در قرآن مى‌‌‌‌خوانيم:
 «وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتّى يَأْتِيَكَ الْيَقين» (۷۰)
درويش‌‌‌‌ها مى‌‌‌‌گويند: خدا در اين آيه فرموده: »مرا عبادت كن تا زمانى كه به يقين برسى« و ما چون به يقين رسيده‌‌‌‌ايم، عبادات از ما ساقط است! نبىّ‌‌‌‌اكرم صلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌در حديث ثقلين فرمودند: »كتاب خدا و عترت من از هم ناگسستنى‌‌‌‌اند.« حال ببينيم پيامبر و اهل‌‌‌‌بيت آن حضرت‌‌‌‌عليهم السلام‌‌‌‌چگونه بودند و در اين مورد چه بيان داشته‌‌‌‌اند؟ آيا شخص نبىّ اكرم و ائمّه‌‌‌‌ى معصومين‌‌‌‌عليهم السلام- كه خداوند را تا دَم مرگ و شهادت عبادت كردند به يقينِ صوفيّه و درويشان نرسيده بودند؟!
 امام صادق‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌فرمودند:
«لَم يَخْلُقِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقيناً لا شَكَّ فيهِ أشْبَهَ بِشَكٍّ لا يَقينَ فيهِ مِنَ الْمَوت. » (۷۱)
«خداوند يقينى را كه شكّى در آن نيست به شكّى كه يقينى در آن نيست از مرگ شبيه‌‌‌‌تر نيافريده است. »
 يعنى يقينى مشكوك‌‌‌‌تر از مرگ در چشم مردمان نيست!! پس كلمه‌‌‌‌ى يقين، بنا به فرمايش آن‌‌‌‌حضرت، به معنى مرگ است و معنى آيه اين مى‌‌‌‌شود كه: «خدا را تا دم مرگ عبادت كن. »
آن گم‌‌‌‌راهانى كه گفتند: حَسْبُنا كِتابُ اللَّه و عترت گران‌‌‌‌قدر را كه مفسّرينِ بر حقّ قرآن و قرآن‌‌‌‌هاى ناطق‌‌‌‌اند كنار گذاشتند، ببينيد كارشان به كجا رسيده است؟ اين همه اختلاف در جهان اسلام از همين‌‌‌‌جا شروع شده و ادامه دارد.
خلاصه اين‌‌‌‌كه مرگ يقين است. در اين يقينِ صددرصد، گرفتار شك نشويد و وظايف خويش را كاملاً خداپسندانه و امام‌‌‌‌زمان‌‌‌‌پسندانه انجام دهيد و بدانيد كه حقّ‌‌‌‌النّاسِ تربيتى از حقّ‌‌‌‌النّاسِ مالى مهم‌‌‌‌تر و بالاتر است. اين امانت‌‌‌‌هاى الاهى را كه به ما سپرده‌‌‌‌اند، بايد با درايت و علم و تجربه، هدايت و تربيت كنيم و سعى كنيم در اين راه از تخصّص‌‌‌‌هاى علمى بهره گيريم تا مديون آن‌‌‌‌ها نشويم.