سطح فكر عموم اين است كه در ايّام شهادت ائمّه‌‌‌‌عليهم السلام‌‌‌‌سياه بپوشيم و سينه بزنيم و گريه و شيون كنيم و پلو بدهيم و شله‌‌‌‌زرد خيرات كنيم و در ايّام ولادتشان كف بزنيم و شيرينى بخوريم و به هم تبريك بگوييم؛ امّا تفكّرِ فقاهتى اين است كه ما شادى‌‌‌‌ها و غم‌‌‌‌هايمان را در چارچوب آنان ببريم؛ نه اين‌‌‌‌كه آن‌‌‌‌ها را در حصار مادّى خويش در بياوريم. پيامبر چه وقت شاد است؟ آن‌‌‌‌گاه ما شاد باشيم. پيامبر چه وقت غمناك است؟ آن‌‌‌‌گاه ما اندوهناك باشيم. فاطمه‌‌‌‌ى زهراعليها السلام‌‌‌‌براى چه چيزهايى شاد است؟ ما هم براى همان چيزها شاد باشيم و براى چه چيزها گريه مى‌‌‌‌كند؟ ما هم براى همان چيزها گريه كنيم.
ما ميلاد معصومين‌‌‌‌عليهم السلام‌‌‌‌را جشن مى‌‌‌‌گيريم؛ چون فكر مى‌‌‌‌كنيم همان‌‌‌‌طور كه ما در تولّد فرزندمان شاديم، حتماً ائمّه هم در ولادت فرزندشان شادند؛ ولو اين‌‌‌‌كه در آن روز دستورات آنان زير پا گذاشته شود!
بايد ديدِ شما فقاهتى شود. آن‌‌‌‌گاه اعمال و رفتار و گفتار شما فقاهتى مى‌‌‌‌شود و مى‌‌‌‌توانيد مانند مرحوم روزبه آدم تربيت كنيد.
امامان را به منطق و معيارهاى خويش در نياوريم؛ بلكه خود به منطق و معيارهاى آنان درآييم.
حضرت امام حسين‌‌‌‌عليه السلام‌‌‌‌بر جنازه‌‌‌‌ى جوانش حضرت على‌‌‌‌اكبر گريبان چاك نكرد؛ محكم و استوار و مطمئن با صورتى برافروخته و نورانى، به جنگ پرداخت. هر چه از روز عاشورا مى‌‌‌‌گذشت، نورانيّت چهره‌‌‌‌ى مباركش بيش‌‌‌‌تر مى‌‌‌‌شد و در لحظات آخر هم كه در گودال قتلگاه افتاده بود چنين مى‌‌‌‌گفت:
«… إلهي رِضىً بِقَضائِكَ، مُطيعاً لِأمْرِكَ… لا مَعْبودَ سِواك…»
آيا آن همه ارزش‌‌‌‌هاى تابناك و جاويد عاشورا در شله‌‌‌‌زرد و پيراهن سياه و سينه‌‌‌‌زدن خلاصه مى‌‌‌‌شود؟! بايد شاگردان را به صراط مستقيم نه افراط و نه تفريط تربيت كنيم.
مرحوم آقاى بروجردى كه شاگردِ حبيب‌‌‌‌بن‌‌‌‌مظاهر است در آخرين لحظه‌‌‌‌ى حيات به اطرافيان خود چه گفت؟ فرمود: مرگ كه هنگامه ندارد!
مراقب باشيد كه در مسائل زندگى دچار آفت عوام‌‌‌‌زدگى نشويد و مسائل را با ديد فقاهتى نگاه كنيد تا زندگى روزبه‌‌‌‌وار داشته باشيد و حيات مكتب علوى را تقويت كنيد. وگرنه دچار مسائل روزمره‌‌‌‌ى زندگى مى‌‌‌‌شويد و كم‌‌‌‌كم محبّت دنيا در دلتان جاى مى‌‌‌‌گيرد و آن‌‌‌‌گاه است كه به مقتضاى: «حُبُّ الدُّنيا رأْسُ كُلِّ خَطيئَة» (۱۰۷) به خطاهاى گوناگون گرفتار مى‌‌‌‌گرديد و مشمول بيانات حضرت رسول اكرم‌‌‌‌صلى الله عليه وآله وسلم‌‌‌‌در مورد مردم آخرالزّمان خواهيد شد؛ آن‌‌‌‌جا كه فرمودند:
«دينُهُمْ دَراهِمُهُمْ وَ هَمُّهُمْ بُطونُهُمْ وَ قِبْلَتُهُمْ نِساؤُهُم. » (۱۰۸)
«دين آنان پولشان و همّتشان شكمشان و قبله‌‌‌‌ى آنان زنانشان است. »
 پناه بر خدا! الگو و اسوه‌‌‌‌ى شما بايد رسول خدا باشد. قرآن كريم مى‌‌‌‌فرمايد: «رسول خدا براى كسانى كه به خداوند و جهان ديگر اعتقاد دارند، اسوه و الگوست. » (۱۰۹) حال اگر اسوه‌‌‌‌ى تو خواسته‌‌‌‌هاى تجمّلى زن و فاميلت است، معلوم مى‌‌‌‌شود به خدا و آخرت ايمان ندارى و كار تربيتى نمى‌‌‌‌توانى انجام بدهى.