بعد از آن‌‌كه پيامبر اكرم‌‌صلى الله عليه وآله وسلم‌‌مُعاذ را كه يكى از اصحاب بود دفن كردند، با دست خودشان لاى سنگ‌‌هاى لحد را به دقّت گل مى‌‌گرفتند. اصحاب با تعجّب نگاه مى‌‌كردند و از خود مى‌‌پرسيدند كه اين همه دقّت براى  چيست؟ ايشان فرمودند:
 «مى‌‌دانم با خودتان مى‌‌گوييد با اين‌‌كه قبر با خاك پُر مى‌‌شود و به‌‌زودى آثار آن هم از بين مى‌‌رود، اين‌‌همه محكم‌‌كارى براى چيست؟ ولى بدانيد كه: إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ عَبْداً إذا عَمِلَ عَمَلاً أحْكَمَه (خدا دوست دارد، اگر كسى كارى را انجام مى‌‌دهد آن را صحيح و اساسى انجام دهد).»(۲۲)
 آرى، اگر بنا بر اين است كه مدرسه‌‌اى داشته باشيم كه هدفِ خاتم انبياصلى الله عليه وآله وسلم‌‌در آن پياده شود، بايد همه‌‌ى كارهايش با محكم‌‌كارى و دقّت انجام شود؛ مثلاً نوشته‌‌اى كه براى پدران و مادران فرستاده مى‌‌شود، بايد چند نفر ببينند و عباراتش را اصلاح كنند؛ حتّى يك غلط املايى و انشايى نداشته باشد تا از يك مؤسّسه‌‌ى تربيتى، نوشته‌‌اى صحيح و بى‌‌عيب و بى‌‌غلط به دست مردم برسد. از نظر وقت‌‌شناسى، معلّمان بايد سرِ ساعت در كلاس حاضر شوند حتّى يك دقيقه هم تأخير نداشته باشند. اگر مدير، ناظم و معلّمان وقت‌‌شناس و دقيق بودند، كارمندان ديگر هم دقيق و منظّم مى‌‌شوند.
 به عنوان نمونه راننده‌‌ى مدرسه كه چند ماه صبح‌‌ها ساعت ده دقيقه به هشت به منزل مرحوم آقاى روزبه مى‌‌رفت تا ايشان را به دبيرستان ببرد، در اين مدّت حتّى يك‌‌دقيقه هم تأخير نداشت.
 پيامبر اكرم‌‌صلى الله عليه وآله وسلم‌‌به شخصى فرمودند: «من اين‌‌جا ايستاده‌‌ام تا بيايى.» گرماى آفتاب زياد شد. اصحاب عرض كردند: يا رسول اللَّه، خوب است زير سايه بياييد. فرمودند: «به او گفتم: اين‌‌جا هستم تا بيايى (و چون نگفتم تا كى مى‌‌مانم، بايد بمانم تا بيايد).»(۲۳)
 «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسولِ اللَّهِ أُسوَةٌ حَسَنَة»(۲۴)
 ما اگر مسلمان‌‌ايم، بايد از آن‌‌حضرت پيروى كنيم و به قول و عهد خودمان عمل نماييم.
 اگر مسلمانى فقط به اين است كه شهادتَيْن بگوييم تا نجس نباشيم، ما مسلمان‌‌ايم؛ امّا اگر مسلمانى به اين است كه پيرو خاتم انبياصلى الله عليه وآله وسلم‌‌باشيم، ما مسلمان نيستيم. بعضى از بزرگان گفته‌‌اند: خُلف قول از گناهان كبيره است و اين نكته را از قرآن استفاده كرده‌‌اند كه مى‌‌فرمايد:
 «يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنوا! لِمَ تَقولونَ ما لاتَفْعَلون؟ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أنْ تَقولوا ما لاتَفْعَلون!»(۲۵)
 «اى مؤمنان! چرا به قولى كه مى‌‌دهيد عمل نمى‌‌كنيد؟! شما با اين عمل در محضر خداوندِ عالَم مرتكب گناه بزرگى شده‌‌ايد.»
