بسم‌‌اللَّه الرّحمان الرّحيم
 فرزند ارجمند، از خداوند عالم توفيق و سعادت سركار را خواستارم.
 سعى كنيد دائماً مراقب باشيد از « خود» تان بيرون رويد و در« خود » تان باشيد. كسى كه با اين مطالب آشنا نيست، اين جمله را بر تناقض حمل می‌‌كند؛ ولى چون جناب‌‌عالى متوجّه‌‌ايد، اميد است كه بيش از پيش عمل كنيد.
اى نسخه‌‌ى اسرار الاهى كه تويى
وى آينه‌‌ى جمال شاهى كه تويى
بيرون ز تو نيست هر چه در عالم هست
از خود بطلب هرآن‌‌چه خواهى كه تويى
 اگر شخصى معلومات عالم را بداند و از خودش بی‌‌خبر باشد، جز حسرت، چيزى ندارد و غير از خستگى و افسردگى، نصيبى نخواهد داشت و پس از احاطه به آن‌‌همه معلومات، مثل فخر رازى خواهد شد كه در تمام فنون سرآمد دوران بود و گفت: نِهايَةُ أقْدامِ الْعُقولِ عِقالُ !…؛ يعنى (با تكيه بر عقل خود) فقط عِقال و بندى به پاى خود زدم.
از هر طرف كه رفتم، جز وحشت‌‌ام نيفزود
زنهار از اين بيابان وين راهِ بی‌‌نهايت!
 ولى متوجّه باشيد كه معناى اين كلمات اين نيست كه در كسب علم مسامحه كنيد؛ بلكه براى آن‌‌كه بتوانيد در اجتماع نفوذ كنيد، بايد به آخرين مرحله‌‌ى علمى برسيد و اگر بالاتر از پروفسور و محقّق و متخصّص، چيزى هست، همان شويد. خلاصه، مطالب اشتباه نشود؛ بايد داراى مقام جمع‌‌الجمعى بشويد. همه چيز را بدانيد و در همه‌‌ى فنون سرآمد دوران باشيد؛ ولى پس از همه‌‌ى اين‌ها مثل اولياى خدا بگوييد: اين‌ها همه هيچ است و غير از اين كه آينه‌‌ى دل را صيقلى كنم تا محلّ تجلّياتِ انوار الاهى شود، چاره‌‌اى نيست.
 تو را به خدا می‌‌سپارم و التماس دعا دارم و خير دنيا و آخرت را برايت خواهانم.
خدا پشت و پناهت باشد!
۲۷/۹/۴۹