بسم‌‌اللَّه‌‌الرّحمان‌‌الرّحيم
جناب آقاى … دامَ عزُّه
 سلامٌ عليكم؛ اميد است كه در همه‌‌حال موفّق باشيد. مكتوب شريف رسيد. از سلامت سركار كمال مسرّت روى داد. اميدوارم در همه‌‌ى شؤون زندگى موفّق باشيد.
چو قسمت ازلى بی‌‌حضور ما كردند
گر اندكى نه به وفق رضاست، خرده مگير
 آرى، از ابتداى خلقت عالم تا پايانش، حتّى يك نفر نيست كه امور مطابق ميلش شده باشد.
اى حافظ، ار مدام ميسّر شدى مراد
جمشيد نيز دور نماندى ز تخت خويش
 لذا بايد در همه‌‌حال با آن‌‌چه هست خوش باشيم و فقط در اين صورت است كه زندگى به خوشى و آرامش می‌‌گذرد. اگر غير از اين راه را برويم، تنها خودمان را ناراحت كرده‌‌ايم و كوچك‌‌ترين تغييرى در وضع نخواهد داد.
رضا به داده بده وز جبين گره بگشاى
كه بر من و تو درِ اختيار نگشاده‌‌ست
 بزرگان كه به مقاماتى نائل آمدند اين راه را رفتند. شخصى می‌‌گفت: شصت سال با مرحوم آقاى بروجردى معاشر بودم؛ حوادث در ايشان اثر نمی‌‌كرد. لذا در مرض موت می‌‌گويد: آقا! مرگ كه هنگامه ندارد و پس از نوشتن وصيّت‌‌نامه، به عيالش می‌‌گويد: كفن را حاضر كنيد كه صبح دست‌‌پاچه نشويد. آيا اگر ايشان آن روحيّه را نداشت، در پايان زندگى می‌‌توانست با اين آرامش دنيا را ترك كند؟
 عزيزم، سعى كنيد اين حال را تمرين كنيد كه اگر با خواست خداوند عالم، اين ملكه پيدا شد، سود و زيان و نفع و ضرر و همه‌‌چيز در نظرتان يك‌‌سان می‌‌شود و در نتيجه، يك زندگى آرام و آسوده‌‌اى خواهيد داشت و در غير اين صورت، آن‌‌چه بايد، می‌‌شود؛ فقط عمرى را با ناراحتى گذرانده‌‌ايد و تغييرى هم در اوضاع پيدا نخواهد شد.
قضا دگر نشود ور هزار ناله و آه
به كفر يا به شكايت، برآيد از دهنى
فرشته‌‌اى كه امين است بر خزائن باد
چه غم خورد كه بميرد چراغ پيرزنى؟
 اى كاش مردم به‌‌جاى آن‌‌كه به وسيله‌‌ى گرفتن مدرك و جمع مال، دنبال آرامش می‌‌رفتند می‌‌دانستند كه راه غير از اين‌هاست و بايد از آن ناحيه، آرامش را تهيّه كنند تا در دنيا و آخرت آسوده شوند! متأسّفانه كمتر كسى است كه به اين نكته‌‌ى قيمتى توجّه كند!
 اميد دارم كه جناب‌‌عالى به اين مطلب توجّه كنيد تا در دنيا داراى زندگانى آرام و در آخرت سعادتمند باشيد.
 خدا نگه‌‌دارتان باد!