در تربيتِ انسان، شناخت ساختمانِ وجودى او خيلى مهمّ است. انسان روحِ مجرّد نيست؛ بلكه مركّب از جسم و روح و ظاهر و باطن است. بعضى به ورزش و سلامتِ جسمى و تغذيه‌‌ى بچّه‌‌ها خيلى توجّه مى‌‌كنند؛ غافل از اين‌‌كه اگر كسى جسمش سالم بود ولى روحش نامتعادل بود، موجود عاطل و باطلى خواهد شد و نيز اگر روح ساخته شد و جسم ناسالم بود، روح نمى‌‌تواند با بدنِ ضعيف و نامتعادل كارى انجام دهد. حضرت اميرمؤمنان‌‌عليه السلام‌‌مى‌‌فرمايد:
 «كسى كه مزاجش پاك و متعادل شد، اثر روح در او قوّت مى‌‌گيرد و به‌‌سوى كمال بالا مى‌‌رود و بر همه‌‌ى حركات و سكنات خودش مسلّط مى‌‌شود. آيا چنين كسى ملكات عاليه‌‌ى انسانى در او به‌‌وجود نمى‌‌آيد و فرشته‌‌صفت نمى‌‌شود؟»(۶۲)
 ابن‌‌سينا مى‌‌گويد:
 مسائل روحى و روانى در جسم اثر دارد. آيا نمى‌‌بينى كسى‌‌كه گرفتار ترس و وحشت باشد، هاضمه‌‌اش كار نمى‌‌كند و از انجام اعمال طبيعى و بدنى خودش عاجز مى‌‌شود؟
 بعضى به اين مسأله توجّه ندارند و فقط به تربيتِ اخلاقى شاگرد فشار مى‌‌آورند كه دروغ نگويد، غيبت نكند، قرآن و حديث حفظ كند و … ؛ غافل از آن‌‌كه اگر شاگرد، مزاجِ نامتعادلى داشت، عصبانى و تندخو مى‌‌شود.
 اگر ماشين بنزين نداشته باشد حركت نمى‌‌كند. بايد بدن انسان متعادل باشد چون كمّيّت و كيفيّت غذا در هوش و فهم و حتّى در عبادت انسان اثر مى‌‌گذارد. اگر بدن سالم نباشد، روح نمى‌‌تواند كار خودش را انجام دهد. عقل سالم در بدن سالم است و چون بدن از غذا ساخته شده است، بايد به تغذيه توجّه كامل داشته باشيم. اگر جهاز هاضمه ضعيف باشد و نتواند شيره‌‌ى غذا را بكشد، به واسطه‌‌ى فقر غذايى، حافظه ضعيف و فهم كُند و بدن خسته مى‌‌شود و نمى‌‌تواند مطالعه كند. يكى از شاگردها مى‌‌گفت: با نيم ساعت مطالعه خسته مى‌‌شدم و بعد از تغيير روشِ تغذيه، گاهى ۸ ساعت مطالعه مى‌‌كنم و ابداً خسته نمى‌‌شوم. آرى، امكان ندارد كه بدون طىّ مقدّمات انسان به نتيجه برسد.
 شاگردى داشتيم كه در كلاس، معلّم و بچّه‌‌هاى ديگر را اذيّت مى‌‌كرد. با تشخيص دكتر غدد، معلوم شد مشكل تيروئيد دارد و با معالجه‌‌ى آن، يك فرشته‌‌ى رحمت شد.
 دانش‌‌آموز ديگرى خيلى شلوغ مى‌‌كرد. او را دكتر بردند. دواى ضدّ انگل به او داد. با دفع مقدار زيادى كِرْم، به‌‌كلّى آرام شد.
 پس بايد علاوه بر كار تربيتى، درباره‌‌ى سلامتِ مزاج دانش‌‌آموزان هم اقدام كرد. براى اين منظور معاينه‌‌ى پزشكى از همه‌‌ى شاگردان بايد جزو برنامه‌‌ى مدرسه باشد تا اگر ضعفى در چشم، گوش، دندان، گوارش و يا جهات ديگر شاگردى تشخيص داده شد، به خانواده‌‌اش اطّلاع دهند تا درصدد رفع آن برآيند.
