بسم‌‌اللَّه الرّحمان الرّحيم
 نورچشم عزيزم، از درگاه ايزد متعال، توفيق و سعادت آن فرزند عزيز را خواستارم. دو نامه در يك روز از جناب‌‌عالى زيارت شد؛ بلافاصله مبادرت به جواب كردم.
 فرموده بوديد: وضع درس خوب است؛ اميدوارم از خوب هم خوب‌‌تر شود. آرى:
گاهى به كشته‌‌گشتن و گاهى به كشتن است
ترويج دين؛ هرآن‌‌چه زمان اقتضا كند
 امروز بزرگ‌‌ترين خدمت آن است كه افراد معتقد، خود را از جهت علمى تقويت كنند؛ چون مردم در مقابل كلمه‌‌ى دكتر و ليسانس، خودباخته هستند! مسلّماً در آينده بيش‌‌تر هم خواهد شد. بنابراين، براى هر دقيقه‌‌اى كه در راه تحصيل علم می‌‌گذرانيد، ثواب فراوانى در نامه‌‌ى عملتان نوشته می‌‌شود؛ ولى سعى كنيد افراط نشود كه نقض غرض است. آرى، تشخيصِ مصداق، مشكل است.
 بعضى در موقع تحصيل، به قدرى به خود فشار می‌‌آورند كه پس از فَراغت از تحصيل، ابتكار را از دست می‌‌دهند. در كلمه‌‌ى « ابتكار » دقّت كنيد. انسان بدون اين صفت هيچ است. باز خواهش می‌‌كنم در كلمه‌‌ى « هيچ » فكر كنيد؛ واقعاً هيچ! آرى، درس می‌‌دهد؛ كتاب می‌‌نويسد؛ سخن‌‌رانى می‌‌كند؛ ولى چون مجسّمه‌‌اى است كه به دست ديگران می‌‌چرخد. اين انسان پشيزى ارزش ندارد. اين دو جمله را هم فراموش نكنيد كه: « اَ لْعاقِلُ يَعْتَمِدُ عَلى عَمَلِهِ؛ اَلْجاهِلُ يَعْتَمِدُ على أمَلِه »
 به خدا می‌‌سپارم‌‌ات.
۱۲/۱۲/۴۹