قرآن، متّقين را در سوره‌‌‌‌ى بقره چنين توصيف مى‌‌‌‌كند:
 « اين كتاب كه شكّى در آن نيست راه‌‌‌‌نماى متّقين است؛ آن‌‌‌‌ها كه به غيب ايمان دارند و نماز را به‌‌‌‌پا مى‌‌‌‌دارند و از آن‌‌‌‌چه ما روزيشان داده‌‌‌‌ايم انفاق مى‌‌‌‌كنند.» (۱۴۷)
 رزق و انفاق به روزى و بخشش مادّى منحصر نيست و شامل علم و مسائل معنوى هم مى‌‌‌‌شود. عالم بايد علم خويش را به جاهل بياموزد و ديْنِ خود را به دينش ادا كند.
 قالَ عَليّ‌‌‌‌عليه السلام:
.« ما أخَذَ اللَّهُ عَلى أهْلِ الْجَهْلِ أنْ يَتَعَلَّموا حَتّى أخَذَ عَلى أهْلِ الْعِلْمِ أنْ يُعَلِّموا » (۱۴۸)
«پيش از آن‌‌‌‌كه خدا از نادانان بازخواست كند كه: چرا نياموختيد، از دانشمندان بازخواست مى‌‌‌‌كند كه: چرا ياد نداديد؟ »
 مرحوم روزبه، به معلّمين روش تدريس ياد مى‌‌‌‌داد. امروز كار تعليم و تربيت بى‌‌‌‌متولّى و غريب مانده است. پرورش و اصلاحِ روح، به مراتب مهم‌‌‌‌تر از جسم است؛ ولى غالباً به پرورش ِ جسم مى‌‌‌‌پردازند. مردم فقر و مريضى جسم را مى‌‌‌‌بينند و براى درمان آن اقدام مى‌‌‌‌كنند؛ امّا افسوس كه فقر و مريضى روح و روان را نمى‌‌‌‌بينند و براى رفع آن تلاش نمى‌‌‌‌كنند! روح‌‌‌‌ها را مستقيم و غيرمستقيم نابود مى‌‌‌‌كنند؛ ولى توجّه ندارند كه اگر بتوانند شخصى را از گرداب فساد نجات دهند و به تربيت او اقدام نكنند، مسؤول‌‌‌‌اند.
وَ سارِقُ الزَّهْرِ مَذْمومٌ بِسِرْقَتِهِ          
وَ سارِقُ الْحَقْلِ يُدْعَى الْباسِلُ الْخَطِرُ
 وَ قـاتِـلُ الْـجِسْمِ مَقْتولٌ بِقَتْلَتِهِ         
وَ قـاتِلُ الرُّوحِ لايَدْري بِهِ الْبَشَرُ
– دزد يك شاخه‌‌‌‌ى گل مذمّت مى‌‌‌‌شود؛ ولى دزد يك باغ و گلستان، پهلوان و زرنگ ناميده مى‌‌‌‌شود!
– هم‌‌‌‌چنين قاتلِ جسمِ يك انسان را مى‌‌‌‌كشند؛ امّا كسى به قاتل روح انسان‌‌‌‌ها توجّهى ندارد!