ماندگارىِ مردان بزرگ بر پيشانى تاريخ، در جاودانگى و پُرمايگىِ افكارشان ريشه دارد. ظرف زمانِ زندگى اين انسان‌‌هاى والا محدودتر و كوچك‌‌تر از آن است كه بتواند همه‌‌ى تراوش‌‌هاى وجوديشان را در دوره‌‌ى حياتِ اين دنيايىِ آنان نمايان سازد. از اين‌‌رو، بايد گفت كه: مرگِ جسمانىِ اين نخبگانِ بشرى، تازه سرآغاز تولّد افكار و انديشه‌‌هاى ناب ايشان است. مرحوم علّامه، حاج شيخ على‌‌اصغر كرباسچيان، به راستى يكى از اين نادره‌‌مردانى بود كه زمانه‌‌ى ما به زيب وجودش زينت يافت؛ هر چند كه ظرف زمانه‌‌ى حيات او كه نزديك به يك سده را پُر كرد نيز نتوانست گنجاى آن همه انديشه‌‌ورى و فرزانگى و اين‌‌همه آثار وجودى ناب گردد.
 از سوى ديگر، سبك و سياق خاصِ‌‌ اين مرد بزرگ در زندگى كه هيچ‌‌گاه خود را جز در گم‌‌نامى نمى‌‌خواست و هرگز به آهنگِ «خود» نغمه‌‌اى را برنمى‌‌تافت در دوران حياتش اجازه نمى‌‌داد كه نامى از او بر سر زبان‌‌ها باشد و يا نوشتارى از وى انتشار يابد. با خاموشى فروغ تنِ اين بزرگ‌‌مرد، شعله‌‌هاى نهفته در جانِ بى‌‌آرام و شيفته‌‌اش، امروز در حال سركشيدن و نورافشاندن است. هر چند امروز از فيض وجود آن يگانه‌‌ى زمان بى‌‌بهره‌‌ايم، بدان دل خوش داريم كه لااقل از افكار و انديشه‌‌هاى نابِ او در پهنه‌‌ى روزگارانِ آينده بهره مى‌‌گيريم. نوشتار پيش روى كه به تعبير استاد، وصيّت‌‌نامه‌‌ى فرهنگى – تربيتى نام گرفته است مجموعه‌‌ى سرفصل‌‌هاى مهم‌‌ترين ابعاد بينشى آن فقيد بزرگ در امر تعليم و تربيت و مدرسه‌‌دارى است. استاد طىّ چند جلسه، سؤالات گوناگونى را در باب اصول و روش‌‌هاى تربيتى پاسخ گفتند و بنابر وصيّت آن بزرگوار، بيانات ايشان تنظيم و خدمتشان ارائه شد.  استاد پس از اصلاح و بازنويسى، در خردادماه ۸۲ اين وصيّت‌‌نامه‌‌ى فرهنگى – تربيتى را با گفتار ذيل تأييد فرمودند:
    بِسم اللَّه الرَّحمان الرَّحيم‌‌
 چون عدّه‌‌اى از دوستان و علاقه‌‌مندان به تعليم و تربيت خواسته بودند اصلى‌‌ترين نِكات تربيت بيان شود، براى انجام اين خواسته، خلاصه‌‌اى از مسائل تربيتى كه از كلام الاهى و روايات معصومين‌‌عليهم السلام‌‌استفاده شده و در تجربه‌‌ى طولانى تأسيس و اداره‌‌ى مدرسه‌‌ى علوى به دست آمده است، تقديم مى‌‌شود؛ به اميد آن‌‌كه مقبول درگاه حضرت احديّت افتد و به پيروان راه انبيا كه مكتب انسان‌‌سازى است مدد رساند. تجربيّات دوران ممتدّ حضور استاد در دبيرستان علوى كه خود بنيان‌‌گذار آن بود و نيز انديشه‌‌هاى سترگ و پوياى او در مقولات تربيتى و آموزشى، دو عامل اصلى در پايه‌‌گذارى مكتبى شدند كه به حق سزاوار نام «مكتب نوين تربيت دينى» است. پرواى بزرگ مرحوم علّامه در نخستين روزهايى كه بدين عشق جان‌‌سوز دامن سپرد اين بود كه جامعه را از وجود مردانى عالم و مهذّب پُر كند؛ مردانى كه همواره از آنان به عنوان «رجال علم و دين» ياد مى‌‌كرد.
 وصاياى تربيتى استاد، مى‌‌تواند چراغ راه انديشه و عمل كسانى شود كه مى‌‌خواهند در روزگاران آشفتگى‌‌هاى تربيتى و اخلاقى، راه را گم نكنند و آب را از سراب باز شناسند. اميد آن كه، در روزگارِ تولّد دوباره‌‌ى آن انديشه‌‌ورِ فرزانه و آن آزادمردِ دل‌‌داده، جامعه‌‌ى تعليم و تربيتى اين مرز و بوم، هر چه بيشتر از افكار وى بهره‌‌مند شود و در عمل، انديشه و آرمان وى را – كه ساختن «مردان علم و فضيلت» بود محقّق گرداند.