پيامبر اكرم‌‌‌‌صلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌فرمودند:
«همانا من براى تكميل مكارم اخلاق مبعوث شده‌‌‌‌ام. »
شاگرد اوّل آن مكتب، حضرت اميرالمؤمنين‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌به كميل‌‌‌‌بن‌‌‌‌زياد فرمودند:
«اهل خود را وا دار در مكارم اخلاق حركت كنند. »
 فرزند ايشان حضرت اباعبداللَّه الحسين‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌هم مى‌‌‌‌فرمايند:
«نافِسوا فِي الْمَكارِم. » (۱۳۴)
«در بزرگوارى‌‌‌‌ها، از يك‌‌‌‌ديگر پيشى بگيريد. »
 به نمونه‌‌‌‌هايى از مكارم اخلاق، در زندگانى ائمّه‌‌‌‌عليهم السلام‌‌‌‌توجّه كنيم:
 الف) سائلى خدمت اميرالمؤمنين‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌مشرّف شد. ايشان فرمودند:«حاجت خود را روى خاك بنويس.« پرسيدند: چرا حاجت خود را روى خاك بنويسد؟ فرمودند: »نمى‌‌‌‌خواهم ذلّت سؤال را در چهره‌‌‌‌اش ببينم!» (۱۳۵) صائب تبريزى مى‌‌‌‌گويد:
از ذلّـت سـؤال، كـسانـى كه واقف‌‌‌‌اند
مهلت به لب‌‌‌‌گشودن سائل نمى‌‌‌‌دهند
ب) شخص گرفتارى خدمت حضرت اباعبداللَّه الحسين‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌مشرّف شد و مشكلات خويش را در نامه‌‌‌‌اى به حضرتش تقديم داشت. امام‌‌‌‌عليه السلام- پيش از آن‌‌‌‌كه نامه را بخوانند فرمودند: »آن‌‌‌‌چه را كه نوشته‌‌‌‌اى تماماً انجام خواهد شد«! شخص ديگرى كه ناظر جريان بود، از اين عمل سيّدالشهداعليه السلام‌‌‌‌به شگفت آمد و عرضه داشت: چرا بدون خواندن نامه، تقاضايش را اجابت كرديد؟ حضرت فرمودند:
«خواندن نامه زمان مى‌‌‌‌برد و اين مدّت هر قدر هم كم باشد براى سائل طولانى و پُراضطراب است! او نگران است كه آيا حاجتش روا مى‌‌‌‌شود يا نه؟ من دوست ندارم كه او را در چنين حالتى نگاه دارم! »
 ج) عربى بيابانى وارد مدينه شد و پرسيد: مَنْ أسْخَى النّاس؟ : بخشنده‌‌‌‌ترين مردم كيست؟ گفتند: حضرت اباعبداللَّه‌‌‌‌الحسين‌‌‌‌عليه السلام. مرد عرب به‌‌‌‌خدمت امام‌‌‌‌عليه السلام رسيد و اين اشعار را انشا كرد:
لَمْ يَخِبِ الْآنَ مَنْ رَجاكَ وَ مَنْ
حَرَّكَ مِنْ دونِ بابِكَ الْحَلَقَهْ
أنْـتَ جـوادٌ وَ أنتْتَ مُـعْـتَـمَدٌ
أبـوكَ قَدْ كانَ قاتِلَ الْفَسَقَه
لَـو لَا الَّـذي كانَ مِـنْ أوائِلِكُم
  كانَتْ عَلَيْنَا الْجَحيمُ مُنْطَبِقَهْ
– اينك كسى كه به تو اميد داشته باشد و حلقه‌‌‌‌ى در خانه‌‌‌‌ات را بكوبد، نوميد نيست.
– تو بخشنده‌‌‌‌اى و پناه حاجتمندان و پدرت قاتل گناه‌‌‌‌كاران بود.
– اگر پيامبر كه از پيشينيان شماست نبود، ما در طبقات دوزخ بوديم.
