حضرت على‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌مى‌‌‌‌فرمايد:
«أ لا حُرٌّ يَدَعُ هذِهِ اللُّماظَةَ لِأهْلِها؟ إنَّهُ لَيْسَ لِأنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إلّا الْجَنَّة. » (۱۱۵)
«آيا آزاده‌‌‌‌اى نيست كه اين ته‌‌‌‌مانده‌‌‌‌ى لاى دندان )يعنى دنياى بى‌‌‌‌ارزش( را براى اهل آن )مردارخواران( واگذارد؟! بدانيد كه جان‌‌‌‌هاى شما بهايى جز بهشت ندارد )مبادا به كم‌‌‌‌تر بفروشيد(!»
در جاى ديگرى مى‌‌‌‌فرمايد:
«إنَّ قَوْماً عَبَدوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجّار، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبيد، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْأحْرار. » (۱۱۶)
يك‌‌‌‌جا مى‌‌‌‌فرمايد: »ارزش آزادگان بهشت است« و يك‌‌‌‌جا مى‌‌‌‌فرمايد: »عبادت خدا به اميد بهشت، كار بازرگانان و سوداگران است«. ظاهراً اين دو عبارت متناقض به‌‌‌‌نظر مى‌‌‌‌رسد.
بايد دانست كه هم بهشت داراى طبقات و درجات است و هم حرّيّتِ افراد. عالى‌‌‌‌ترين مدارج بهشت، بهشت رضوان حضرت حقّ است.
انسان آزاده، خداوند را براى شكرگزارى عبادت مى‌‌‌‌كند. نتيجه‌‌‌‌ى اين عبوديّت وصول به مقام قرب الاهى و نزول در كنار سِدرةالمنتهى است.
آن عابد تجارت‌‌‌‌پيشه هم خداوند را رغبتاً عبادت مى‌‌‌‌كند و نتيجه‌‌‌‌ى عبادت او بهشت خواهد بود؛ امّا نه در مرتبه‌‌‌‌ى احرار كه ايشان«عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقون» (۱۱۷) اند.
درجات بهشت بر حسب كيفيّت عبادت است؛ نه بر حسب كمّيّت آن. كيفيّت عبادت سبب ارتقا و تعالىِ درجات اخروى مى‌‌‌‌گردد؛ نه فراوانى عبادات بدون كيفيّت. عبادت از روى معرفت و اخلاص ارزشمندترين نوع آن است.
پيامبر اكرم‌‌‌‌صلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌فرموده‌‌‌‌اند:
«خَيْرُ النّاسِ أنْفَعُهُمْ لِلنّاس. » (۱۱۸)
«بهترين مردم كسى است كه بيش‌‌‌‌ترين سود را براى مردم داشته باشد. »
ساختن درمانگاه، پرورشگاه، بيمارستان همه به حال مردم مفيد و نافع است؛ ولى بايد ديد أنْفَع كدام است؟ براى تشخيص اين امر، بصيرت لازم است تا در بين كارهاى نافع، أنفَع را انتخاب كنيم و آن را با قصد و نيّت قربةً إلَى اللَّه انجام دهيم. پيامبران خدا و رسول اكرم و ائمّه‌‌‌‌ى معصومين صلوات‌‌‌‌اللَّه‌‌‌‌عليهم‌‌‌‌أجمعين چه كردند؟ رسالت آنان هدايت انسان‌‌‌‌ها و زدودن جهل و گم‌‌‌‌راهى بود.
مرحوم آقاى روزبه خوب به مولايش اقتدا كرد! او از جوانى، خدمت نافع‌‌‌‌تر را در مدرسه‌‌‌‌ى توفيق زنجان شروع كرد. از آن‌‌‌‌جا كه به كار خويش كمال يقين را داشت، با روحى پُر از آرامش و سكينه در مدرسه حضور داشت و اين مسأله براى هر بيننده در نگاه اوّل مشهود بود. او انسانى بود وارسته از همه‌‌‌‌ى وابستگى‌‌‌‌ها و لذا در كار آدم‌‌‌‌سازى موفّق بود.
«لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأزيدَنَّكُمْ» (۱۱۹)
«اگر شكر كنيد، بر نعمت شما مى‌‌‌‌افزايم. »
روزبه بنده‌‌‌‌ى شاكر خدا بود. او با تمام وجود در خدمت آدم‌‌‌‌سازى بود و لذا خداوند به بركات كار او مى‌‌‌‌افزود. او با روحيّه‌‌‌‌ى بالا به نجات جان انسان‌‌‌‌ها پرداخت و در بين كارهاى مفيد و نافع، آدم‌‌‌‌سازى را كه انفع آن‌‌‌‌هاست انتخاب كرد و امروز شما شاهدِ ثمرات آن انتخابِ انفع هستيد كه به‌‌‌‌طور مستقيم و غيرمستقيم، هزارها و ميليون‌‌‌‌ها انسانِ تربيت‌‌‌‌شده وام‌‌‌‌دارِ مكتب اويند.
«وَ لَئِنْ كَفَرْتُم إنَّ عَذابي لَشَديد» (۱۲۰)
«و اگر كفران نعمت كنيد، عذاب شديد خداوند هم در اين جهان و هم در آن جهان شامل حال شما خواهد شد. »
اين عذاب در دنيا چگونه است؟ پدرى فوت كرده بود. خانواده‌‌‌‌اش حاضر نشدند جنازه‌‌‌‌ى او را يك شب در خانه نگه دارند و پس از مخالفت امام جماعتِ مسجد در گذاشتن جنازه در مسجد، بالاخره او را در راهروى دست‌‌‌‌شويى‌‌‌‌هاى مسجد گذاشتند! پناه بر خدا! آيا اين عذاب دنيايى نيست؟ اى بدبخت بيچاره! تو براى آمال دنيايى و پسند همين زن و بچّه، گرفتار سكته شدى و آنان چه خوب تلاشت را پاسخ دادند! آرى، »إنَّ عَذابي لَشَديد«.
انسانى كه همه‌‌‌‌ى همّتش را مصروف دنيا كند، دنيا به او چنين پاسخ خواهد داد. عزيزترين وابسته‌‌‌‌ى او چنين مى‌‌‌‌كند و اين است عاقبت انسانِ اسير دنيا.
غـلام هـمّـت رنـدان بـى سـر و پـاى‌‌‌‌ام
كه هر دو كَون نَيَرزد به نزدشان يك كاه
اى بيچاره انسان وابسته! اين سرانجام دنيايت بود؛ واى به حال آخرتت! هر دو عالم را فروختى؛ به چه قيمت؟ به قيمت كسب لماظه‌‌‌‌هاى بيش‌‌‌‌تر!
روزى مرحوم حاج مقدّس در جمع خصوصى فرمود: من از گناه اصلاً بدم مى‌‌‌‌آيد! نگفت كه گناه نمى‌‌‌‌كنم؛ چون مى‌‌‌‌خواهم به بهشت بروم يا به جهنّم نروم؛ بلكه گفت: اصلاً از گناه بدم مى‌‌‌‌آيد.