در قرآن مى‌‌‌‌خوانيم:
«يا أيُّها الَّذينَ آمَنوا، هَلْ أدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجيكُمْ مِنْ عَذابٍ أليم؟ تُؤْمِنونَ بِاللَّهِ وَ رَسولِهِ وَ تُجاهِدونَ في سَبيلِ اللَّهِ بِأمْوالِكُمْ وَ أنْفُسِكُمْ، ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إنْ كُنْتُمْ تَعْلَمون » (۱۷۲)
«اى كسانى‌‌‌‌كه ايمان آورده‌‌‌‌ايد، آيا(مى‌‌‌‌خواهيد)شما را به تجارتى راه‌‌‌‌نمايى كنم كه از عذاب دردناك نجاتتان دهد؟(آن تجارت اين است كه)به خدا و رسولش ايمان بياوريد و با مال و جان خويش، در راه او جهاد كنيد. اين كار براى شما بهتر است؛ اگر بدانيد. »
 راه نجات از عذاب الاهى ايمان به خدا و جهاد در راه اوست. گير كار كجاست؟ قرآن نه شوخى مى‌‌‌‌كند و نه دروغ مى‌‌‌‌گويد و نه مبالغه مى‌‌‌‌كند. معلوم مى‌‌‌‌شود ما به عالم آخرت و قبر و قيامت ايمان واقعى نداريم.
 آقايان! ابتدا خود را بسازيد و تا خود به مبدأ و معاد مؤمن نشويد، نمى‌‌‌‌توانيد در معلّم‌‌‌‌ها اثربخش باشيد و آن‌‌‌‌ها هم نمى‌‌‌‌توانند در شاگردها اثر بگذارند. خودسازى و مخالفت با نفس، جهاد اكبر است. نمى‌‌‌‌توان هم رضايت زن و فرزند و هم‌‌‌‌كار و فاميل و دوست را فراهم كرد و هم رضايت و خشنودى خدا را. اين‌‌‌‌ها با هم جمع نمى‌‌‌‌شوند.
آن‌‌‌‌كس كه گفت: بهرِ تو مُردم، دروغ گفت      
من راست گفته‌‌‌‌ام كه براى تو زنده‌‌‌‌ام
 مردم دروغ مى‌‌‌‌گويند و تو را براى خودشان مى‌‌‌‌خواهند. فقط خداست كه نجات تو و سعادت تو را مى‌‌‌‌خواهد. اين مبارزه  مرد ميدان مى‌‌‌‌خواهد؛ مردى كه از ملامت مردم نهراسد. « وَ لايَخافونَ لَوْمَةَ لائِم » (۱۷۳)
 به‌‌‌‌قول محمّدعلى جَناح:
 زندگى‌‌‌‌كردن در راه هدف به مراتب سخت‌‌‌‌تر است از مردن در راه هدف؛ چه مرگ و شهادت يك‌‌‌‌بار است؛ ولى زندگى‌‌‌‌كردن در راه هدف هر روز هم‌‌‌‌راه مرگ و شهادت است.
 آقايان! وقت خود را تلف نكنيد و عمر خود را ضايع نسازيد. كليد كار همين مسأله است. خود را بايد قبلاً بسازيد تا بتوانيد ديگران را بسازيد. آقايمان حضرت اميرالمؤمنين‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌مى‌‌‌‌فرمايند:
«وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُها أحَقُّ بِالإْجْلالِ مِنْ مُعَلِّمِ النّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِم. » (۱۷۴)
 اوّل خودت را بساز و بعد به تربيت ديگران اقدام كن.
ذات نايافته از هستى بخش      
  كى تواند كه شود هستى‌‌‌‌بخش؟!
خشك‌‌‌‌ابرى كه بود ز آب تهى       
نايد از وى صفت آب‌‌‌‌دهى
تا خود داراى هويّتِ مستقل نشويد و ساخته و پرداخته نگرديد، نمى‌‌‌‌توانيد به ديگران هويّت ببخشيد. راه اين كار هم فقط در برنامه‌‌‌‌ريزى و تدريج و صبر و استقامت است. به خود بگوييد: من داراى نقاط ضعف‌‌‌‌ام؛ مشكلات اخلاقى و اعتقادى و عملى دارم؛ معايب من از همه بيش‌‌‌‌تر است. حال چه كنم تا اين معايب و مفاسد به مرور كم شود؟ آن‌‌‌‌وقت با برنامه و با استفاده از استادى مثل آقاى حاج شيخ محمّدتقى شريعتمدارى يا آقاى حاج سيّدمحمّد ضياءآبادى، خودسازى را شروع كنيد. خجالت نكشيد؛ نزد آنان برويد و با خواهش، شاگردى كنيد و به آداب و اخلاق الاهى مؤدّب شويد.