 الآن در بعضى مدارس ما مطب دندان‌‌پزشكى با كمك فارغ‌‌التّحصيلان خود مدرسه با هزينه‌‌ى ارزان به شاگردها و معلّم‌‌ها خدمات ارائه مى‌‌دهد.
 ما بايد بدانيم كه با يك موجود پيچيده روبه‌‌رو هستيم. خداوند تنها در خلقتِ انسان فرموده است: «فَتَبارَكَ اللَّهُ أحْسَنُ الْخالِقين!»(۶۳) و در خلقت آسمان‌‌ها و زمين و گياهان و حيوانات چنين تعبيرى به‌‌كار نبرده است. اين انسان را به ما سپرده‌‌اند كه تربيتش كنيم. ببينيد كار چه‌‌قدر سخت و پُرمسؤوليّت است!
 غذا در هوش و درس و اخلاقِ دانش‌‌آموز مؤثّر است. بعضى از غذاها مثلاً عدس، هوش و حافظه را زياد مى‌‌كند. يكى از دوستان مى‌‌گفت: يهودى‌‌ها براى مدارس خودشان هر سال مقدار زيادى عدس تهيّه مى‌‌كنند و هر روز يك پياله عدسى به دانش‌‌آموزانشان مى‌‌دهند. در روايات ما هست كه: عدس هوش را بالا مى‌‌برد. هم‌‌چنين خوردن شلغم سفارش شده است. سبزى‌‌فروشى مى‌‌گفت: در محلّه‌‌ى يهودى‌‌ها روزى چند گونى شلغم مى‌‌خرند؛ امّا در جاهاى ديگر در يك‌‌هفته تنها يك گونى خريدارى مى‌‌شود. آن‌‌ها روايات ما را در زندگى پياده كردند و در نتيجه پيشرفت‌‌هايى داشتند. آن‌‌ها در تغذيه‌‌ى خود و فرزندانشان اين‌‌طور دقيق‌‌اند و متأسّفانه ما توجّهى به اين موضوع مهمّ نداريم. تنقّلات بچّه‌‌هاى ما، چيپس و پفك‌‌نمكى و مانند اين‌‌هاست كه از جهت بهداشتى ضررهايى دارند و تنها به نفع كسانى است كه مى‌‌خواهند از اين راه پول‌‌هاى كلانى به دست آورند.
 در سابق، برگه‌‌ى هلو و زردآلو و كشمش و توت و انجير خشك و مانند اين‌‌ها به بچّه‌‌ها مى‌‌دادند كه داراى موادّ غذايى مفيد بود.
 غذا بايد تأمين‌‌كننده‌‌ى موادّ مورد نيازِ بدن و داراى كيفيّت باشد و كمّيّت و مقدار آن مهم نيست. متخصّصان تغذيه مى‌‌گويند: ايرانى‌‌ها با غذاهايى مانند آش‌‌رشته تنها شكمشان را پُر مى‌‌كنند.
 يكى از دوستان كه از طبّ جديد و قديم بهره‌‌مند بود مى‌‌گفت:
 چون هدف اين مدرسه آدم‌‌سازى است وظيفه‌‌ى خودم مى‌‌دانم كه معلّمان و دانش‌‌آموزان اين مدرسه را در مسائل بهداشتى و تغذيه راهنمايى كنم.
 ايشان گاهى به آشپزخانه‌‌ى مدرسه مى‌‌رفت و اگر در آن‌‌جا ظرفِ ادويه مى‌‌ديد، برمى‌‌داشت و مى‌‌برد و مى‌‌گفت: در مناطق مرطوب (مثل شمال ايران) ادويه ضرر ندارد؛ امّا در تهران و مناطق خشك مضرّ است و چون نيروى جنسى را تحريك مى‌‌كند، براى نوجوان و جوان به‌‌هيچ‌‌وجه صلاح نيست. پدر و مادر و معلّم و مدير مدرسه، بايد نهايت دقّت را در غذاى نوجوان و جوان داشته باشند و از مصرف ادويه و غذاهاى سرخ‌‌كرده كه محرّك مسائل جنسى است بايد جلوگيرى كنند. ايشان مى‌‌گفت: شيرينى‌‌هاى بازار را نخوريد؛ چون اساساً قندهاى مصنوعى براى بدن مضرّ است. بايد از قندهاى طبيعى كه در كشمش، انجير، توت و مانند آن‌‌ها وجود دارد استفاده كرد.
