حضرت امام صادق‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌در تفسير آيه‌‌‌‌ى شريفه‌‌‌‌ى: «الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلونَهُ حَقَّ تِلاوَتِه» (۱۸۵) فرمودند:
«…يُرَتِّلونَ آياتِه وَ يَتَفَهَّمونَ مَعانيَهُ وَ يَعْمَلونَ بِأحْكامِه… وَ يأْتونَ أوامِرَه وَ يَجْتَنِبونَ نَواهِيَه، ما هُوَ وَ اللَّهِ بِحِفْظِ آياتِهِ… وَ تِلاوَةِ سُوَرِه! » (۱۸۶)
.« (آن‌‌‌‌ها) كسانى‌‌‌‌اند كه  قرآن را حقيقتاً تلاوت مى‌‌‌‌كنند و آن را با دقّت مى‌‌‌‌خوانند و در معانى آن مى‌‌‌‌انديشند و به احكامش عمل مى‌‌‌‌كنند… دستورهايش را انجام مى‌‌‌‌دهند و از نواهى آن دورى مى‌‌‌‌كنند. قسم به خدا، تلاوتِ قرآن به حفظ آيات… و خواندن سوره‌‌‌‌هاى آن نيست »
 آرى، خواندن و فهمِ قرآن، جنبه‌‌‌‌ى مقدّميّت(مقدّمه‌‌‌‌بودن) دارد. آن‌‌‌‌چه شرف و افتخار انسان است، اخلاقِ فاضله و صفات قرآنى است؛ نه برنده‌‌‌‌شدن در مسابقات قرآنى و حتّى حفظ قرآن. حافظ قرآن‌‌‌‌شدن چندان مهم نيست؛ قرآنى‌‌‌‌شدن خيلى مهم است. ارتباط ما با قرآن در اين خلاصه شده است كه وقتى خانه مى‌‌‌‌خريم، اوّل قرآن در آن مى‌‌‌‌بريم يا در مهر دختران خود اوّل قرآن را مى‌‌‌‌نويسيم يا در عزاى مرده قرآن مى‌‌‌‌خوانيم؛ ولى فرد قرآنى در ميان ما ديده نمى‌‌‌‌شود.
 هدف از خلقتِ عالم، خلقت انسان است و هدف از خلقت انسان، عبادت و نتيجه‌‌‌‌ى عبادت، تقرّب و نزديكى به خداست. عبادت براى اين است كه انسان با خدا آشنا شود و تناسب روحى پيدا كند. اگر انسان عبادتى كند ولى هيچ تحوّلى در روح و جانش پيدا نشود و آن عمل او را بالا نبرد ثواب ندارد.
 نشانه‌‌‌‌ى ثواب، تجلّى و ظهورِ ملكاتِ فاضله و نشانه‌‌‌‌ى عِقاب، تجلّى و بروزِ صفاتِ رذيله در روح انسان است. درجاتِ بهشت و دركاتِ جهنّم نيز از اين ناشى مى‌‌‌‌شود. گاهى ما عملى انجام مى‌‌‌‌دهيم و خيال مى‌‌‌‌كنيم ثواب برده‌‌‌‌ايم! در حالى‌‌‌‌كه ثواب آثارى دارد كه در جان آدمى پيدا مى‌‌‌‌شود. در روايت وارد شده است كه« در روز قيامت به مصاحب قرآن گفته مى‌‌‌‌شود: بخوان و بالا برو كه جايگاه تو نزد آخرين آيه‌‌‌‌اى است كه مى‌‌‌‌خوانى. » (۱۸۷)؛ يعنى درجات بهشتى به آياتى بستگى دارد كه انسان در آخرت مى‌‌‌‌تواند بخواند.
