تنها زهد و ساده‌‌‌‌زيستى و اكتفاكردن به حدّاقل بهره‌‌‌‌مندى از تمتّعات دنياست كه موجب آزادى و آزادگى مى‌‌‌‌شود. هر چيزى كه آدمى را به غير خدا مشغول كند، مخالف زهد است. نيازهاى اوّليّه‌‌‌‌ى زندگى، بسيار ساده و در دست‌‌‌‌رس است؛ ولى نيازهاى كاذب  ( برخاسته از گرايش به تجمّلات، چشم و هم‌‌‌‌چشمى‌‌‌‌ها، رقابت‌‌‌‌هاى مادّى و مدپرستى‌‌‌‌ها)زندگى را دشوار مى‌‌‌‌سازد و ما را از زهد حقيقى بازمى‌‌‌‌دارد.
    ۷۵/۳/۱۳
 قالَ أميرُالمؤْمنين‌‌‌‌عليه السلام:
«وَ لاتَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِكَ الَّذي لَمْ يَأْتِك عَلى يَوْمِكَ الَّذي قَدْ أتاك. » (۶۰)
«نگرانى و (انديشه‌‌‌‌ى) فرداى نيامده‌‌‌‌ات را بر امروز آمده‌‌‌‌ات بار مكن.»
 ما انسان‌‌‌‌ها حال را به خاطر آينده از دست مى‌‌‌‌دهيم.
از حـادثـه‌‌‌‌ى زمان و ز آينده مترس
  وز هر چه رسد چو نيست پاينده مترس
اين يك دم نقد را به عشرت گذران
از رفـتـه مـيتنديش و ز آيـنـده مترس
 اين مطالب به معنى نفى آينده‌‌‌‌نگرى نيست؛ بلكه مى‌‌‌‌خواهد بگويد: غصّه‌‌‌‌ى بى‌‌‌‌جا نخوريد.
ما فاتَ مَضى وَ ما سَيَأْتيكَ فَأيْن؟
قُمْ فَاغْتَنِمِ الْفُرْصَةَ بَيْنَ الْعَدَمَين
– گذشته رفته است و كو آينده؟! )اينك( برخيز و فرصت ميان اين دو عدم را غنيمت بشمار.