در قرآن كريم آمده است:
« وَ لَوْلا أنْ يَكونَ النّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمانِ لِبُيوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرون × وَ لِبُيوتِهِمْ أبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِئون × وَ زُخْرُفاً، وَ إنْ كُلُّ ذلِكَ لَمّا مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقين. » (۱۷۵)
«و اگر مردم يك امّت نبودند(و ممكن بود از دين برگردند) براى خانه‌‌‌‌هاى كافران سقف‌‌‌‌هايى از نقره قرار مى‌‌‌‌داديم و نردبان‌‌‌‌هايى كه بر آن بالا روند و براى خانه‌‌‌‌هايشان درهايى مى‌‌‌‌گذاشتيم و تخت‌‌‌‌هايى كه بر آن تكيه دهند و زينت‌‌‌‌هايى. تمام اين‌‌‌‌ها كالاى پست زندگى دنياست و آخرت نزد پروردگار تو براى پرهيزگاران است. »
 در منطق قرآن متّقين چه كسانى‌‌‌‌اند؟ سوره‌‌‌‌ى بقره جواب ما را مى‌‌‌‌دهد:
« ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقين × الَّذينَ يُؤْمِنونَ بِالْغَيبِ وَ يُقيمونَ الصَّلاةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقون» (۱۷۶)
 اوّلين نشانه‌‌‌‌ى متّقين، ايمان به جهان غيب، جهان آخرت، قبر و قيامت، حساب و كتاب است. مرحوم خرّازى و مرحوم رحيميان هر دو مصداق مؤمن به غيب بودند. آن‌‌‌‌ها ۴۰ سال پيش در بازار تهران حجره داشتند و داراى اعتبار و آبرو بودند. وقتى دانستند كه مدرسه‌‌‌‌ى علوى به وجودشان نياز دارد، هر دو از تجارت دست كشيدند و براى رضاى خدا، به مدرسه آمدند. اين يعنى ايمان به غيب. خود را گول نزنيم! ما در حقيقت به غيب ايمان نداريم وگرنه به قول عين‌‌‌‌القضاة همدانى، يك دهم تلاشى را كه براى دنيا مى‌‌‌‌كنيم، براى جهان آخرت اختصاص مى‌‌‌‌داديم.
 براى ۷۰ -۶۰ سال عمر اين جهانى، ۱۲ سال درس مى‌‌‌‌خوانيم تا ديپلم بگيريم و ۶ تا ۱۰ سال هم دانشگاه مى‌‌‌‌خوانيم تا متخصّص شويم. آن‌‌‌‌گاه سنّ ما مى‌‌‌‌شود نزديك ۳۰ سال؛ يعنى نيمى از عمر خود را براى اين دنيا صرف مى‌‌‌‌كنيم. حال يك تناسب ببنديم. براى ۶۰ سال اين دنيا، ۳۰ سال تلاش مى‌‌‌‌كنيم؛ براى عمر جاويد آن جهان چه‌‌‌‌قدر تلاش لازم است؟ پس ببينيد كه دروغ مى‌‌‌‌گوييم و واقعاً به آن جهان اعتقاد نداريم؛ چون براى آن هيچ تلاش و حركتى نمى‌‌‌‌كنيم.
 روزبه، به آن جهان اعتقاد داشت. او خود را خوب ساخت تا توانست ديگران را بسازد. شما چه‌‌‌‌قدر ساخته شده‌‌‌‌ايد كه بخواهيد ديگران را بسازيد؟ در نيمه‌‌‌‌شب‌‌‌‌ها به فكر فرو رويد و محاسبه كنيد كه چه‌‌‌‌قدر از اعمال و گفتار و رفتار شما در طول روز خالص براى خدا بوده است. اكثر كارهاى ما به خاطر پسند بندگان خدا و در جهت دنياست؛ نه آخرت! رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌فرمودند:
«لَوْ كانَتِ الدُّنْيا تَزِنُ عِنْدَ اللَّهِ جَناحَ بَعوضَةٍ ما سَقى كافِراً مِنْها شَرْبَةَ ماءٍ. » (۱۷۷)
«اگر اين دنيا به اندازه‌‌‌‌ى بال پشه‌‌‌‌اى نزد خداوند ارزش داشت، جرعه‌‌‌‌اى از آن را به كافرى نمى‌‌‌‌داد. »
 اين كلام رسول اللَّه است و آن آيه هم كلام خداست. به راستى باورمان آيد كه همه‌‌‌‌ى دنيا با تمام زيورها و جاذبه‌‌‌‌هاى گوناگون آن ارزشى ندارد.
 ببينيد؛ ما مسلمان‌‌‌‌ها سرِ مزخرفات دنيا چه‌‌‌‌ها كه نمى‌‌‌‌كنيم! معلوم مى‌‌‌‌شود ما به غيب و جهان ديگر ايمان نداريم و آن‌‌‌‌چه كه مى‌‌‌‌گوييم از دين و اسلام و قرآن و امام حسين‌‌‌‌عليه السلام… همه و همه لقلقه‌‌‌‌ى زبان و براى گذران زندگى مادّى است. مرحوم روزبه هفته‌‌‌‌اى چند روز صبح زود به معلّم‌‌‌‌هاى يك دبيرستان دخترانه روش تدريس ياد مى‌‌‌‌داد؛ بدون گرفتن دست‌‌‌‌مزد! تازه از كلّ حقوق خود كه ماهى ۵۰۰۰ تومان بود ۲۰۰۰ تومان آن را به خانواده‌‌‌‌اى فقير مى‌‌‌‌داد. لا إله إلّا اللَّه! اين‌‌‌‌ها چه بزرگانى بودند! خداى‌‌‌‌شان رحمت فرمايد!