بسم‌‌اللَّه الرّحمان الرّحيم
 فرزند عزيزم، از سلامت سركار كمال مسرّت روى داد.
 اگر اجازه بفرماييد، ديكته‌‌ى شما را تصحيح كنم تا نمره‌‌ى بيست بگيريد! روى پاكت نوشته‌‌ايد: آقاى علّامه دامت بركاتهم! سركار از نظر احترام، ضميرِ جمع نوشتيد؛ ولى در اين‌‌جا همان كلمه‌‌ى « دامت بركاته » كافى است و نيز در نامه‌‌ى ديگرى نوشته بوديد: لذا با « اجازتان » نامه را به « همينجا » تمام می‌‌كنم. اوّلاً بايد بنويسيد: « اجازه‌‌تان ». ثانياً بايد « همينجا » را « همين‌‌جا » بنويسيد.
 بايد عرض كنم كه با كمال متانت و آرامش، جنبه‌هاى علمى را تقويت كنيد و با ملايمت، جوان‌هاى لايق را با اصول عقايد آشنا كنيد. در چنين صورتى خودبه‌‌خود گِردِ بدی‌‌ها نمی‌‌گردند و مفاسد اصلاح می‌‌شود.
 ممكن است بگويند: اثرش ناچيز است. در جواب بفرماييد: آرى، ناچيز است؛ ولى هيچ و منفى نيست. اگر ما هم شتاب‌‌زدگى و بی‌‌حوصلگى می‌‌كرديم، الآن وضع شما غير از اين بود؛ يعنى شايد خود شما جزو يكى از فرق ضالّه بوديد يا اقلاًّ از جهت اخلاقى غير از اين بوديد كه هستيد.
مراقب باشيد احساساتى نشويد و فراموش نكنيد كه كاسه از آش داغ‌‌تر نمی‌‌شود. امام‌‌زمان سلام‌‌اللَّه‌‌عليه ناظر اوضاع است و خدا هم از ايشان به وضع آگاه‌‌تر.
سركار بدانيد كه هيچ فردى عاقل‌‌تر و داناتر از امامان ما نيست. آن‌ها با مشاهده‌‌ى اوضاع نامناسب جامعه، در راهِ تعالىِ علم و تربيتِ عالِم می‌‌كوشيدند. چه‌‌قدر مايه‌‌ى تعجّب است كه ما اسم خودمان را مسلمان می‌‌گذاريم؛ ولى از رفتار پيشوايانمان پيروى نمی‌‌كنيم!
 اى كاش اگر مسلمان نيستيم عاقل باشيم! آيا عقل اجازه می‌‌دهد كه آدمى اعمالى انجام دهد كه نه تنها نفع ندارد بلكه سراپا ضرر است؛ آن هم نه به خودش بلكه به خانواده و اجتماعش؟! مكرّر عرض كرده‌‌ام: از نظر روانى، مرعوب، مغلوب است.
تو را به خدا می‌‌سپارم و التماس دعا دارم.
۱۹/۱۰/۵۰