 حال سؤال اين است كه: مصاحب و ملازم قرآن چه كسى است؟ آيا كسى است كه هميشه قرآن در جيب اوست يا قرآن‌‌‌‌هاى زيبا و خوش‌‌‌‌خط در خانه دارد؟ يا آن كسى كه قرآن در وجودش حاكم شده و افكار و رفتارش قرآنى شده و طعم و رنگ و بوى قرآن به خود گرفته است؟(۱۸۸)
 دقّت كنيد كه مدارس ما جوّزده نشوند. امروزه جوّ غلطى بر جامعه‌‌‌‌ى ما حاكم است؛ مثل حفظ قرآن با ذكر صفحه و آيه. اين كار آدمى را به ياد حفظ جدول لگاريتم به عنوان يك كار علمى در زمان تسلّط انگليسى‌‌‌‌ها بر هندوستان مى‌‌‌‌اندازد! قرآن مى‌‌‌‌فرمايد:
« وَ قالَ الرَّسولُ يا رَبِّ إنَّ قَوْمِي اتَّخَذوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجوراً» (۱۸۹)
«پيامبر اكرم‌‌‌‌صلى الله عليه وآله وسلم)خواهد( گفت: پروردگارا، امّت من اين قرآن را مهجور گذاشتند. »
 مهجوربودن قرآن به اين است كه قرآن در صحنه‌‌‌‌هاى زندگى تعيين‌‌‌‌كننده نباشد و فقط براى تيمّن و تبرّك و بوسيدن و سر تاقچه گذاردن و سر صف و اوّل جلسه خواندن و مسابقات جوراجور و عجيب و غريب حفظ و قرائت به‌‌‌‌كار رود! البتّه انسان بايد خواندن قرآن را بلد باشد تا بتواند در آيات آن تفقّه كند و بعد به آن عمل نمايد؛ ولى ما همه در پلّه‌‌‌‌ى اوّل مى‌‌‌‌مانيم! متأسّفانه، در خيلى موارد، با انتخاب راه‌‌‌‌هاى غيرعلمى و تكلّف‌‌‌‌آور و نفرت‌‌‌‌انگيز، سبب مى‌‌‌‌شويم كه دانش‌‌‌‌آموزان از قرآن زده شوند.
 در يكى از مدارس كه به روش‌‌‌‌هاى غيرعلمى قرآن را آموزش مى‌‌‌‌دادند، بچّه‌‌‌‌ها از قرآن زده شده بودند و به آن توهين مى‌‌‌‌كردند! دانش‌‌‌‌آموز ديگرى به خاطر عقب‌‌‌‌افتادن در مسابقات قرآن، جزوه‌‌‌‌ى قرآن خود را پاره كرده بود! البتّه در هر سنّى، كار خاصّى از آموزش قرآن بايد انجام گيرد و در آن، از بهترين روش‌‌‌‌هاى علمى مبتنى بر روان‌‌‌‌شناسى تربيتى و يادگيرى استفاده شود. اين كار سليقه‌‌‌‌اى و من‌‌‌‌درآوردى نيست.
 آقايان مديران! راجع به اين مسأله به طور جدّى فكر كنيد و تبادل نظر داشته باشيد و بهترين راه‌‌‌‌هاى ممكن را بيابيد. هدف مؤسّسه در اين ۴۳ سال تربيت قرآنى بوده؛ نه قرآن‌‌‌‌خوان يا حافظ قرآن درست‌‌‌‌كردن. مهجورداشتن قرآن يعنى كارى كردن كه دانش‌‌‌‌آموز در آستانه‌‌‌‌ى آشنايى با قرآن، براى هميشه از قرآن و دين زده شود و علاقه‌‌‌‌ى خود را نسبت به قرآن از دست بدهد؛ در حالى‌‌‌‌كه مى‌‌‌‌توان با برنامه‌‌‌‌ريزى صحيح، كارى كرد تا دانش‌‌‌‌آموز پس از پايان دبيرستان، هم با قرآن مأنوس شود و هم بتواند آن را بخواند و معناى آن را بفهمد و هم به آن عامل باشد.
 خلاصه، روى قرآنى‌‌‌‌كردن بچّه‌‌‌‌ها زياد فكر كنيد و تبادل انديشه و تجربه و نقد و بررسى علمى داشته باشيد. اگر ما يك نفر را ضدّ قرآنى تربيت كنيم، تمام زحماتمان هدر رفته است. براى اين منظور، بين معلّمان قرآنِ مدارس، جلسات هم‌‌‌‌آهنگى داشته باشيد.