يكى از اصولى كه در مدرسه مراعات مى‌‌شد، سادگى لباس و كوتاه بودن موى سر دانش‌‌آموزان بود؛ چون اگر در اين سن، دانش‌‌آموز به آرايش و زيبايى لباس و ظاهر خود سرگرم شود، از درس و رشدِ علمى بازمى‌‌ماند و كم‌‌كم از جهتِ اخلاقى هم تنزّل مى‌‌كند و به معاشرت‌‌هاى ناجور مبتلا مى‌‌شود و در دام افراد منحرف مى‌‌افتد. برعكس اگر ظاهرى ساده و مويى كوتاه داشته باشد، از اين خطرات محفوظ مى‌‌ماند. اصولاً كسى‌‌كه در فكر مسائل پست مادّى است از مسائل عالى معنوى بازنمى‌‌ماند.
 آرى، نوجوان در اين سن به خودآرايى ميل دارد؛ ولى مربّيان مدرسه با هدايت و نظارت پدرانه‌‌ى خود بايد او را از اين خطرات باز دارند و سر كلاس، روحيّه‌‌ى دانش‌‌آموزان را تقويت كنند و بگويند:
 شخصيّتِ شما بالاتر از اين است كه گرفتار لباس و موى سر باشيد. ممكن است دوستان و بستگان، شما را مسخره كنند؛ امّا نبايد به حرف آن‌‌ها اعتنا كنيد؛ بلكه بايد به فكر تحصيل علم و كمال باشيد تا در آينده به درد مردم و جامعه‌‌ى خودتان بخوريد.
 پدر و مادرها دوست دارند فرزندانشان زيبا باشند؛ ولى بايد به آنان گفت: وقتى شما از موى سر پسرتان خوشتان مى‌‌آيد، مطمئن باشيد بيگانگان هم از آن خوششان مى‌‌آيد و همين، منجر به انحراف فرزندتان مى‌‌شود.