مربّى بزرگوار مرحوم علاّمه کرباسچیان ـ قدّس سرّه ـ ، در سال ۱۲۹۳ در تهران چشم به جهان گشود. او از دوران جوانى به تعلیم و تربیت نوجوانان علاقه‌ى زیادى داشت و استفاده از استادان برجسته، خصوصا مرحوم سیّد رضا دربندى و آیة اللّه العظمى بروجردى، در تشویق ایشان به امر تعلیم و تربیت جوانان و نوجوانان مؤثّر بود.

استادْ علاّمه پس از طىّ تحصیلات حوزوى در تهران و قم و رسیدن به مرتبه‌ى اجتهاد، در سال ۱۳۳۴ با هدف تأسیس یک مدرسه‌ى نمونه، قم را به مقصد تهران ترک گفتند. ابتدا، طرح خود را با دوست قدیمى خود، مرحوم حاج مقدّس، از وعّاظ با حقیقت تهران، در میان گذاشتند و از هم راهى و تأیید او بهره بردند. سپس مرحوم رضا روزبه را ـ که دانشمندى وارسته و عالمى عامل بود ـ براى مدیریّت دبیرستان علوى انتخاب کردند.

استاد، در آغاز کار، اغلبِ امور مدرسه حتّى خرید لوازم و نظافت کلاس‌ها و دست‌شویى‌ها را خودشان انجام مى‌دادند. هم چنین بیشتر دروس دبیرستان را خود آن مرحوم و شادروان روزبه تدریس مى‌کردند؛ ولى با افزایش کلاس‌ها و دعوت همکاران، به تدریج کار تدریس ایشان کمتر شد و در سال‌هاى بعد تنها درس اخلاق را در دبیرستان عهده‌دار بودند. شنیدن مباحث اخلاقى از زبان کسى که خود بدان‌ها عامل بود، لذّت و حلاوتى خاص داشت و خاطراتى به جاى مى‌گذاشت که اغلبِ فارغ‌التّحصیلان هنوز از آن‌ها یاد کرده و آثار و برکات آن را در جاى جاى زندگى خود شاهدند.
پس از شکل‌گیرى دبیرستان، در سال ۱۳۴۰ به تأسیس دبستان علوى اقدام کردند؛ چرا که معتقد بودند تربیت را باید از کودکى آغاز کرد و این شعر را مى خواندند:

چوب تر را چنان که خواهى پیچ
نشود خشک، جز به آتش، راست

هدف گیرى «علم و اخلاق»، دقّت بر کیفیّت کار، انتخاب شاگرد از خانواده‌هاى پاک و متدیّن، زیربنایى کارکردن و پرهیز از شعار و ظاهرسازى، از اصول برنامه‌هاى مدرسه بود.

استاد معتقد بودند کارى که به نام دین انجام مى‌پذیرد، مى‌باید بهترین باشد. لذا در عین زندگى زاهدانه و خانه‌اى بسیار ساده، براى مدرسه بهترین تجهیزات و امکانات را تدارک مى‌کردند که امروزه پس از ۴۰ سال، هنوز آثار چنین دقّت و آینده‌نگرى را، حتّى در ساختمان مدرسه‌ى علوى مى‌توان مشاهده کرد.
طبعا براى تدارک چنین مجموعه‌اى وجود نیروهاى متعهّد، حتّى در گروه خدمتکاران، از اهمّیّت ویژه‌اى برخوردار بود. اهتمام استاد به گزینش معلّمان و مربّیان متدیّن و سعى در ساخته شدن آن‌ها در طول جریانِ کار مدرسه از اقدامات اساسى ایشان بود. از این رو، بر فعّالیّت مربّیان نظارتِ دقیق داشتند و آن‌ها را در کارها راه نمایى مى‌کردند.

آن مرحوم براى یادآورى پیوسته‌ى هدف‌هاى تعلیم و تربیت، همه هفته شوراى معلّمان و مربّیان را تشکیل مى‌دادند. هم چنین جهت هم آهنگ ساختن اولیاى دانش آموزان با اهداف مدرسه، براى آنان جلساتى مى‌گذاشتند.

استاد علاّمه از تجربیّات اهل فن و روش‌هاى نوین بسیار بهره مى‌گرفتند و بعضى از معلّمان و مدیران را براى بازدید از مراکز آموزشى و تربیتى به خارج از کشور اعزام مى‌داشتند و وقتى کسى از نزدیکان از خارج برمى‌گشت، از او مى پرسیدند: آیا مطلب تازه‌اى دارى؟

به خاطر اهتمام به امر تعلیم و تربیت شاگردان، در تابستان براى آن‌ها برنامه‌ى اردو ترتیب مى‌دادند تا زحمات ۹ ماهه‌ى مدرسه در فراغت تابستان از بین نرود.

پس از چندین سال پاى مردى و تلاش شبانه روزىِ استاد، کم کم محصول زحمات ایشان یعنى فارغ‌التّحصیلان دبیرستان پا به عرصه‌ى جامعه گذاشتند و دیگران به عمق کارِ استاد پى بردند. از سویى دیگر، وجهه‌ى علمى و زهد عملى آن مرحوم باعث شد که مراجع تقلید به ایشان اجازه‌ى مصرف سهم امام علیه السلام را در کار مدرسه بدهند. هم چنین افراد خیّرى که نتایج کار را دیدند، در جهات مختلف به پیش رفتِ مدرسه کمک کردند و این چنین بود که خداوند متعال راه را براى توسعه‌ى کار آن مرد اخلاص و عمل باز کرد.

از ثمرات این همّت بلند و ایستادگى و گذشتن از همه‌ى مقامات و منصب‌ها، تأسیس ده‌ها مدرسه (پسرانه و دخترانه) در تهران، شهرستان ها و خارج از کشور، به دست و همّت تربیت یافتگان مکتب علاّمه و علوى است که همگى آن‌ها در الگوگرفتن از روش‌ها و توصیه‌هاى آن مرحوم سعى داشته‌اند.

علاوه بر پایه گذارى و راه‌اندازى مدارس، ده‌ها مؤسّسه‌ى فرهنگى محصول کار شاگردان مکتب استاد است و این‌ها همه غیر از مواردى است که آن مربّى الهى در جهت حلّ مشکلات مردم و خدمت به محرومان، شخصا عهده‌دار بودند.

سرانجام پس از عمرى پُربرکت، آن روح بزرگ در مرداد ۱۳۸۲ از این جهان فانى رخت بربست و با آغاز «سفرى الهى و شیرین» به دیدار دوست شتافت.