پيامبر اكرم‌‌صلى الله عليه وآله وسلم‌‌فرمودند:
 «مَنْ عَمِلَ عَلى‌‌ غَيْرِ عِلْمٍ كانَ ما يُفْسِدُ أكْثَرَ مِمّا يُصْلِح.»(۳۰)
 «اگر كسى كارى را بدون دانش و آگاهى انجام دهد بيشتر از آن‌‌چه اصلاح مى‌‌كند تباهى به‌‌بار مى‌‌آورد.»
 آرى، كار را بايد به كاردان سپرد. اين كه ما براى معالجه‌‌ى بچّه‌‌ى خودمان به دكتر متخصّص مراجعه مى‌‌كنيم و رئيس بيمارستان هم اجازه نمى‌‌دهد غير دكتر جرّاح كسى بيمار ما را عمل كند و به هيچ پزشكى پيش از گرفتن مدرك دكترى، حتّى اجازه‌‌ى نسخه‌‌نوشتن نمى‌‌دهند، براى اين است كه ضررِ جسم را حسّ مى‌‌كنيم؛ ولى در موضوعِ تربيت كه مربوط به روح است چون ضررش محسوس نيست دانش‌‌آموزان را در اختيار كسى مى‌‌گذاريم كه صلاحيت ندارد؛ در حالى‌‌كه ضرر اين به مراتب بيشتر از ضرر جسم است. آيا با اين عمل در پيشگاه خدا مسؤول نيستيم؟
 در بعضى كشورها اصل استفاده از تخصّص را در تعليم و تربيت كاملاً به‌‌كار مى‌‌گيرند و در مدارس ابتدايى با اين‌‌كه بعضى كلاس‌‌ها فقط هشت دانش‌‌آموز دارد، از معلّم داراى مدارك عالىِ دانشگاهى استفاده مى‌‌كنند. پيامبر اكرم‌‌صلى الله عليه وآله وسلم‌‌فرمودند:
 «اگر كسى روش نامناسبى را پايه‌‌گذارى كند، تا روز قيامت هر كس به آن عمل كند، گناهش به گردن كسى است كه آن را پايه‌‌گذارى كرده است.»(۳۱)
 چه‌‌قدر خوب است كمى فكر كنيم! اگر بچّه‌‌هاى مسلمان را در اختيار معلّمِ نامناسب گذاشتيم و به‌‌طور غيرمستقيم هزاران نفر خراب شدند، آيا ما مسؤول نيستيم؟ اگر فرداى قيامت از ما سؤال كنند: تو كه معلّمِ باصلاحيت نداشتى، چرا مدرسه تأسيس كردى، چه جواب خواهيم داد؟
 آيا هدف ما از تأسيس مدرسه آن است كه انسان تربيت كنيم يا آب و نانى پيدا كنيم و مدرسه وسيله‌‌ى زندگى و معاش ما باشد؟
 اگر كسى مدرسه‌‌اى تأسيس كند و در آن معلّمى را به كلاس بفرستد كه با روش غلطِ او، عدّه‌‌اى از بچّه‌‌هاى مسلمان از علم و دين بيزار شوند،نمى‌‌تواند جواب‌‌گوى انحراف آن‌‌ها باشد.
 علم بر دو قسم است: بديهى و كسبى. علم بديهى مثل دو دوتا چهارتاست كه همه‌‌ى مردم آن را مى‌‌دانند و علم كسبى دو قسم است: يكى لَدُنّى كه از طرف خدا به پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم‌‌يا امام‌‌عليه السلام‌‌القا مى‌‌شود و ديگرى نظرى كه استاد و مدرسه مى‌‌خواهد.
 حال مى‌‌دانيم كه علوم تربيتى بديهى نيست و كسى كه آن را به‌‌طور لدنّى از خدا نگرفته است؛ بايد آن را تحصيل كند. در اين‌‌صورت، چه‌‌طور كسى كه در اين رشته تحصيل نكرده است و تجربه ندارد، به خودش اجازه مى‌‌دهد در علمى كه استادان بزرگ پس از ۳۰ سال مطالعه هنوز از فهم بعضى از مطالب آن عاجزند، دخالت و اظهار نظر كند؟! مرحوم آقاى روزبه مى‌‌گفتند:
 با سابقه‌‌ى چندين سال معلّمى و مطالعات عميق در رشته‌‌ى تعليم و تربيت، گاهى در حلّ مسائل تربيتى معطّل مى‌‌مانم! با اين‌‌كه نمره‌‌ى ليسانس علوم تربيتى من بالاتر از نمره‌‌ى ليسانس فيزيك من است.
 يك فرد عادى به خودش حق نمى‌‌دهد كه در مسائل فيزيك دخالت كند؛ ولى در مسائل تربيتى اظهار نظر مى‌‌كند!
 پس معلّمان بايد علاوه بر ويژگى‌‌هاى اخلاقى، نسبت به رشته‌‌ى علمى خود تخصّص و در مسائل تربيتى آگاهى داشته باشند وگرنه همه‌‌ى زحمات مدرسه هدر خواهد رفت.