امام حسين‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌به غلام خود فرمودند: »از مال حجاز چه‌‌‌‌قدر مانده است؟« عرض كرد: ۴,۰۰۰ درهم. فرمودند: «تمام را بياور. » پس همه‌‌‌‌ى مبلغ را در داخل عباى خويش ريختند و آن را از شكاف در به‌‌‌‌طورى كه با مرد عرب چهره به چهره نشوند به او دادند و در جواب اشعار مرد عرب، از پشت در چنين فرمودند:
«خُـذْها فَـإنّي إلَيْكَ مُعْتَذِرٌ
وَ اعْلَمْ بِأ نّي عَلَيْكَ ذوشَفَقَهْ
لَوْ كانَ في سَيْرِنَا الْغَداةَ عَصاً
أمْسَتْ سَمانا عَلَيْكَ مُندَفِقَهْ
 لكِنَّ رَيْـبَ الـزَّمـانِ ذوغِيَـرٍ
وَ الْكَفُّ مِنّي قَليلَةُ النَّفَقَهْ» (۱۳۶)
– بگير كه من از تو پوزش مى‌‌‌‌خواهم و بدان كه من نسبت به تو دل‌‌‌‌سوزى دارم.
– اگر در گذشته‌‌‌‌ها با ما ملاقات مى‌‌‌‌داشتى، آسمان كَرَم ما بر تو مى‌‌‌‌باريد؛
– امّا حوادث روزگار متغيّر است و دست من اكنون تهى است.
وقتى سائل عبا را گرفت و مبلغ زياد و غيرقابل تصوّرش را ديد، شروع به گريستن كرد. سيّدالشهداعليه السلام‌‌‌‌فرمودند: »شايد براى كم‌‌‌‌بودن عطاى ما گريه مى‌‌‌‌كنى؟!« عرض كرد: خير، گريه‌‌‌‌ى من بر آن است كه چگونه اين دست باسخاوت به زير خاك مى‌‌‌‌رود!!
واقعاً جالب است! مكرمت و بزرگوارى اخلاقى يعنى اين! اين درس‌‌‌‌ها و مطالب را از امام حسين‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌به بچّه‌‌‌‌ها بياموزيم و امام حسين را فقط در سينه‌‌‌‌زدن و عَلَم و كُتَل خلاصه نكنيم. اين فضايل و مناقب را متناسب با منطق كودكان به آنان بياموزيم. اگر دانش‌‌‌‌آموز امروزِ ما مكتب حضرت سيّدالشّهداعليه السلام‌‌‌‌را با بصيرت و معرفت و محبّت بشناسد، بعدها هيچ طوفان اعتقادى او را تكان نخواهد داد.
مرحوم روزبه مى‌‌‌‌فرمود:
به شاگردان خود، شناخت و شعور نسبت به ائمّه‌‌‌‌ى معصومين‌‌‌‌عليهم السلام بدهيد تا آن‌‌‌‌ها ولايتى واقعى تربيت شوند و به پيراهن سياه‌‌‌‌پوشيدن و مرثيه‌‌‌‌خوانى و كارهاى متعارف اكتفا نكنيد.
چند روز ديگر محرّم شروع مى‌‌‌‌شود. ملاحظه كنيد؛ آيا آن‌‌‌‌قدر نيروى انسانى و مادّى كه صرف كارهاى ظاهرى و قشرى مى‌‌‌‌شود صرف كارهاى بنيادى براى آن‌‌‌‌حضرت مى‌‌‌‌شود؟
 با صرف اين نيروى عظيم انسانى و مالى در راه برپايى مراسم متداول، چه‌‌‌‌قدر شناخت و شعور نسبت به امام حسين‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌به‌‌‌‌وجود مى‌‌‌‌آيد؟
 ولايتى‌‌‌‌بودن يعنى عاشق با معرفت و بصيرت بودن و در راه رضايت و خشنودى حضرت امام حسين‌‌‌‌عليه السلام حركت‌‌‌‌كردن؛ نه فقط به حفظ ظاهر پرداختن و از باطن و معنويّات خالى‌‌‌‌بودن. به فرمايش مرحوم روزبه:
در فضاى محرّم و صفر، امام حسين‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌را زنده كنيد و ارزش‌‌‌‌ها و بزرگوارى‌‌‌‌هاى آن‌‌‌‌حضرت را براى دانش‌‌‌‌آموزان مطابق فهم آنان بازگو كنيد.
 مرحوم روزبه، خود به ارزش‌‌‌‌ها و بزرگوارى‌‌‌‌هاى اخلاقى عامل بود. ما هم بايد، چون آن بزرگوار، به مكارم اخلاقى عامل باشيم تا تربيتِ ما در شاگردان مؤثّر واقع شود.