بسم‌‌اللَّه الرّحمان الرّحيم
 از خداوند عالَم، توفيق آن فرزند عزيز را خواستارم.
 نامه‌‌ى سركار را زيارت كردم. از سلامت شما، كمال مسرّت روى داد. سعى كنيد هم‌‌راه با سلامت جسم و توفيق در درس، پيش‌‌رفت روحى پيدا شود. به طورى كه مكرّر عرض شد، بايد قلب را از ياد غير او خالى كرد. آرى :
خانه خالى كن دلا!- تا منزل جانان شود
كاين هوسناكان دل و دين جاى ديگر می‌‌كنند
 ما به جاى اين كه در اين مرحله جلو برويم به فروع پرداخته‌‌ايم و حال آن كه از نظر اوليا، بزرگ‌‌ترين گناه توجّه به غير اوست. بايد توجّه داشت كه زشتى و قبح معصيت، به خاطر توجّه به غير اوست و ترجيح دادن كارى بر ياد او. كسى هم كه به خود توجّه دارد نمی‌‌تواند به او متوجّه باشد.
 بياييد براى تأمين سعادت دنيا و آخرت، اين يك قدم را در راه او برداريم كه همه‌‌ى نزاع‌ها و زد و خوردها و خون‌‌ريزی‌‌ها و… به خاطر همين خودخواهى است و بس.
گر بميرى تو ز اوصاف بشر
بحر اسرارت نهد بر فرق سر
اى خدا، بگمار قومى ارجمند
تا ز صندوق بدن ما را خرند
گوش ما گير و در آن مجلس كشان
كز رحيقت می‌‌چشند آن سرخوشان
اوّل‌‌ام اين جزر و مدّ از تو رسيد
ور نه ساكن بود اين بحر؛ اى مجيد
هم از آن‌‌جا كاين تردّد دادی‌‌ام
بی‌‌تردّد كن مرا؛ اى ذوالكرم
جذب يك راهه‌‌ىْ صراط مستقيم
بهْ ز دو راهه‌‌ىْ تردّد، اى كريم
مطالب بافتنى نيست؛ يافتنى است. بشرى كه از خود بيرون آمده، چه حاجت به دل‌‌دارى ديگران دارد؟ او مثل دريا آرام است و سيل‌ها را در خود هضم می‌‌كند. خداوند عالَم كمك كند كه ما دريا باشيم تا آرامش‌‌بخش شويم!
خلوتْ‌‌گُزيده را به تماشا چه حاجت است؟
چون كوى دوست هست، به صحرا چه حاجت است؟
 قبلاً عرض كرده‌‌ام؛ باز هم می‌‌گويم: اين‌ها حالات روح است؛ در ظاهر، بايد مثل همه باشيد؛ گردش برويد؛ شوخى كنيد؛ بخنديد.
 يكى دائماً در تشويش است كه خوشى ظاهری‌‌اش از دست نرود و آن يكى هميشه در نشاط و آرامش است؛ چون با چيزى خوش است كه از دست‌‌رفتنى نيست و فنا و زوال و نيستى بر او راه ندارد. به‌‌به! چه‌‌قدر خوب است! چه‌‌قدر عالى است! چه لذّت‌‌بخش است! چه بهشتى است!
تَرَكْتُ لِلنّاسِ دُنْياهُمْ وَ دينَهُمُ
شُغْلاً بِذِكْرِكَ يا ديني وَ دُنْيائي
× × ×
سايه‌‌ى طوبى و دل‌‌جويى حور و لبِ‌‌حوض
به هواى سرِ كوى تو برفت از يادم
 باز هم عرض می‌‌كنم: مبادا اشتباه بفرماييد! اين‌ها مراحل روحى شماست؛ ولى بايد در عالم ظاهر مانند همه باشيد؛ گردش برويد؛ ورزش كنيد؛ شوخى كنيد؛ بخنديد و در باطن با او باشيد و دقيقه‌‌اى، بلكه لحظه‌‌اى از او غافل نباشيد. خداوند عالَم در همه‌‌حال يار و مددكار شما باشد و در اين مرحله‌‌اى كه قدم گذاشته‌‌ايد، خودش از شما دست‌‌گيرى كند تا به سرمنزل مقصود برسيد.
ما كه‌‌ايم اندر جهانِ پيچ‌‌پيچ؟
چون الف؛ او خود چه دارد؟ هيچ، هيچ
۲۲/۲/۵۰