بسم‏ اللَّه الرّحمان الرّحيم‏
فرزند عزيزم، نامه‏ ى جناب‏عالى رسيد از سلامتى شما خوش‏وقت شدم. خداوند عالم خير دنيا و آخرت به آن فرزند گرامى مرحمت فرمايد. آرى باايمان به عالم بعد، رويّه‏ ى يك انسان غير از اين نخواهد بود. اگر روش بعضى جز اين است مسلّماً خللى در اركان عقايد ايشان است و حساب آنان از ما جدا است. ولى گاهى به مجرّد اين كه انسان مى‏ بيند يك نفر نماز مى‏ خواند و روزه مى‏ گيرد به طور ناخودآگاه اعمال ناشايست او در روح آدمى اثر بد مى‏ گذارد.
يعنى مى‏ گويد: اين كارها با ايمان مخالفتى ندارد. غافل از آن كه آن نماز و روزه عادت و از ضعف نفس است كه مبادا بگويند: بى‏ دين است وگرنه امكان ندارد كسى كه عالم معاد را باور كرده باشد قدمى بر خلاف بردارد. خطرى كه افرادى نظير سركار را تهديد مى‏ كند همين است. بس كه معاشرين شما نمازخوان و روزه‏ گيرند و ممكن است اعمال آن‏ها به طور ناخودآگاه كه ناشى از بى‏ ايمانى است در شما اثر بگذارد، امّا بايد بدانيد حساب نماز و روزه از دين جداست.
تيغ لا بر قتل غيرحق براند
در نگر آخر كه بعد لا چه ماند
ماند إلّا اللَّه باقى جمله رفت‏
شاد باش اى عشق شركت سوز رفت‏
و با اين مقدّمات بزرگ‏ترين همّ يك فرد مسلمان واقعى امور معنوى است و از اين جهت على‏ عليه السلام‏فرمودند: «وليكَن همُّكَ في ما بعد الْمُوت: همه‏ ى همّت تو و فكر تو بايد در امور پس از مرگ باشد.» اگر فردى اين ‏چنين نمى‏ بينيم عجب نيست فَإنَّ النّاسِ قَدْ اجتَمَعوا عَلَى مائِدَةَ شَبَعها قصير و جوعُها طويل عزيزم با آقاى نجات مشورت كن. شما را به خدا مى سپارم و در شب‏ها و پس از قرآن صبح از خداوند عالم بخواهيد تا عاقبت شما را ختم به خير فرمايد.
۱۵/۸/۴۸