 مرحوم آقاى روزبه مى‌‌فرمودند:
 معلّم بايد قبل از شاگرد در كلاس باشد. اثر اين كار اين است كه شاگردان وقت‌‌شناس مى‌‌شوند. اثر ديگرش اين است كه شاگردان چون به تدريج وارد كلاس مى‌‌شوند، باادب سر جاى خودشان مى‌‌نشينند. اگر معلّم ديرتر از آنان بيايد، با كلاسى مواجه مى‌‌شود كه سراپا غوغاست؛ يكى ديگرى را هُل مى‌‌دهد؛ يكى شوخى مى‌‌كند؛ يكى داد مى‌‌زند و … اثر ديگرش اين است كه چون ديده‌‌اند معلّمشان قبل از وقت سر كلاس آمده است و بعد از ديگران بيرون مى‌‌رود، ياد مى‌‌گيرند كه در هر شغلى كه هستند، كار خود را دقيق و كامل انجام دهند.
 حضرت امام صادق‌‌عليه السلام‌‌فرمودند:
 «كونوا دُعاةَ النّاسِ بِأعْمالِكُم.»(۲۶)
 «با رفتار خودتان مردم را به نيكى دعوت كنيد.»
 يكى از دبيران كه منزلش از مدرسه دور است و تا حال يك‌‌دقيقه هم تأخير نداشته است مى‌‌گفت: من اين وقت‌‌شناسى را از معلّمى كه در طولِ تحصيل داشتم، ياد گرفتم.
 بايد دانست كه محكم‌‌كارى در همه‌‌ى شؤون لازم است و فقط به ساختن خانه اختصاص ندارد كه مواظب باشيم تا آهن آن ضعيف و سيمانش كم نباشد. ما از مدرسه و در حقيقت از اولياى دانش‌‌آموزان پول گرفته‌‌ايم تا در هر كلاس ۵۰ دقيقه به آن‌‌ها درس بدهيم. اگر مسلمان‌‌ايم، نمى‌‌توانيم ۵ دقيقه از آن كم كنيم يا يك ساعت و يا يك روز را تعطيل كنيم. بايد بدانيم كه در اين‌‌صورت آيه‌‌ى «وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفين!»- كه مى‌‌گويد: واى بر كم‌‌فروشان! – شامل حال ما هم مى‌‌شود.
 گاهى به سبب آن‌‌كه بازرس به مدرسه مى‌‌آمد و مرحوم آقاى روزبه به علّت حضور در دفتر مدرسه، چند دقيقه دير به كلاس حاضر مى‌‌شد، آن چند دقيقه را جبران مى‌‌كرد.
 اگر ما ارزشى براى وقت بچّه‌‌ها قائل نباشيم، بايد بدانيم كه گرفتار حق‌‌النّاس خواهيم شد؛ مثلاً تشييعِ جنازه، مستحبّ و اداى حقِّ شاگردان، واجب است. اگر ما براى تشييعِ جنازه‌‌اى كلاس را تعطيل كرديم، وظيفه‌‌ى واجب را ترك كرده‌‌ايم؛ مگر اين‌‌كه آن را جبران كنيم.
 يكى از استادان دانشگاه كه در كلاس چهارم دبستان نيكان درس انشا مى‌‌داد، صبح جمعه‌‌اى مادرش از دنيا رفت. چون ساعت چهار بعدازظهر همان روز با چند نفر از اوليا مصاحبه داشت، سرِ ساعت در مدرسه حاضر شد. گفتند: با اين‌‌كه مادر شما امروز فوت كرده است، چه‌‌طور به مدرسه حاضر شديد؟ گفت: مادر من مرده است؛ مسلمان‌‌ها چه گناهى كرده‌‌اند؟ من با اين‌‌ها قرار داشتم و بايد سر ساعت حاضر باشم. بعضى از معلّمان گفتند: ايشان با عمل خودشان به همه‌‌ى ما درس نظم و وفاى به عهد دادند.
 در آيه‌‌ى شريفه مى‌‌فرمايد:
 «وَ أنْتُمُ الْأعْلَوْنَ إنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنين»(۲۷)
 «اگر مؤمن باشيد، از همه‌‌ى ملل برتر و بالاتريد.»
 ما بايد به چه مؤمن باشيم؟ مؤمن به قرآن. اگر به قرآن مؤمن بوديم و به احكام آن عمل مى‌‌كرديم، همان‌‌طور كه قرآن فرموده است، حالا از همه‌‌ى ملل برتر و بالاتر بوديم. اگر مريضى هزار سال بگويد: قرص، شربت، آمپول، آيا مرضش خوب مى‌‌شود يا اين‌‌كه بايد مطابق نسخه‌‌ى پزشك عمل كند؟
 تا قيامت گر كسى مىْ مىْ كند
تا ننوشد باده، مستى كى كند
 نام فروردين نيارد گل به باغ‌‌
شب نگردد روشن از نام چراغ‌‌