قرآن كريم مى‌‌‌‌فرمايد:
«قُلْ إنَّني هَداني رَبّي إلى صِراطٍ مُسْتَقيم ديناً قِيَماً مِلَّةَ إبْراهيمَ حَنيفاً وَ ما كانَ مِنَ المُشْرِكين » (۱۵۵)
 صراط مستقيم همان دين پابرجا و محكم و استوار است؛ همان آيين حنيف حضرت ابراهيم كه از مشركان نبود. اگر كسى مشرك باشد، دينِ او مانند شاخه‌‌‌‌اى است كه به هر طرف باد آيد، خم مى‌‌‌‌شود.
 حضرت ابراهيم‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌در نوجوانى بت‌‌‌‌ها را روى زمين مى‌‌‌‌كشيد و براى فروش به بازار مى‌‌‌‌برد. او را سرزنش مى‌‌‌‌كردند. مى‌‌‌‌فرمود: «خدايان خود را سرزنش كنيد كه زبانى براى اعتراض ندارند! »
 شرك و بت‌‌‌‌پرستى انواع و اقسام دارد. بزرگ‌‌‌‌ترين بت، بت نفس است. مادر بت‌‌‌‌ها بت نفس شماست. اگر كسى هواى نفس نداشت، تعريف و تقبيح ديگران در وى اثر ندارد. پس اگر از سرزنش و مذمّت كسى ناراحت و از تعريف و تمجيد ديگرى خوش‌‌‌‌حال مى‌‌‌‌شويد، بدانيد كه هنوز بت‌‌‌‌پرست‌‌‌‌ايد!
 كسى كه زود تحت تأثير قرار مى‌‌‌‌گيرد، درونش مثل پوشال است كه زود گُر مى‌‌‌‌گيرد. رسول اكرم‌‌‌‌صلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌فرمودند:
«اَلشِّرْكُ في أُمَّتي أخْفى مِنْ دَبيبِ النَّمْلَةِ السَّوْداء فِي اللَّيْلَةِ الظَّلْماء. » (۱۵۶)
«شرك در امّتِ من از حركت مورچه‌‌‌‌اى سياه در شب تار پنهان‌‌‌‌تر است. »
 نان را به نرخ روز خوردن شرك است. بايد بدانيد مرض و شِفا، فقر و غَنا، ذِلّت و عزّت… همه و همه در يَد قدرت خداوند است. دينِ مستقيم يعنى كسى را شريك قدرت الاهى ندانى و در برابر خدا مردم را هيچ بپندارى و پول و مقام و جاه و جلال و مكنت و آبرو را در كارَت مؤثّر و دخيل نشمارى.
 وقتى حضرت ابراهيم خليل‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌به ميان آتش پرتاب مى‌‌‌‌شد، جبرائيل به وى عرض كرد: اگر تقاضايى دارى؛ بگو. ابراهيم گفت: خداى من مرا كافى است؛ او مرا مى‌‌‌‌بيند و حال مرا مى‌‌‌‌داند؛ به تو حاجتى ندارم.(۱۵۷) در واقع آن‌‌‌‌حضرت حتّى جبرائيل را مِن دونِ اللَّه مؤثّر نمى‌‌‌‌دانست. اين يعنى دينِ مستقيم؛ چون خدا در همه‌‌‌‌حال، محيط و ناظر بر ابراهيم و حال و قلب او بود و نيّت او را كه از خاطرش مى‌‌‌‌گذشت مى‌‌‌‌دانست.
 تا يك سر موى از تو هستى باقى‌‌‌‌ست
آيين دكانِ خودپرستى باقى‌‌‌‌ست
گفتى: بتِ پندار شكستم؛ رَستم
اين بت كه ز پندار برستم باقى‌‌‌‌ست
 همين‌‌‌‌قدر كه گفتى: من بتِ نفس را شكستم و آزاد شدم، معلوم مى‌‌‌‌شود هنوز گرفتار خودپرستى هستى. اگر بت نفس بشكند، ديگر خودى نيست كه بخواهد بگويد: من بت نفس را شكستم!