قرآن مى‌‌‌‌فرمايد:
«وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ، ذلِكَ بِأ نَّهُمْ كانوا يَكْفُرونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلونَ النَّبيّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ، ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانوا يَعْتَدون. » (۱۶۴)
 
«و بر آن‌‌‌‌ها(قوم يهود) ذلّت و خوارى مقرّر گرديد و به غضب الاهى گرفتار آمدند. اين بدان خاطر بود كه به آيات خداوند كافر گشتند و انبياى الاهى را به ناحق كشتند! گناه و عصيان و تجاوز از حدود الاهى باعث ذلّت و خوارى آنان شد. »
 رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌در ذيل اين آيه مى‌‌‌‌فرمايد:
«يا عبادَ اللَّهِ، فَاحْذَروا الْانْهِماكَ فِي الْمَعاصي وَ التَّهاوُنَ بِها فَإنَّ الْمَعاصيَ يَسْتَولي بِهَا الْخِذْلانُ عَلى صاحِبِها حَتّى يوقِعَهُ فيما هُوَ أعْظَمُ مِنْها، فَلايَزالُ يَعْصي وَ يَتَهاوَنُ وَ يُخْذَلُ وَ يُوقَعُ فيما هُوَ أعْظَمُ مِمّا جَنى حتّى يُوقِعَهُ في رَدِّ وِلايَةِ وَصِيِّ رَسولِ اللَّه وَ دَفْعِ نُبُوَّةِ نَبيِّ اللَّه وَ لا يَزالُ أيْضاً بِذلِكَ حَتّى يوقِعَهُ في دَفْعِ تَوحيدِ اللَّه وَ الإْلْحادِ في دينِ اللَّه. » (۱۶۵)
«هان اى بندگان خدا! زينهار از فرورفتن در گناهان و سبك‌‌‌‌شمردن آن‌‌‌‌ها! با ارتكاب گناه، خوارى و خفّت وجود آدمى را فرا مى‌‌‌‌گيرد( و به خود واگذاشته مى‌‌‌‌شود) تا جايى كه او را به گناهى بزرگ‌‌‌‌تر مى‌‌‌‌اندازد و در اين سست‌‌‌‌انگارى و سبك‌‌‌‌شمارى تا بدان‌‌‌‌جا پيش مى‌‌‌‌رود كه گناه، او را به ردّ ولايت جانشين رسول خدا و نيز انكار نبوّت پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌در مى‌‌‌‌افكند و عاقبت، او را به انكار يگانگى خداوند و انحراف از دين مى‌‌‌‌كشاند. »
 اين روايت امرى طبيعى و واقعى است. مى‌‌‌‌گويند: تخم‌‌‌‌مرغ دزد، شتردزد مى‌‌‌‌شود. گناهان كوچك مقدّمه‌‌‌‌ى گناهان بزرگ است. وقتى پرده‌‌‌‌هاى حرمت به مرور با گناهان كوچك پاره و دريده شد، راه براى ارتكاب گناهان كبيره باز مى‌‌‌‌شود! حال، شما ملاحظه كنيد كه در برابر قرآن و سنّت، بعضى به خواب‌‌‌‌ديدن و خواب‌‌‌‌نما شدن متمسّك مى‌‌‌‌شوند!
 در مسائل دين، فقيه و فهيم باشيد و مسائل دينتان را عقلانى درك كنيد؛ نه احساسى و عاطفى تا دچار اباطيل و خرافات نشويد.
 خدمت پيامبر اكرم‌‌‌‌صلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌از مولاعليه السلام‌‌‌‌شِكوه كردند. ايشان فرمودند:
«اِرْفَعوا ألْسِنَتَكُمْ عَنْ عَلِيّ‌‌‌‌بْنِ‌‌‌‌أبي‌‌‌‌طالبٍ، فَإنَّهُ خَشِنٌ في ذاتِ اللَّه- عَزَّوَجَلّ غَيْرُ مُداهِنٍ في دينِه. » (۱۶۶)
«زبان شِكوه از على ببنديد كه او در راه خدا سخت‌‌‌‌گير است و در دين خدا، هيچ‌‌‌‌كس را ملاحظه نمى‌‌‌‌كند. »
 آيا ما شيعه‌‌‌‌ى اين على هستيم؟ يا سليقه و پسندِ اولياى بچّه‌‌‌‌ها و جوّ جامعه بر دين و ديانت ما حاكم است و مطابق آن عمل مى‌‌‌‌كنيم؟… واى بر ما!