با پيش‌‌‌‌‌رفت علوم تجربى، عدّه‌‌‌‌‌اى تصوّر كرده‌‌‌‌‌اند كه هر دانشى بايد از راه تجربه‌‌‌‌‌ى شخصى به‌‌‌‌‌دست آيد و تنها راه كسب علم و دانش، تجربه و آزمايشِ خود انسان است. بعضى اين فرضيّه را به همه‌‌‌‌‌ى ابعاد زندگى سرايت داده و مى‌‌‌‌‌گويند: ما تا چيزى را خودمان امتحان نكنيم و سود و زيانش را نسنجيم، نمى‌‌‌‌‌پذيريم.
بدون شكّ، تجربه وسيله‌‌‌‌‌ى به‌‌‌‌‌دست‌‌‌‌‌آوردن برخى دانش‌‌‌‌‌هاى بشرى است؛ امّا آيا تنها راه شناخت آدمى، تجربه‌‌‌‌‌ى شخصى اوست؟ آيا وحى و گفتار انبياى الاهى به انسان معرفتى برتر نمى‌‌‌‌‌دهد؟ آيا عقل و تدبّر بر شناخت آدمى نمى‌‌‌‌‌افزايد؟ آيا مشورت و استفاده از فكر ديگران دانش او را رشد نمى‌‌‌‌‌دهد؟ آيا عبرت‌‌‌‌‌گيرى از تجربه‌‌‌‌‌ى ديگران، علم او را بالا نمى‌‌‌‌‌برد؟
آرى، وسايل شناخت، متعدّد است و انسان بايد از هر كدام آن‌‌‌‌‌ها در موارد متناسب استفاده كند و علم و دانش خود را رشد دهد و در عمل از آن‌‌‌‌‌ها بهره گيرد و اگر اين وسايل را در غير راه خود به‌‌‌‌‌كار بندد، نه تنها به هدف نمى‌‌‌‌‌رسد، بلكه ممكن است جان خود را از دست بدهد؛ مثلاً اگر بنا باشد هر كس براى آن‌‌‌‌‌كه از خطرناك‌‌‌‌‌بودن سموم آگاه شود، آن را بخورد تا با تجربه‌‌‌‌‌ى شخصى چنين شناختى پيدا كند، ديگر كسى نمى‌‌‌‌‌ماند تا نتيجه‌‌‌‌‌ى اين آزمايش را ببيند. همه‌‌‌‌‌ى امتحان‌‌‌‌‌ها مجّانى نيست؛ بعضى به قيمت جان آدمى تمام مى‌‌‌‌‌شود.
در بعضى موارد هم وضع انسان قبل و بعد از امتحان يك‌‌‌‌‌سان نيست و او نمى‌‌‌‌‌تواند از راهى كه آمده برگردد؛ مثلاً اگر قرار باشد كسى اعتياد را تجربه كند، ديگر شرايط بعد از اعتيادش با وضع قبل از آن يك‌‌‌‌‌سان نخواهد بود تا مجالى براى عبرت و درس‌‌‌‌‌گرفتن باقى بماند.
يكى از نتايج دين و دستورهاى انبيا، دانستن مسائلى است كه امتحانشان مجّانى نيست و به بهاى موجوديّت انسان و جامعه تمام مى‌‌‌‌‌شود. محرّمات الاهى از جمله‌‌‌‌‌ى امورى است كه خداوندِ عالم، نتيجه‌‌‌‌‌ى آن‌‌‌‌‌ها را مشخّص كرده و بسيارى از آن‌‌‌‌‌ها قابل تجربه و آزمودن در اين دنيا نيستند. اگر مى‌‌‌‌‌فرمايد:
«قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضّوا مِنْ أبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظوا فُروجَهُم» (۴۲)
«اى پيامبر، به مؤمنان بگو از نامحرمان چشم بپوشانند و دامن خود را از گناه حفظ كنند. »
ديگر نبايد در روابط زن و مرد به دنبال تجربه‌‌‌‌‌ى شخصى بروند؛ زيرا مفاسد معنوى و روحى آن وحشتناك خواهد بود. براى خداوندِ عالَم، حقايق آشكار است و نتيجه‌‌‌‌‌ى اين تجربه‌‌‌‌‌ها را مى‌‌‌‌‌داند. بعضى مى‌‌‌‌‌گويند: خوب است روابط زن و مرد را آزاد بگذاريم و نتيجه‌‌‌‌‌ى آن را تجربه کنيم! بايد گفت: چنين تجربه‌‌‌‌‌اى ارزان تمام نمى‌‌‌‌‌شود؛ چنان‌‌‌‌‌كه جوامع غربى در اين مورد دچار مشكلات اخلاقى و اجتماعى فراوانى شده‌‌‌‌‌اند و راه بازگشت هم ندارند.
آيا ممكن است چاقوى تيز را در اختيار بچّه قرار دهيم تا خود با تجربه آن را بشناسد؟
آيا ممكن است اجازه دهيم بچّه‌‌‌‌‌اى به سيم برق دست بزند تا خودش برق‌‌‌‌‌گرفتگى را امتحان كند؟
آيا ممكن است بگذاريم فرزندمان بر لبه‌‌‌‌‌ى ديوارى بلند و باريك راه برود و سقوط و مرگ را تجربه كند؟
آيا اجازه مى‌‌‌‌‌دهيم بچّه‌‌‌‌‌اى ده‌‌‌‌‌ها قرص مسكّن را بخورد و خودكشى را آزمايش كند؟ مَنْ جَرَّبَ الْمُجَرَّب حَلَّتْ بِهِ النَّدامَة.(۴۳)
چنين تجربه‌‌‌‌‌هايى با پشيمانى و گاهى با نيستى آدمى هم‌‌‌‌‌راه است. بنابراين، آيا صحيح است اجازه دهيم جوانان دوستى با جنس مخالف را آزمايش كنند و هنگامى كه به هزاران مصيبت و فساد و آلودگى مبتلا شدند، از اين راه برگردند؟
آرى، يكى از اركان تفكّر دينى اين است كه بشر بداند بسيارى از امور را نمى‌‌‌‌‌داند و بايد سر بر آستانِ بندگى و اطاعت خداوندِ آگاه و دانا بنهد كه فرمود:
«إنّي أعْلَمُ ما لاتَعْلَمون» (۴۴)
«من مى‌‌‌‌‌دانم آن‌‌‌‌‌چه شما نمى‌‌‌‌‌دانيد. »
«وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إلّا قَليلاً» (۴۵)
«و از دانش جز اندكى داده نشده‌‌‌‌‌ايد. »
«وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أنْتُمْ لاتَعْلَمون» (۴۶)
«و خدا مى‌‌‌‌‌داند و شما نمى‌‌‌‌‌دانيد. »