مولاعلیه السلام‏ مى ‏فرماید:
« وَ ما أعمالُ البِرِّ کلِّها وَ الجِهادِ فی سبیل‏اللَّه عندَ الأمر بالمعروفِ وَ النَّهی عَنِ المُنْکرِ إلّا کَنَفْثَةٍ فی بحرٍ لُجِّیٍّ. »
«همه‏ ى کارهاى خوب حتّى جهاد در راه خدا در مقابل امر به معروف و نهى از منکر مانند ذرّه‏ ى آبى است در مقابل دریاى عمیق.»
حفظ و بقاى دین به این دو امر بستگى دارد. چون دشمنان اسلام به این نکته پى بردند، کوشیدند تا مسلمان‏ها را نسبت به این دو امر حیاتى بى‏تفاوت کنند. «همفر» جاسوس انگلیسى در کتاب خاطراتش مى‏ نویسد:
یکى از مأموریّت‏هاى من در کشورهاى اسلامى این بود که بین مردم رواج بدهم: «موسى به دین خود، عیسى به دین خود» و «مرا که در قبر او نمى‏ گذارند».
دشمنان مى‏ خواستند مردم نسبت به امر به معروف و نهى از منکر حسّاسیّت خود را از دست بدهند. متأسّفانه در این هدف هم موفّق شدند؛ به‏ طورى‏که مسلمان‏ها نماز و روزه و حجّ و … را انجام مى‏ دهند؛ امّا به امر به معروف و نهى از منکر که به فرموده‏ ى مولاعلیه السلام‏ مهم‏ترین واجبات است بى‏ اعتنا شدند. از این‏جا معلوم مى‏ شود کسى که به فکر دین است و سعادت و پیشرفت مسلمین را مى‏ خواهد، باید روى این دواصل تکیه کند و آن را در بین مردم رواج دهد. به این جهت در کلاس‏ها راجع ‏به اهمّیّت امر به معروف و نهى از منکر زیاد صحبت مى‏ شد و تأکید مى‏ کردیم این که فقط خودتان متدیّن باشید و به احکامِ دین عمل کنید، کافى نیست؛ بلکه باید راه انبیا را دنبال کنید و دیگران را هم بسازید؛ یعنى آن‏ها را با رفتار خود و با زبان نرم و شیرین به خوبى ‏ها دعوت کنید و از بدى ‏ها بازدارید.
در اثر این تعلیم، بسیارى از شاگردان در پدر و مادر و بستگان اثر مى ‏گذاشتند و در دانشگاه دانشجویان دیگر را ارشاد و هدایت مى ‏کردند. بعدها هم عدّه‏اى از آنان به کارِ فرهنگى مشغول شدند و به تعلیم و تربیتِ کودکان و جوانان پرداختند و با تشکیل جلساتِ عقاید و احکام و اخلاق به نشر معارفِ دین پرداختند.