‌حضرت در آخرين لحظات عمر خويش، فرزندان خود و مردم همه‌‌‌‌ى زمان‌‌‌‌ها را به تقوى و نظم در كارها سفارش فرمود. هم‌‌‌‌چنين در وصيّت خويش ما را به قرآن سفارش فرمود؛ نه فقط به حفظ قرآن و تلاوت قرآن؛ بلكه به فهم و درك و عمل به قرآن.
قرآن كريم به پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌مى‌‌‌‌فرمايد:
«وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهودُ وَ لَا النَّصارى حَتّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم… » (۱۰۳)
«تا از دين و آيين يهود و نصارى پيروى نكنى، هرگز از تو راضى نمى‌‌‌‌شوند. »
 از حصار زن و بچّه و فاميل و دوست و هم‌‌‌‌كار بيرون بيا و خودت باش تا بتوانى به قرآن عامل باشى. آن‌‌‌‌ها نمى‌‌‌‌گذارند تو راه خودت را بروى. هر كدام توقّع و خواسته‌‌‌‌اى دارند و تو را به اين‌‌‌‌طرف و آن‌‌‌‌طرف مى‌‌‌‌كشند و بعضى از اين خواسته‌‌‌‌ها با خواست خدا جمع نمى‌‌‌‌شود.
قرآنى باش و قرآنى عمل كن؛ يعنى فقط رضايت خدا را در نظر بگير و بقيّه را رها كن؛ همان كارى كه مولا على‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌در بستر شهادت كرد. براى او شير آوردند؛ فرمود: »اوّل به ابن‌‌‌‌ملجم بدهيد. مبادا )دست‌‌‌‌خوش احساسات واقع بشويد و( بگير و ببند راه بيندازيد و عدّه‌‌‌‌اى را به بند بكشيد! مبادا او را مثله كنيد كه شنيدم رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌فرمود: از مثله‌‌‌‌كردن بپرهيزيد؛ حتّى اگر سگ هار باشد. مبادا بيش از يك ضربه به او بزنيد!«