 اوايل در اردوى تابستانى كه بچّه‌‌ها استخر مى‌‌رفتند، موقع نوشيدن چاى، براى برداشتنِ قند هول مى‌‌زدند. ايشان گفت: بدن اين‌‌ها چون در آبِ سرد شنا مى‌‌كنند به كالرى احتياج دارد و بايد موادّ قندى به بدنشان برسد. اگر مى‌‌خواهيد قند زياد نخورند، مقدارى كشمشِ طبيعى تهيّه كنيد؛ آن را خوب بشوييد و خشك كنيد و قبل از استخر مقدارى به دانش‌‌آموزان بدهيد. از روزى كه اين كار انجام شد، يك حبّه قند برمى‌‌داشتند و هول نمى‌‌زدند. از اين‌‌جا بايد متوجّه شويم كه در مسائل تربيتى بايد علّت را شناسايى كرد و از آن جلوگيرى نمود.
 ايشان مى‌‌گفت: برنج آب‌‌كش كرده ويتامين و نشاسته‌‌اش را از دست مى‌‌دهد و خاصيّت غذايى ندارد. لذا مدرسه به‌‌جاى برنج آبكش‌‌كرده، كته مى‌‌داد.
 ايشان مى‌‌گفت: موادّ سرخ‌‌كرده براى كبد مضرّ است. در نتيجه لب داغه مى‌‌زند و دهان بو مى‌‌دهد و يبوستِ مزاج مى‌‌آيد. لذا در مدرسه غذاى سرخ‌‌كرده نمى‌‌داديم. هم‌‌چنين مصرف گوشتِ چرخ‌‌كرده را قدغن كرده بود و نيز مى‌‌گفت: نان بايد برشته باشد و سيب‌‌زمينى و سبزيجات بايد بخارپز شوند.
 فروشگاه مدرسه ميوه‌‌هاى خشك مثل آلبالو، توت، انجير، كشمش، برگه‌‌ى هلو و زردآلوى خوب تهيّه مى‌‌كرد و در اختيار بچّه‌‌ها مى‌‌گذاشت تا شيرينى‌‌هاى مصنوعى و تنقّلات بيرون و خوراكى‌‌هاى غير بهداشتى را مصرف نكنند. در تغذيه‌‌ى پيش از ظهر دبستان بعضى روزها سيب يا پرتقال و بعضى روزها دوغ و خرما به دانش‌‌آموزان مى‌‌دادند.
 يكى از معلّمان به سرگيجه مبتلا شده بود و با مراجعه‌‌ى به دكترها نتيجه نگرفت. با مصرف سبزيجات كسالتش برطرف شد. يكى ديگر از معلّمين كه به بوى بدِ دهان مبتلا شده بود، با تغيير رژيمِ غذايى، بعد از يك هفته كاملاً اين عارضه از او برطرف شد. مربّى كه بايد در قلب دانش‌‌آموز جا داشته باشد، اگر دهانش بوى بد بدهد، دانش‌‌آموز از او متنفّر مى‌‌شود و ديگر نمى‌‌تواند در دانش‌‌آموز اثر بگذارد. قرآن مى‌‌فرمايد:
 «وَ أْتوا الْبُيوتَ مِنْ أبْوابِها»(۶۴)
 «هر كارى را از راهش وارد شويد.»
 اگر بخواهيم در امر تربيت موفّق شويم، بايد تمامى اين نكات را مراعات كنيم و مُحال است كه بدون طىّ اين مقدّمات به نتيجه برسيم.
