بسم الله الرّحمان الرّحیم
 فرزند عزیزم، سلامٌ علیکم
همان ‏طور که عرض کردم، نعمتى بالاتر از پُرظرفیّتى در دنیا نیست. خداوند عالَم – وقتى در قرآن مى‏ خواهد عظمت فردى را بیان کند – مى‏ فرماید: «فَمَنْ یُرِدِ الله أنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإْسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً»[۱]  آیا کسى که خدا شرح صدر به او عطا کرده مثل کسى است که سینه‏ اش تنگ است و از مختصر ناملایمى از جا به‏ در مى‏ رود؟ انسان پُرظرفیّت – که در همه‏ حال یکسان و مانند کوه در مقابل حوادث مقاوم و مصداق «اَلْمُؤمِنُ کَالْجَبَل»[۲] است – چه چیز ندارد؟ و فردى که همه چیز دارد و فقط از این یک صفت محروم است چه دارد؟
مرحوم آقا سیّدمحمّدکاظم یزدى ۷ پسر ۴۵ – ۴۰ ساله‏ى خود را در مدّت یک‏ هفته از دست داد! وقتى مرگ فرزند آخرش را از او مخفى کردند، گفت: چرا به من نگفتید تا خودم به جنازه‏ ى او نماز بخوانم؟ آیا این فرد با فردى که بچّه‏ ى چهل روزه ‏اش از دنیا مى‏ رود و خود را به خاک مى ‏کشد و کفر مى‏ گوید، یکسان است؟! اگر همه‏ ى دنیا را به دومى بدهند، آیا نعمتى به او داده شده است؟ اگر اوّلى کنار کوچه بخوابد و به انواع مرض‏ ها مبتلا باشد، آیا (با توجّه به این پُرظرفیّتى) عالى‏ ترین نعمت را به او نداده‏ اند؟ اى‏ کاش مردم دنیا این را درک کنند و انرژى خود را صرف تهیّه‏ ى وسایل زندگى و موهومات ننمایند و دنیا و آخرت خودشان را تباه نکنند! افراد باظرفیّت هم دنیا دارند و هم آخرت و افراد کم‏ ظرفیّت نه دنیا دارند و نه آخرت. «خَسِرَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةَ؛ ذلِکَ هُوَالْخُسْرانُ المُبین!»[۳]
انسان پُرظرفیّت –  چون داراى اعصاب سالم است –  نان خشکیده را با لذّت و کیف مى‏ خورد؛ ولى فردى که غمِ شادى دیگران را دارد و مى‏ گوید: چرا فلانى آن‏ طور است و من نیستم، بهترین غذا هم در کامش زهر است؛ خواب و آرامش ندارد و از هیچ چیز دنیا استفاده نمى ‏کند. دنیاى غرب چشم افراد را خیره کرده است؛ امّا جوانانش در ۱۸ سالگى مبتلا به زخم ‏معده مى‏ شوند و علم امروز ثابت کرده که زخم معده و اثناعشر در اثر فشارهاى عصبى است و فشارهاى عصبى هم در نتیجه‏ ى کم‏ ظرفیّتى است! انسان پُرظرفیّت در هیچ حادثه‏ اى گرفتار فشار عصبى نمى‏ شود و مى ‏گوید:
بـه جهان خُرّم از آن‏ام که جهان خُرّم از اوست
عـــاشــق‏م برهمه عالم که همه عالم از اوست…
به حلاوت بخورم زهر که شــاهد ساقـى‏ اسـت
بــه ارادت بـکـشم درد کـه درمـان هم از اوست…
زخــم خــونینـم اگر بهْ نـشود، بـهْ بـاشــد
خنُک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوست!…
غــم و شـادى برِ عـارف چـه تـفـاوت دارد؟
سـاقـیا، باده بـده شادى آن کـاین غم از اوست…
پـادشاهىّ و گدایـى برِ مـا یــکسـان اســت
که بر این در همه را پشتِ عبادت خم از اوست…
وسایل رفاهى در سوئد از همه‏ جا فراهم‌تر است؛ ولى در آنجا خودکشى از همه‏ جا بیشتر صورت مى‏ گیرد؛ چرا؟ براى آن‏که این صفت در مردمش نیست.
خدا نگه‏ دارت باد
۲۶/۹/۶۴

[۱] . انعام (۶): ۱۲۵٫
[۲] . کافی ۱: ۴۵۴٫
 [۳] .حج (۲۲): ۱۱٫