دزدى در كودكان گاهى يك مرض است؛ نه يك گناه نابخشودنى. اگر به چشم يك مرض به آن نگاه كنيم، سراغ ريشه‌‌‌‌ها و درمان آن مى‌‌‌‌رويم و فقط به نصيحت يا تنبيه نمى‌‌‌‌پردازيم.
موارد زير مى‌‌‌‌تواند سبب دزدى شود:
الف) عدم درك مالكيّت: بچّه ابتدا مالكيّت را درك نمى‌‌‌‌كند و اگر چيزى را از ديگرى برداشت، نمى‌‌‌‌توان كار او را دزدى گفت و ممكن است به‌‌‌‌خاطر كنج‌‌‌‌كاوى و تقليد باشد.
ب) ندانستن احكام حقّ‌‌‌‌النّاس: بعضى دانش‌‌‌‌آموزان نسبت به حقّ‌‌‌‌النّاس آموزش نديده‌‌‌‌اند و نمى‌‌‌‌دانند كه دزدى خلاف و حرام است. در واقع به بدى اين كار علم ندارند. در اين صورت بايد مسائل و احكام مربوط به آن‌‌‌‌ها گفته شود.
اعمال تابع افكار است. اگر كسى به بقاى روح معتقد شد، اين اعتقاد در اعمال او اثر مى‌‌‌‌گذارد و ديگر خلاف نمى‌‌‌‌كند.
هم‌‌‌‌چنين بايد دزدى را از راه نمايش و داستان، زشت و منكر جلوه داد تا بچّه‌‌‌‌ها نسبت به آن حالت تنفّر داشته باشند؛ يعنى در اين مسأله بايد هم از بُعد شناختى و هم از بُعد عاطفى كار شود تا دانش‌‌‌‌آموز به امانت‌‌‌‌دارى متخلّق گردد. در مسأله‌‌‌‌ى حقّ‌‌‌‌النّاس، بايد از موارد كوچك مانند ريگ نانوايى يا يك ورق كاغذ شروع كرد.
از طرف ديگر معلّمان بايد روى مسأله‌‌‌‌ى حقّ‌‌‌‌النّاس حسّاس باشند؛ چون عمل و قول معلّم براى دانش‌‌‌‌آموزان الگوست؛ مثلاً معلّمى كه از مداد دانش‌‌‌‌آموزان بدون اجازه‌‌‌‌ى آن‌‌‌‌ها حتّى براى امور كلاس و مدرسه استفاده نمى‌‌‌‌كند، شاگردانش حقّ‌‌‌‌النّاس را بيش‌‌‌‌تر رعايت مى‌‌‌‌كنند.
ج) حسادت: يكى از عوامل دزدى، حسادت است. بايد به اولياى دانش‌‌‌‌آموزان يادآور شد كه لوازم‌‌‌‌التّحرير و وسايل فرزندان خود را به‌‌‌‌گونه‌‌‌‌اى تهيّه كنند كه مورد رشك بچّه‌‌‌‌هاى ديگر قرار نگيرد.
د) احساس تبعيض: گاهى تبعيض مربّيان بين دانش‌‌‌‌آموزان سبب دزدى مى‌‌‌‌شود. تغذيه و ناهار بايد يك‌‌‌‌سان بين بچّه‌‌‌‌ها تقسيم شود تا احساس تبعيض نكنند.
اگر در مواردى، دانش‌‌‌‌آموزان يا اولياى آنان بى‌‌‌‌جهت خود را ذى‌‌‌‌حق مى‌‌‌‌دانند، بايد سعى كنيم از اوّل اين تصوّر به‌‌‌‌وجود نيايد و اگر در كارى واقعاً ذى‌‌‌‌حق بودند، حقّ آن‌‌‌‌ها را بدهيم تا مديون نباشيم.
مسأله‌‌‌‌ى مهم مبارزه با علّت است؛ نه با معلول. در عين حال بايد شرايطى فراهم كرد كه دانش‌‌‌‌آموزان به طرف دزدى نروند. الدَّفعُ أهْوَنُ مِنَ الرَّفْع، اَ لْوِقايَةُ خَيرٌ مِنَ الْعِلاج.(۶۲) مثلاً بايد به شاگردان سفارش كرد كه چون در مدرسه ممكن است افراد ناشناس رفت‌‌‌‌وآمد كنند پولشان را در جيب شلوار بگذارند.
هم‌‌‌‌چنين بايد به اولياى دانش‌‌‌‌آموزان يادآور شد كه به فرزندان خود در حدّ نياز پولِ تو جيبى بدهند. اين مسائل را بايد در ابتداى سال تحصيلى براى همه‌‌‌‌ى پدران و مادران گفت.
هم‌‌‌‌چنين بايد در مكان‌‌‌‌هاى خلوت مراقب حركات بچّه‌‌‌‌ها بود؛ چرا كه افراد در جاى خلوت كه مراقبى نيست ممكن است به خلاف دست بزنند. بنابراين، بايد بچّه‌‌‌‌هاى مشكل‌‌‌‌دار بيش‌‌‌‌تر مورد نظارت قرار داشته باشند و كارهاى مدرسه منظّم باشد تا فرصتى براى خلاف پيش نيايد.