می‌گفتیم اگر کسى تکلیف واجبش را ترک کند یا گناهى را مرتکب شود؛ ممکن است خدا او را ببخشاید؛ امّا اگر کسى به دیگرى ظلم کند و حقّ او را بگیرد و به او مدیون شود، خدا از او نمی‌گذرد مگر آن‏که آن شخص از او بگذرد و او را حلال کند. قرآن می‌گوید:
« فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَه »
وقتى آفتاب در اتاقى می‌تابد چیزهایى در فضا دیده می‌شود که به آن‏ها ذرّه می‌‏گویند. در این آیه می‌فرماید: خدا از این ذرّه هم نمی‌گذرد.
در کلاس می‌گفتیم: شخصى که به یک یهودى مختصرى بدهکار بود، پس از مرگ به خواب پسرش آمد و گفت: در این عالَم، به‏ واسطه ‏ى بدهى به آن یهودى، گرفتارم؛ طلب او را بدهید. بعد از آن‏که پسرش بدهى او را داد با آن‏که این خواب را به هیچ کس نگفته بود پدرش به خواب فرد دیگرى آمد و گفت: به پسرم بگو که پول یهودى را دادى؛ من راحت شدم.
در اثر این نوع تربیت، شاگردان نسبت به حقّ‏‌النّاس مقیّد می‌شدند و وسایل مدرسه از قبیل: میز، نیمکت، تخته‏ سیاه و ماشین مدرسه را خراب نمی‌کردند؛ حتّى گُلى از باغچه‏ ى کسى نمی‌کندند؛ جنسى از مغازه‏ ى کسى برنمی‌داشتند؛ بدون اجازه‏ ى پدر و مادر سر جیبشان نمی رفتند؛ نوبت دیگران را در خرید نان و غیره رعایت می‌کردند؛ اگر پولى گُم کرده بودند، به پول‏هایى که پیدا شده بود چون شک داشتند که مال خودشان است یا نه دست نمی‌زدند؛ براى آن‏که گفته بودیم: اگر کسى چیزى را که پیدا کرده بردارد، ضامن می‌شود و باید آن را به صاحبش برساند. در نتیجه محیط مدرسه امن و آرام بود و چون کسى مضطرب نبود که مبادا جیبش را بزنند، سر کلاس با آرامش خاطر از درس استفاده می‌کرد.
البتّه از جهات دیگرى هم دقّت‏‌هایى می‌شد، مثلاً به پدرها می‌گفتیم: فقط به مقدار نیاز یک روز پول به بچّه‌‏ها بدهید و به بچّه‏‌ها هم می‌گفتیم: پولتان را در جیب شلوار بگذارید؛ چون در مدرسه افراد ناشناخته هم می‌آیند که اگر پول در کُتِ شما باشد و آن را در راهرو آویزان کنید، ممکن است پول را بردارند. گاهى هم از مستخدم مدرسه مي‌خواستیم ببیند چه کسى سرِ جیب یا کیف دیگرى مى‏‌رود؛ آن وقت او را مى‏‌خواستیم و مى‏‌گفتیم: پولى را که از جیب فلانى برداشتى بده. او عذر مى‏‌خواست و پول را مى‏‌داد. به این ترتیب حالت عظمتى از مدرسه در ذهن بچّه‏‌ها پیدا مى‌‏شد و مى‌‏فهمیدند که در این‏جا نمى‌‏شود خلاف کرد. اگر این اقدام‏‌هاى دقیق و مناسب انجام نشود و در مدرسه دزدى ملکه‏‌ى شاگرد شود، در جامعه هم دزدى مى‏‌کند.