از مرحوم فيّاض كه اهل معنا و معرفت بود پرسيدند: چگونه حضرت ابراهيم در آتش نسوخت؟ ايشان عِمامه‌‌‌‌ى خود را داخل بخارى روشن انداخت و يك ساعت بعد دست كرد و آن را سالم درآورد و در طول اين يك ساعت قصّه‌‌‌‌ى حضرت ابراهيم را بيان مى‌‌‌‌كرد!
 ايشان مى‌‌‌‌فرمود: بدبخت كسى است كه به اين دنيا بيايد و برود و يك آدم نبيند. واقعاً خدا را شكر كنيد كه در طول عمرتان يك روزبه ديديد كه لحظه‌‌‌‌اى از حيات خود را به هيچ‌‌‌‌چيز نفروخت. لذا شما را با هيچ‌‌‌‌چيز نمى‌‌‌‌توان خريد. عدّه‌‌‌‌اى خود را به ارزش‌‌‌‌هاى واهى چون برنده‌‌‌‌شدن در ميدان‌‌‌‌هاى ورزشى و كسب امتياز و مدال و جام و… مى‌‌‌‌فروشند. ديديد در اين روزها چگونه مردم به‌‌‌‌خاطر برنده‌‌‌‌شدن در مسابقه‌‌‌‌ى فوتبال، از دايره‌‌‌‌ى مسائل اخلاقى خارج شدند. اين‌‌‌‌ها خودباختگى در برابر ارزش‌‌‌‌هاى واهى است.
 مرحوم روزبه، به دانش‌‌‌‌آموزى كه مجلّه مى‌‌‌‌خواند فرمودند:
 اين مجلّه يك ماه تو را مشغول مى‌‌‌‌كند و فكر و ذهن تو را از مسائل اصلى دور مى‌‌‌‌سازد.
 وظيفه‌‌‌‌ى شما سنگين است و بايد شاگردان را در طوفان‌‌‌‌هاى سهمگين حفظ كنيد.
 در قم، خدمت مرحوم علّامه‌‌‌‌ى طباطبايى بوديم. آخوندى در محضر ايشان درباره‌‌‌‌ى جواز بعضى سرگرمى‌‌‌‌ها براى جوانان مى‌‌‌‌گفت و ايشان كاملاً گوش مى‌‌‌‌كردند. بعد از مدّتى، سر بلند كردند و فرمودند:
 آيا ما براى سرگرمى به دنيا آمده‌‌‌‌ايم؟!
 آقايان! شما را به خدا، وقتى همه سرگرم مسائل دنيايى شده‌‌‌‌اند، لااقل شما چند نفر كه روزبه را ديده‌‌‌‌ايد سرگرم نشويد و به فكر مسلمان‌‌‌‌ها باشيد. بچّه‌‌‌‌ها به حضرت يحيى_‌‌‌‌عليه السلام_ زمانى كه آن‌‌‌‌حضرت خردسال بود گفتند: برويم بازى كنيم. فرمود: «ما لِلَّعْبِ خُلِقْتُ» (۱۵۸): «براى بازى آفريده نشده‌‌‌‌ام. »
 دشمنان براى سرگرم‌‌‌‌كردنِ مردم، بازى‌‌‌‌ها و سرگرمى‌‌‌‌هاى متنوّعى درست كرده‌‌‌‌اند. در چين و ژاپن، هندوهاى اژدهاپرست، روز خاصّى از سال، مجسّمه‌‌‌‌ى اژدها درست مى‌‌‌‌كنند و كارناوال راه مى‌‌‌‌اندازند و مردم غرق خوش‌‌‌‌گذرانى و غفلت مى‌‌‌‌شوند. زنان و مردان با هم مى‌‌‌‌رقصند و ارزش‌‌‌‌هاى انسانى، ضايع و لگدكوب مى‌‌‌‌گردد.
 حضرت زهراعليها السلام‌‌‌‌نجّارى را به حضور طلبيدند و از او خواستند تابوتى مطابق نقشه‌‌‌‌ى سلمان براى آن‌‌‌‌حضرت بسازد. روزى كه آماده شد و آن را ديدند، خنده‌‌‌‌ى رضايت بر لبانشان نقش بست و خدا را شكر كردند كه بعد از مرگ، حجم بدن ايشان در تشييع جنازه ديده نمى‌‌‌‌شود! هم‌‌‌‌چنين وقتى آن وجود مقدّس براى حفظ دين و دفاع از ولايت روانه‌‌‌‌ى مسجد شدند، لباس گشاد و چادر بلند به تن كردند و در پشت پرده، خطبه قرائت فرمودند. حضرت زهراعليها السلام اين‌‌‌‌چنين دين خدا را پاسدارى كردند.
 جعفربن‌‌‌‌ابى‌‌‌‌طالب نيز با دست‌‌‌‌هاى بريده علم‌‌‌‌دارى كرد. شما هم با تأسّى به ايشان، علم‌‌‌‌دارى كنيد و حافظ اصول و مبانى دين باشيد؛ نه حواشى ساختگى آن.
 در يكى از مدارس اين شهر، بچّه‌‌‌‌ها به توصيه‌‌‌‌ى معلّمانشان، براى پيروزى تيم فوتبال به دعا نشسته و دعاى«  يا كاشِفَ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَين… » را تا لحظه‌‌‌‌ى گل‌‌‌‌زدن خوانده بودند! چه‌‌‌‌قدر خجلت‌‌‌‌آور است! نه تنها ارزش‌‌‌‌هاى دينى بلكه ارزش‌‌‌‌هاى انسانى و ملّى هم زير سؤال رفته است.
 به قول مرحوم آقاى مزيّنى، هر قدر طوفان سنگين‌‌‌‌تر باشد، ما هم بايد موتورهاى حركت را قوى‌‌‌‌تر كنيم. اگر دو موتور نمى‌‌‌‌شود، از چهار موتور كمك بگيريم. خلاصه، در برابر تهاجمات فرهنگ غربى بيش‌‌‌‌تر ايستادگى كنيد.