دردِ بى‌‌‌‌درمانى كه گرفتار آن شده‌‌‌‌ايم، زندگى تجمّلى است. ما ساده‌‌‌‌زيستى در ابعاد مختلف خوراك، پوشاك، اتومبيل، مجالس عروسى و عزا و… را فراموش كرده‌‌‌‌ايم.
 در روايتى از امام صادق‌‌‌‌عليه السلام (۸۳) آمده است كه اگر زندگى‌‌‌‌ات با مَركب ۲۰ درهمى مى‌‌‌‌گذرد، چنان‌‌‌‌كه مَركب ۱۰,۰۰۰ درهمى تهيّه كنى، فعل حرام انجام داده و اسراف كرده‌‌‌‌اى. « إنَّهُ لايُحِبُّ الْمُسرِفين » (۸۴)
 آن آقا ده‌‌‌‌ها ميليون تومان خرج آيينه و چراغ عروسى فرزند خود مى‌‌‌‌كند! اين‌‌‌‌ها اسراف نيست؟!
« إنَّ الْمُبَذِّرينَ كانوا إخْوانَ الشَّياطين » (۸۵)
 «ريخت‌‌‌‌وپاش‌‌‌‌كنندگان (هميشه) با اهريمنان برادر بوده‌‌‌‌اند. »
چه كنيم اين تجمّل‌‌‌‌گرايى در نظر شاگردان ما بشكند و در منجلاب مادّيّات و تجمّلات نيفتند و اين كارها در نظر آنان مسخره آيد؟ الآن اين چندهزار نفر شاگرد و فارغ‌‌‌‌التّحصيل مدارس شما، از بركت لباس و خوراك و زندگىِ ساده‌‌‌‌ى مرحوم استاد روزبه حفظ شده‌‌‌‌اند.
بياييد طرحى بريزيم تا ساده‌‌‌‌زيستى احيا گردد. مرحوم مزيّنى مى‌‌‌‌فرمودند: بچّه‌‌‌‌ها را با هواپيما بالاى تهران ببريد. مراد ايشان اين بود كه ديد آن‌‌‌‌ها را بالا بياوريد تا كارهاى تجمّلى و سنّت‌‌‌‌هاى غلط مردم را ننگ‌‌‌‌آلود حس كنند و از هم‌‌‌‌رنگى با آنان بدشان بيايد. به اين منظور، بايد خانواده و كاركنان مدرسه‌‌‌‌ى خود را بسازيد. البتّه تا خود مردِ ميدان نباشيد، نمى‌‌‌‌توانيد چنين انسانى تربيت كنيد.
در بين كاركنان شما افراد آبرومندى هستند كه بايد نيازهاى آن‌‌‌‌ها را، به هر نحو ممكن، تأمين كنيد؛ ولو اين‌‌‌‌كه زبان بعضى از آن‌‌‌‌ها تند باشد. شما به خاطر خدا و شاگردان كه امانت‌‌‌‌هاى الاهى‌‌‌‌اند آن‌‌‌‌ها را حفظ كنيد. هيچ‌‌‌‌كس معصوم نيست. ريشه و اساس دنياگرايى در نفْس آدمى است. بت نفس، مادر بت‌‌‌‌هاى ديگر است! اگر اين بت را بشكنيد، آزاد مى‌‌‌‌شويد و اگر همه‌‌‌‌ى بت‌‌‌‌هاى ديگر را بشكنيد و لباس و خوراك و زندگى ساده داشته باشيد امّا به‌‌‌‌خاطر حبّ مقام و رياست باشد قلب شما بتكده است!
نفس اژدرهاست؛ او كى مرده است؟       از غـم بـى‌‌‌‌آلــتـى افـسـرده‌‌‌‌اســت