 يكى از معلّمان مى‌‌گفت: دو فرزند اوّلم شب‌‌ها تا صبح بيدار بودند و مادرشان در زمان حمل بسترى بود و بعد از زايمان شير نداشت؛ ولى در بچّه‌‌ى سوم با رعايت برنامه‌‌ى غذايى بسترى نشد و بعد از زايمان هم توانست به‌‌طور كامل  به بچّه شير بدهد و اين بچّه يك شب هم دچار بى‌‌خوابى نشد.
 وقتى انسان مى‌‌تواند با غذا و داروهاى گياهى خود را معالجه كند، چرا به داروهاى شيميايى متوسّل شود؟
 اگر معلّم به اين نكات بهداشتى و مسائل تغذيه توجّه نداشته باشد، ممكن است مريض و بسترى شود و در نتيجه شاگردان از درس محروم بمانند. آيا اين معلّم مسؤولِ عمر شاگردان نخواهد بود؟ پس معلّم بايد مراقب سلامت جسم خود باشد.
 در زمان فعلى، مزاجِ بچّه‌‌هاى ما به‌‌واسطه‌‌ى غذاهاى غيرطبيعى خراب شده است. اين است كه بايد در جلسات پدر و مادرها اين مطالب گفته شود تا با رعايت قوانين بهداشتى و تغذيه‌‌ى سالم و طبيعى، بچّه‌‌ها گرفتار امراض نشوند و با هوش و حافظه‌‌ى قوى تحصيل را ادامه دهند.
 عدّه‌‌اى دچار يبوستِ مزاج هستند. يبوست بزرگ‌‌ترين دشمن سلامتى است و آن را بايد با غذا معالجه كرد؛ به اين ترتيب كه صبح ناشتا، آب يا خاكشير با آب داغ مصرف كنند و از خوردن ادويه و غذاهاى سرخ‌‌كرده بپرهيزند و به‌‌جاى آن سبزى بخارپز مصرف كنند و ميوه و سبزى بيشتر استفاده كنند؛ چون سبزى حركات دودى‌‌شكل روده را افزايش مى‌‌دهد و روده‌‌ها را تخليه مى‌‌كند.
 اگر با اين دستورهاى غذايى ساده، شاگردى را نجات دهيم و ناراحتى جسمى‌‌اش را برطرف كنيم، به مدرسه علاقه‌‌مند مى‌‌شود و در نتيجه، دستورهاى تربيتى مدرسه را عمل خواهد كرد.
 نكته‌‌ى ديگر در بهداشت جسم خصوصاً براى جوان ورزش است. انرژى او به اين وسيله مصرف مى‌‌گردد و دچار مشكلات جنسى نمى‌‌شود. در اردوهاى تابستانى حتماً بايد برنامه‌‌ى شنا باشد. شنا بهترين ورزش است. پدرى مى‌‌گفت: در تابستان‌‌ها كه پسرم به اردو مى‌‌آيد و شنا مى‌‌كند، عصرها چند ساعت مى‌‌خوابد و ما خيالمان از جهت اخلاقى راحت است.
 ما بايد در زمستان‌‌ها هم استخر سرپوشيده داشته باشيم تا دانش‌‌آموزان و معلّمان شنا كنند. اگر معلّمى شنا كند، با نشاط سرِ كلاس مى‌‌رود؛ ديگر خسته و افسرده نيست و اثر كارش چند برابر مى‌‌شود.
 اگر بخواهيد به‌‌طور صحيح دانش‌‌آموزان را تربيت كنيد، بايد همه‌‌ى اين نكات رعايت شود. اگر نردبانى ۱۰ پلّه داشته باشد و شما ۹ پلّه‌‌ى آن را برويد، تا پايتان را روى پلّه‌‌ى دهم نگذاريد، به بالاى پشت‌‌بام نمى‌‌رسيد.
 بايد بدانيم كه فقط معلّمِ خوب و امكانات آموزشى براى تربيتِ بچّه‌‌ها كافى نيست. كسى كه خود را مسؤول تربيت آنان مى‌‌داند و معتقد است فرداى قيامت بايد جواب بدهد،لازم است به مسائل بهداشتى، تغذيه و ورزش آنان توجّه كامل داشته باشد.(۶۵)