فقه يعنى فهم. تفقُّه يعنى فهميدن با تمام وجود. مردى عرب خدمت رسول اكرم‌‌‌‌صلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌رسيد تا قرآن بياموزد. پس از رسيدن به آيه‌‌‌‌ى«فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَه» (۱۰۴) منقلب شد و در حالى‌‌‌‌كه اين آيات را زير لب زمزمه مى‌‌‌‌كرد، مجلس را ترك كرد. اصحاب متعجّب شدند و به پيامبر عرضه داشتند: چرا اين اعرابى چنين كرد و رفت؟ حضرتش فرمود: «اِنْصَرَفَ الرَّجُلُ وَ هُوَ فَقيه. » يعنى اين آيه را خوب فهميد؛ فقيه شد و رفت!
شما بايد در مسائل دينى و اعتقادى فقيه شويد؛ هم‌‌‌‌چنان‌‌‌‌كه مرحوم آقاى روزبه فقيه بود. نبايد طرز تفكّر شما مثل عامّه‌‌‌‌ى مردم باشد. اگر چنين شد، واى به حال شاگردان شما! مثل مردم انديشيدن و مثل آن‌‌‌‌ها تحت تأثير جوّ قرارگرفتن، مانند اكثريّت بودن، قشرى‌‌‌‌نگرى، كار عاميانه كردن، با اين‌‌‌‌ها روزبه نمى‌‌‌‌شويد. روزبه فقيه بود تا محصولش شما شديد. شما هم بايد فقيه باشيد تا شاگردان شما به رنگ روزبه درآيند.
يكى از مسائلى كه نياز به تفقّه و تفكّرِ فقاهتى دارد، فرمايش رسول اكرم‌‌‌‌صلى الله عليه وآله وسلم در ادامه‌‌‌‌ى خطبه‌‌‌‌ى شعبانيّه است كه فرمودند:
«أفْضَلُ الْأعْمالِ في هذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحارِمِ اللَّه عَزَّوجَلَّ. » (۱۰۵)
پس از آن پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌گريستند. حضرت على‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌عرضه داشتند: »يا رسول اللَّه، چرا مى‌‌‌‌گرييد؟« فرمود: »على جان، گريه‌‌‌‌ام بر شهادت تو در اين ماه مبارك در حال نماز و در محراب عبادت است؛ آن‌‌‌‌گاه كه شمشير اشقى‌‌‌‌الاشقيا فرق تو را به دو نيم مى‌‌‌‌كند و خون محاسن تو را مى‌‌‌‌گيرد.« سؤال اين است كه: گريه‌‌‌‌ى پيامبر براى چيست؟ براى مرگ على و شكافتن فرق مبارك او و صرفاً گريه‌‌‌‌اى عاطفى است يا براى چيز ديگرى است؟
در مكتب رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌مرگ كه غصّه و ناراحتى ندارد؛ مرگ لحظه‌‌‌‌ى وصال است. فرزند امام حسن مجتبى عليه السلام، آن نوجوان ۱۳ ساله در شب عاشورا درباره‌‌‌‌ى مرگ مى‌‌‌‌گويد:
«أحْلى مِنَ الْعَسَل.»
«(مرگ براى من) از عسل شيرين‌‌‌‌تر است! »
حبيب‌‌‌‌بن‌‌‌‌مظاهر در شب عاشورا، پس از درك واقعه‌‌‌‌ى فردا، با سايرين مزاح مى‌‌‌‌كند و اصحاب امام حسين‌‌‌‌عليه السلام- از اين‌‌‌‌كه فردا به ديدار دوست مى‌‌‌‌روند خوش‌‌‌‌حال‌‌‌‌اند.
پس گريه‌‌‌‌ى پيامبر براى چيست؟ گريه‌‌‌‌ى رسول خدا براى مرگ ارزش‌‌‌‌ها و هتك حرمت‌‌‌‌ها و شكستن حريم‌‌‌‌ها و شكافتن رأس قوانين الاهى است؛ گريه بر حق‌‌‌‌كشى‌‌‌‌هاست؛ گريه بر كشتن ميزان‌‌‌‌الاعمال است.
حال شما بايد آن ارزش‌‌‌‌هاى الاهى را كه على‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌در راه آن شهيد شد، در مدرسه‌‌‌‌ى خودتان زنده كنيد.
يكى از ياران اميرالمؤمنين‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌در دربار معاويه، آن‌‌‌‌حضرت را چنين توصيف كرد: وَ كانَ فينا كَأحَدِنا: على در بين ما، مانند يكى از ما بود. آيا زندگى و روش تو به‌‌‌‌عنوان يك مربّى اين‌‌‌‌چنين است؟ مرحوم آقاى روزبه در بندِ حرف مردم و زن و بچّه و اين و آن نبود و به پسند آن‌‌‌‌ها زندگى نمى‌‌‌‌كرد. او فقط رضايت خدا و رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌و على‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌را در نظر داشت.
زنان مدينه براى عيادت حضرت زهراعليها السلام‌‌‌‌به حضور ايشان آمدند. آن‌‌‌‌حضرت از درد شكستن پهلو و سقط جنين و… شكايت نفرمود؛ بلكه فرمود: «… مردان شما چرا از حقّ همسرم دفاع نكردند و به خانه‌‌‌‌نشينى او راضى شدند؟… پس در اثر اين كار، منتظر بلاها و آفات اجتماعى زيادى باشيد… »
يكى ديگر از احاديثى كه به تفكّرِ فقاهتى نياز دارد، حديث شريف زير است:
قالَ عليّ‌‌‌‌عليه السلام:
«وَ اخْتارَ لَنا شيعَةً يَنْصُرونَنا وَ يَفْرَحونَ لِفَرَحِنا وَ يَحْزَنونَ لِحُزْنِنا. » (۱۰۶)
«(خداوند) براى ما پيروانى برگزيد كه ما را يارى مى‌‌‌‌كنند و با شادى ما شادند و با اندوه ما اندوهگين. »