اگر مسلمان‌‌‌‌‌ها به‌‌‌‌‌جاى آن‌‌‌‌‌كه خود را به ظواهر دين مشغول كنند به حقيقت دين مى‌‌‌‌‌پرداختند، وضعى غير از اين داشتند؛ امّا دشمنان، ما را به ظواهر و پوسته‌‌‌‌‌ى دين سرگرم كردند و نگذاشتند تا از حقيقت و مغز دين بهره‌‌‌‌‌مند شويم.
در عزا و سوگوارى، زنجيرزدن و علامت راه انداختن و در شادى و شبِ ولادتِ ائمّه‌‌‌‌‌عليهم السلام، نقل پاشيدن و سفره‌‌‌‌‌ى رنگين انداختن، بخشى از ظواهرى است كه به آن مشغول‌‌‌‌‌ايم. در حالى‌‌‌‌‌كه مولاعليه السلام‌‌‌‌‌بين اعمال نيك، برترين را به ما معرّفى مى‌‌‌‌‌كند و مى‌‌‌‌‌فرمايد:
«وَ ما أعْمالُ الْبِرِّ كُلُّها وَ الجِهادُ في سَبيلِ اللَّه عِنْدَ الْأمْرِ بِالْمَعْروفِ وَ النَّهْي عَنِ الْمُنْكَر إلّا كَنَفْثَةٍ في بَحْرٍ لُجِّيّ. » (۴۷)
«ارزش همه‌‌‌‌‌ى اعمال نيك و حتّى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر، مانند ذرّه‌‌‌‌‌ى كوچكى در مقابل دريايى بزرگ است.»
كمى فكر كنيم. مى‌‌‌‌‌دانيم امام اهل مبالغه و زياده‌‌‌‌‌روى نيست. پس اندكى در فرموده‌‌‌‌‌ى مولا و تشبيه آن‌‌‌‌‌حضرت انديشه كنيم و از خود بپرسيم: چرا به اين گفته عمل نمى‌‌‌‌‌كنيم؟ چرا اين‌‌‌‌‌گونه احاديث كم‌‌‌‌‌تر شنيده مى‌‌‌‌‌شوند؟ پاسخش اين است كه دشمن از نماز و روزه و خمس نمى‌‌‌‌‌هراسد؛ زيرا مى‌‌‌‌‌داند همه‌‌‌‌‌ى آن‌‌‌‌‌ها بدون امر به معروف و نهى از منكر از بين‌‌‌‌‌رفتنى است. كتاب خاطرات هَمفِر جاسوس انگليسى را بخوانيد تا بدانيد دشمن چقدر زيركانه عمل مى‌‌‌‌‌كند و ما چگونه در خواب گران فرو رفته‌‌‌‌‌ايم و به بى‌‌‌‌‌تفاوتى دچار شده‌‌‌‌‌ايم.
از مردم غافل و بى‌‌‌‌‌خبر بايد پرسيد: مگر همه‌‌‌‌‌ى كتاب‌‌‌‌‌هاى دينى، امر به معروف و نهى از منكر را مانند نماز و روزه از فروع دين ندانسته‌‌‌‌‌اند؟ پس چرا درباره‌‌‌‌‌ى اين دو، اين همه سستى مى‌‌‌‌‌كنيد و قدمى برنمى‌‌‌‌‌داريد؟ مگر نمى‌‌‌‌‌بينيد كه دشمن در مورد ساير امور دين حسّاسيّتى نشان نمى‌‌‌‌‌دهد و تنها درباره‌‌‌‌‌ى اين دو، كارشكنى مى‌‌‌‌‌كند؟
مشكل ديگر اين است كه متأسّفانه حقايق دين، معناى اصلى و واقعى خود را از دست داده‌‌‌‌‌اند. وقتى از امر به معروف و نهى از منكر سخن مى‌‌‌‌‌گوييم تنها تذكّرات خشك و بى‌‌‌‌‌نتيجه‌‌‌‌‌اى چون: »نماز بخوان«، »دروغ مگو«، »حجابت را رعايت كن« به نظر مى‌‌‌‌‌آيد؛ در حالى‌‌‌‌‌كه اين‌‌‌‌‌ها مبارزه‌‌‌‌‌ى با معلول است و بايد با علّت مبارزه كنيم.
وقتى قرآن مى‌‌‌‌‌فرمايد:
«وَ أْتوا الْبُيوتَ مِنْ أبْوابِها » (۴۸)
«هر كارى را از راهش وارد شويد (و به انجام رسانيد).»
پس چرا روش ما در امر به معروف و نهى از منكر غير از اين است؟ در حالى‌‌‌‌‌كه راه درست امر به معروف و نهى از منكر را امام صادق‌‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌‌به ما يادآور مى‌‌‌‌‌شود كه:
«عَلَيْكَ بِالْأحْداث. » (۴۹) : «نوجوانان را درياب. »
چوبِ تر را چنان كه خواهى پيچ
نشود خشك جز به آتش راست
امر به معروف واقعى آن است كه امكانات و محيطى فراهم كنيم تا نوجوانانى معتقد به خدا و پيامبر و معاد تربيت شوند؛ به‌‌‌‌‌طور طبيعى نماز بخوانند و به دنبال معصيت و گناه نروند. فروع دين در عرض هم‌‌‌‌‌اند. وقتى نماز ترك نمى‌‌‌‌‌شود، امر به معروف و نهى از منكر هم نبايد ترك شود. حتّى اگر به بالاترين درجه‌‌‌‌‌ى علمى هم برسيم، اين وظيفه‌‌‌‌‌ى بزرگ الاهى از ما ساقط نمى‌‌‌‌‌شود.
براى انجام اين فريضه‌‌‌‌‌ى مهم، بهترين راه تعليم و تربيت است. بايد معلّم و مربّى شد يا معلّم و مربّى براى جامعه پرورش داد. در اين راه، بايد از خود گذشت و از مادّيّات دل كَند. ممكن است همه‌‌‌‌‌ى خانواده و دوستان و آشنايان در مقابل ما بايستند و دنيا را به رُخ ما بكشند؛ ولى بايد مراقب باشيم كه خدا را به آن‌‌‌‌‌ها نفروشيم.