بسم‌‌اللَّه‌‌الرّحمان‌‌الرّحيم
 جناب آقاى … دامَ عزّه
 سلامٌ عليكم؛ از درگاه ايزد متعال سلامت و توفيق آن برادر عزيز را خواستارم. نامه‌‌ى شريف رسيد. از سلامتى سركار كمال مسرّت روى داد. اميدوارم كه در پناه حضرت احديّت، به مقاصد الاهی‌‌تان نائل شويد.
 بارى، از خداوند عالم بخواهيد كه توفيق علم و عمل مرحمت فرمايد و در اين چندروزه‌‌ى عمر، از آن حدّ اكثر استفاده را ببريد.
 روزى پيامبر اكرم‌‌صلى الله عليه وآله وسلم‌‌به مسجد تشريف بردند. ابوذر تنها در مسجد بود. تقاضا كرد كه چيزى برايش بفرمايند. خوب است حضرت به اين شاگرد فوق‌‌العاده‌‌ى خود چه بگويند؟ فرمودند: « كُنْ عَلى عُمْرِكَ أشَحَّ مِنْكَ عَلى دِرْهَمِكَ وَ دينارِك. » ؛ ( هر قدر بخل می‌‌ورزى كه مبادا پول طلا و نقره‌‌ات از بين برود، بيش از آن، قدر عمرت را بدان.) آرى،
هر چه باشد در جهان، دارد عوض
وز عوض، حاصل شود ما را غرض
بی‌‌عوض دانى چه باشد در جهان؟
عمر باشد؛ قدر عمرت را بدان
 اگر غذاى مطبوع نباشد، شكم با نان خالى هم سير می‌‌شود و… ؛ يعنى، همه‌‌چيز عوض دارد و چيز ديگرى جای‌‌گزين آن می‌‌شود؛ ولى يك دقيقه از عمر كه گذشت اگر همه‌‌ى دنيا را بدهيد برنمی‌‌گردد.
 خدا به همه‌‌ى ما رحم كند كه از خواب غفلت بيدار شويم و اين مطلب را درك كنيم! علّت آن‌‌كه قدر عمر را نمی‌‌دانيم آن است كه ارزان به‌‌دست ما رسيده است.
هر كه او ارزان خَرَد، ارزان دهد
گوهرى طفلى به قرصى نان دهد
 چنان‌‌چه سكته كرده باشيم و دكترى بگويد: اگر كره‌‌ى زمين را كه مال توست بدهى، از مرگ نجات‌‌ات می‌‌دهم، مسلّماً اين معاوضه را با كمال رغبت انجام می‌‌دهيم. عزيزم، قدرى فكر كنيد. شايد با توسّل به مقام مقدّس ائمّه‌‌ى اطهار سلام‌‌اللَّه‌‌عليهم‌‌أجمعين از وضع فعلى خارج شويم و با روح ديگرى از عالم حركت كنيم.
خدا يار و نگه‌‌دارتان باد!
۱۷/۹/۶۹