۱۴۰۰ سال پيش  پيامبر اكرم‌‌‌‌صلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌و حضرت اميرعليه السلام‌‌‌‌براى پيش‌‌‌‌رفت دين اسلام از خود گذشتگى كردند و در اثر آن، تا امروز ميلياردها نفر به اسلام گرويده‌‌‌‌اند. همه‌‌‌‌ى كارهاى بزرگ از جلسات كوچك شروع شده است.
به چشم عُجب و تكبّر مكن به خلق نظر
كه مردمان خدا ممكن‌‌‌‌اند در اوباش
 به مرحوم سيّد بحرالعلوم گفتند: چه كردى به اين مقام رسيدى؟ فرمود:
 نام بزرگان را به عظمت بردم و خود را از همه كوچك‌‌‌‌تر دانستم.
 انسان عاقل طمع خام ندارد. ما هم مى‌‌‌‌خواهيم مانند عامّه‌‌‌‌ى مردم زندگى كنيم و به ارزش‌‌‌‌هاى آن‌‌‌‌ها معتقد باشيم و هم مى‌‌‌‌خواهيم به درجات عالى انسانى برسيم و اين نمى‌‌‌‌شود. بعضى مى‌‌‌‌خواهند هم رهايى يابند و هم از آن‌‌‌‌چه بالفعل در آن‌‌‌‌اند بيرون نيايند و اين شدنى نيست.
 متأسّفانه فرهنگ ما اين‌‌‌‌طور است؛ هم مى‌‌‌‌خواهيم در عالم فكر و آرمان، آدم شويم و هم عملاً در مسائل حيوانى غوطه‌‌‌‌ور بمانيم و از خدا هم تقاضاى آدم‌‌‌‌شدن داريم!
« حُبُّ الدُّنْيا رَأْسُ كُلِّ خَطيئَة. » (۱۹۲)
 روزبه دوستى دنيا را در سراسر عمرش زير پا گذارده بود. او در همه‌‌‌‌ى موقعيّت‌‌‌‌ها و مراحل، دين را بر دنيا ترجيح مى‌‌‌‌داد؛ ولى ما دين را تا آن‌‌‌‌جا كه براى ما فايده دارد، مى‌‌‌‌خواهيم و در سرِ بزنگاه، آن را فراموش مى‌‌‌‌كنيم! همه‌‌‌‌ى ما در حال زيان‌‌‌‌ايم.
 ريش و انگشتر اعتقاد به بقاى روح نمى‌‌‌‌آورد. بايد در فكر و عمل معتقد بود؛ نه اين‌‌‌‌كه عملاً سراسر عمر را به دنياگرايى بگذرانيم؛ ولى در زبان و در عالَم خيال، دنياگريز باشيم.
« يَوْمَ لايَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنونَ إلّا مَنْ أتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليم» (۱۹۳)
 آيا احتمال نمى‌‌‌‌دهيم كه ۱۲۴,۰۰۰ پيامبر الاهى راست گفته باشند؟ روزبه به دنيا دل نداده بود. براى او مرگ و زندگى يك‌‌‌‌سان بود و همه‌‌‌‌ى دنيايش صرف ازدياد توشه‌‌‌‌ى آخرت مى‌‌‌‌شد. مرحوم آقاى بروجردى فرمود:
 … آقا دكتر است؛ مى‌‌‌‌گويد: صدها نفر را از مرگ نجات دادم. اين‌‌‌‌ها بالاخره روزى خواهند مرد. خوشا به حال كسى كه روحى را زنده كند كه هيچ‌‌‌‌گاه مرگ نخواهد داشت!
 قرآن مى‌‌‌‌فرمايد:
«وَ مَنْ أحْياها فَكَأ نَّما أحْيَا النّاسَ جَميعاً » (۱۹۴)
 روح جاويد است و زنده‌‌‌‌كردن روح يك نفر معادل احياى همه‌‌‌‌ى انسان‌‌‌‌هاست. مرحوم آقاى روزبه، به احياى روح‌‌‌‌ها پرداخت؛ نه احياى بدن‌‌‌‌ها. زندگى او از زخارِف دنيا خالى بود.
 مولا على‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌مى‌‌‌‌فرمايد:
« مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنّاسِ إماماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْليمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْليمِ غَيْرِه. » (۱۹۵)
«كسى كه خود را پيشواى جمعى قرار داده است، بر او واجب است كه به تربيت و تعليم خويش بپردازد؛ قبل از آن‌‌‌‌كه بخواهد ديگران را آموزش دهد. »
 بنابراين، هر مسؤول بايد در حيطه‌‌‌‌ى كارى خود، معلومات و شايستگى لازم را داشته باشد؛ مثلاً يك فرمانده نظامى بايد، علاوه بر شايستگى‌‌‌‌هاى اخلاقى و جسمى، مسائل فرماندهى و جنگ را بداند يا صاحبان مشاغل و حِرَف بايد در حرفه و شغل خود، آخرين معلوماتِ روز را داشته باشند.
 مرحوم روزبه در دفتر مدرسه هميشه در حال مطالعه بود. ما مى‌‌‌‌خواهيم درس دين و دين‌‌‌‌دارى به بچّه‌‌‌‌ها بدهيم؛ فيزيك و شيمى و رياضى بهانه است. اين هدف را حفظ كنيد و نگذاريد كم‌‌‌‌رنگ شود. همه رفتند و من هم خواهم رفت. نگذاريد دين‌‌‌‌مدارى بچّه‌‌‌‌ها كم‌‌‌‌رنگ شود. فقط خدا را ملاحظه بكنيد؛ نه ديگران را. حتماً كتاب ارزشمند در جست‌‌‌‌وجوى علم دين آقاى ضياءآبادى را بخوانيد و عمل كنيد.
 روزبه سر سفره‌‌‌‌ى دانش‌‌‌‌آموزان مى‌‌‌‌نشست و ساده‌‌‌‌ترين غذا را مى‌‌‌‌خورد. اين سبب مى‌‌‌‌شد كه دانش‌‌‌‌آموزان كم‌‌‌‌بضاعت احساس حقارت نكنند؛ چون غذايشان از ناهار روزبه چرب‌‌‌‌تر بود!